امروز : شنبه, 25 آذر 1396

ترس و فوبی های مزمن روانی

ترس ها و فوبی های مزمن روانی و هیپنوتیزم درمانی

تعریف ترس و فوبی (fear and phobia):

ترس یک احساس خطر منطقی است و باعث می شود که ما از خود محافظت بکنیم، مثلا" ترس از حیوانات وحشی در جنگل که باعث می شود که ما مسایل امنیتی را برای حفظ جان خود رعایت کنیم. ترس از رد شدن از خیابانی که اتوموبیل ها با سرعت از آن عبور می کنند در نتیجه ترس از اینکه برای حفظ جانمان با احتیاط عبور می کنیم.ترس ها و فوبی های مزمن روانی و هیپنوتیزم درمانی

اما فوبی یا ترس غیر منطقی ترسی است که در واقع خطری وجود ندارد اما ما دچار ترس و اضطراب می شویم و معمولا" به غیر منطقی بودن آن واقفیم. با این حال دچار استرس و اضطراب غیر قابل کنترل می شویم.

انواع فوبی ها و ترس های مزمن:

شاید به اندازه پدیده های موجود در دنیا فوبی وجود داشته باشد اما در اینجا به تعدادی از فوبی های شناخته شده اشاره خواهیم کرد.

1- ترس از فضای باز یا اماکن عمومی (Agora Phobia): 

در واقع ترس از  مکان هایی که در آنجا انسانهای زیادی رفت و آمد می کنند و یا مجبورند در جایی به صورت صف و غیره قرار کیرند. در چنین شرایطی فرد فوبیک دچار ترس و اضطراب شدید می گردد. حتی گاهی اوقات ممکن است دچار حمله هراس (panic attack)گردند.

2- ترس از حیوانات (zoo phobia):

 شاید به اندازه تعداد حیوانات ترس وجود داشته باشد.مثلا" ممکن است در فرهنگ ما ترس از زرافه یا فوبی زرافه وجود نداشته باشد ولی در افریقا وجود داشته باشد. بطور کلی فوبی حشرات، پرندگان، سگ، گربه، سوسک و غیره ترس های مزمن:

3- ترس از جمع (social phobia):

به هر حال هر کسی به دلایل مختلف مثلا" کمبود اطلاعات، عدم تجربه کافی و شاید بدلیل نقص جسمانی مثل لکنت و یا عدم اعتماد به نفس در مورد چهره و زیبایی خود امکان دارد که در روبه رو شدن و مواجهه با جمع دچار ترس شده و خجالت بکشد. اما فوبی یا ترس از جمع حالتی است فراتر از اضطراب و خجالت معمولی. به عبارتی شخصی که دارای ترس از جمع است به حدی اضطراب و استرس بر او غلبه می کند که ترجیح می دهد که از حق خود بگذرد.

4- وبسیاری از ترس های دیگر:

الف- نظیر ترس از بلندی (acro phobia)

ب- ترس از جاهای بسته (claustro phobia) 

پ- ترس از هواپیما و پرواز (aero phobia)

ت- ترس از خون (hemo phobia)

ج- ترس از بیمارستان (hospital phobia)

چ- و بسیاری دیگر

 ترس های دیگر

 

 

ترس ها و فوبی های مزمن

 

 

 

 

ترس خوب است - در صورتی که واقعی باشد - مثلاْ از یک حیوان وحشی در شرایطی که امکان آسیب رساندن به ما را دارد باید ترسید و یا از ایستادن در لبه یک دیوار بلند بطوری که امکان سقوط وجود دارد باید ترسید ... اما در اینجا منظور ما ترسها و فوبی هایی است که جنبه خیالی دارد . حیوانی که در قفس است و یا پشت بامی که نرده دارد و یا در خیابان میان مردم راه رفتن و غیره ... ترس ندارد . معمولاْ چنین ترسهایی جنبه روانی و خیالی دارد و منشاء آن در نا هوشیار و در تجربیات تلخ گذشته نهفته است . شایع ترین فوبی ها : فوبی از حیوانات - بلندی - از جاهای بسته و حتی جاهای باز - تاریکی - فوبی از در تنگنا قرار گرفتن و فوبی از جمع ( فوبی اجتماعی - Social phobia ) و غیره ... همه این ترسها و فوبی ها به وسیله روان درمانی و هیپنوتیزم درمانی قابل درمان می باشد. ترسها و فوبی ها به وسیله روان درمانی و هیپنوتیزم درمانی

نمونه های گزارش شده پس از درمان:
 

خانم 35 ساله ای با مشکل فوبی سوسک مراجعه نمود. او می گفت حتی از دیدن عکس سوسک در کتاب، حالت ترس 
به من دست می دهد. حتی وقتی که فکر سوسک و تصویرش هم در ذهن من می آید دلم میریزد. تجربیات متفاوتی را از دیدن ناگهانی سوسک در جاهای مختلف تعریف می کرد که حتی چند بار هم به حالت بیهوشی افتاده است. او اظهار می کرد که زندگی ام به دلیل این فوبی از سوسک مختل شده است. به هر حال فرآیند درمان با ایشان شروع شد. (داستان اینکه چگونه این فوبی از بین رفت بجای خود جالب است. اما در اینجا نمی گنجد.) او بعد از چندین جلسه نه تنها از سوسک نمی ترسید،بلکه او و والدینش اظهار می کردند که می تواند سوسک را با یک دستمال کاغذی بگیرد و آن را در جای دیگری رها کند. حداقل چندین مورد از کسانی که فوبی سوسک داشته اند به راحتی با هیپنوتیزم درمانی فوبی شان برطرف شده است.

دختر 17 ساله ای به دلیل ترس یا فوبی از باد و طوفان مراجعه نمود. گزارش او و والدینش به این صورت بود که حتی باد ضعیف و تکان خوردن درختان هم باعث ترس و وحشت وی می شود. بنابر این در فصل پاییز و یا در هر زمانی که بادی می وزید زندگی او به دلیل ترس و وحشت از باد و یا احتمالآ طوفان کاملآ مختل می شد. البته مشکل این خانم تنها این نبود. بلکه او ترس از تاریکی و حالت هایی از تاریکی را نیز ابراز می نمود. به هر حال پس از شروع درمان، آرام آرام احساس بهبودی اش را ابراز می نمود. و در نهایت جلسات درمانی به پایان رسید و این مراجعه کننده بعد از یک سال مجددآ مراجعه نمود. اما نه به دلیل آن فوبی بلکه به این دلیل که می خواست در امتحان کنکور و پیشرفت تحصیلی موفق باشد. ترس واختلالات قابل درمان


خانم 32 ساله ای به دلیل فوبی اجتماعی شدید، خجالت و عدم اعتماد به نفس، منقبض شدن اندام و دل پیچه در جمع که در نهایت باعث فرار او از جمع می شد، مراجعه نمود. احساس بهبودی این خانم بعد از شروع درمان آغاز شد. او اظهار می کرد که دیگر اندامم در جمع سفت نمی شود. دل پیچه ندارم. اگر چه خیلی راحت نیستم اما نمی خواهم فرار هم بکنم. خواستگاری هم داشتم که با او نشستم و به راحتی صحبت کردم. ( این خانم به دلیل ترس و فوبی هایی که داشته، هیچ خواستگاری را نمی پذیرفت. ) به هر حال آخر داستان این بود که می گفت اعتماد به نفسم بسیار بهتر شده، کاملآ راحتم و انگار تازه متولد شده ام. می توانم آنچه را که دوست دارم انجام دهم. از این نوع فوبی ها زیاد بوده اند که به شکر خدا خوب نتیجه گرفته اند.

آقای 38 ساله ای با فوبی در تنگنا قرار گرفتن و فوبی در جاهای بسته مانند رانندگی در اتوبان هنگامی که در اطرافش ماشینهای زیادی قرار گرفته اند. و یا اینکه فوبی در آسانسور هنگامی که چند نفر دیگر در اطرافش قرار می گیرند،مراجعه نمود. او می گوید : احساس خفکی به من دست داده و وحشت از خفه شدن به من دست می دهد.می خواهم فرار کنم و تپش قلب می گیرم. احساس مرگ و... به من دست می دهد. به هر حال پس از آنکه جلسه اول با موفقیت گام برداشته شد، در جلسات بعدی درمان آرام آرام ترس ها کاهش پیدا کرد و احساس خفگی از بین رفت، خواب بهتر شد، و بسیاری از موارد دیگر...که در نهایت در جلسات پایانی کاملآ حالش بهبود پیدا کرده بود و پیگیری های بعدی ما نیز نشان داد که بیمار بهبود یافته است. موارد این چنینی بسیار زیاد بوده اند که بهبود یافته اند.
 

وبسیاری از موارد دیگر...

 

 

 

دردهای روانی جسمانی (میگرن و..)

دردهای روانی- جسمانی و هیپنوتیزم درمانی

تعریف دردهای روانی- جسمانی (psychosomatic pains) :

دردهای روانی- جسمانی
اصطلاح رایج دردهای روانی-جسمانی، در واقع دردهای روان تنی یا سایکوسوماتیک می باشد. درد های روان تنی دردهایی هستند که منشا روانی دارند بعبارتی دردهایی که بوسیله تنشها و فشارهای روانی فرو داده شده یا سرکوب شده ایجاد می شوند که بصورت جسمانی خود را نشان می دهند. بعبارتی دردهای روان تنی دردهایی هستند که بوسیله دارو درمانی بهبود پیدا نکرده اند. بعبارتی این دردها هیچ گونه منشا جسمانی ندارند. بنابراین بسیاری از دردها یا مشکلات جسمانی که بوسیله روشهای پزشکی التیام نیافته اند را می توان دردهای روان تنی نامید. از جمله دردها و یا مشکلات جسمانی که می توان آنها را با منشا روانی نامید عبارتند از: سردردهای تنشی، میگرن،  گردن درد، حتی بسیاری از اوقات فشار خون یا دیابت نیز ممکن است بوسیله فشار روانی بروز کند.  به عبارتی انواع دردها که بوسیله دارودرمانی بهبود نمی یابند. بسیاری از اختلالات جنسی نیز از جمله اختلالات روان تنی می باشند، حتی بسیاری از اوقات ریزش مو نیز منشا روانی دارد، همچنین گاهی اوقات فلج اندام که اصطلاحا" در روانشناسی آن را هیستریک می نامند منشا روانی است. و غیره.علل دردهای روانی-جسمانی

علل دردهای روانی-جسمانی یا روان-تنی:

همانطور که گفته شد منشا دردهای روان-تنی ناشی از فشار های روانی است. مثلا" بسیاری از افراد پس از مشاجره خانوادگی و یا مغبون شدن در یک معامله و یا شنیدن یک خبر بد ممکن است دچار دردهای جسمانی مثلا" سر درد شوند.  احساس گناه، احساس خشم، بسیاری از اوقات از جمله دلایل اختلالات جنسی می شود.

پیآمدهای دردهای روانی-جسمانی یا روان تنی:

اختلال در زندگی روزمره و یا به عبارتی مشکلات شغلی، ایجاد اختلال در سلامت کلی فرد، ایجاد مشکلات در روابط خانوادگی و غیره از جمله پیآمدهای دردهای روان تنی یا دردهای عصبی می باشند.

درمان دردهای روانی-جسمانی یا روان تنی:

درمان دردهای روانی-جسمانی یا روان تنی
مشاوره روانشناسی به منظور کاهش تنشهای بین فردی و خانوادگی و همچنین روان درمانی بمنظور ایجاد الگوی فکری معقول و عقلانی می تواند به طور غیر مستقیم باعث کاهش دردهای جسمانی-روانی گردد. طبیعی است هیپنوتیزم درمانی به همراه روشهای درمانی رایج می تواند بهترین روش درمانی برای چنین اختلالاتی باشد.

درمان وسواس و افکار مزاحم

وسواس،  افکار مزاحم و هیپنوتیزم درمانی

 

تعریف وسواس و افکار مزاحم

وسواس یک فشار فکری است برای ادامه یک فکر یا یک عمل که فرد به غیر منطقی بودن آن واقف است اما قادر به توقف آن نیست . به عبارتی وسواس دو نوع است.

1. وسواس فکری و آن یعنی فکری که فرد علی رغم میل خود مرتبا" در ذهن خود به آن مشغول است و قادر به رهایی از آن نیست و همیشه سعی دارد به نتیجه ای برسد که چنین نتیجه ای هیچ وقت حاصل نمی شود. در نتیجه فرد در مسایل و امورات زندگی خود نمی تواند هیچ تمرکزی داشته باشد. وسواس فکری می تواند در ارتباط با وقایع گذشته و یا کارهایی که در حال حاضر در دست اقدام دارد را شامل شود اما هیچ وقت به هیچ نتیجه عملی نرسد. نمونه هایی از افکار وسواسی میتوانند افکار مداوم در مورد اتفاقات ناگوار، نگرانی در مورد مرگ نزدیکان و عزیزان، در ذهن خود مرتبا" صلوات فرستادن به این دلیل که مبادا کم باشد و یا درست صلوات نفرستاده باشم، ضرب یا تفریق اعداد در ذهن بطور مکرر اما بدون قانع شدن، و غیره. بنابراین وسواس فکری یعنی یک فشار حسی و یا یک حس اجباری که باعث می شود فرد وسواسی افکاری را بدون نتیجه ادامه بدهد و معمولا" بسختی قادر به توقف آن هستند، و شاید هم هیچ وقت نتوانند آن را متوقف کنند در نتیجه بیشتر تسلیم آن گردند.

 

2. وسواس فکری عملی یعنی فشار فکری (اجبار) که فرد را به انجام و یا تکرار یک عمل وا می دارد. شستن دست به کرات با وجود اینکه می داند این عمل غیر منطقی است اما قادر به توقف آن نیست. گاهی اوقات یک فرد وسواسی ساعتهای طولانی در حمام می ماند. گاهی اوقات وسواس فکری عملی بسیار خطرناک است مثل وسواس اقدام به خود کشی و دگر کشی.

 

علل وسواس (فکری یا عملی)

 اگر چه عوامل ژنتیکی در همه اختلالات و بیماریهای جسمانی و روانی زمینه ساز است اما کمتر  بیماری است که به خودی خود بروز نمایند مگر آنکه عوامل آشکار سازی وجود داشته باشند تا بیماری بروز نماید. به اعتقاد من از جمله عوامل وسواس افسردگی است و خود افسردگی هم به دلیل وقایع تلخ و ناگوار زندگی، عدم اعتماد به نفس و کمرویی و همچنین طرز تفکر و توقعات فرد از محیط می تواند عامل بوجود آورنده وسواس باشد.

پیآمدهای وسواس: تصور کنید فردی که هجده ساعت در حمام به شستشوی خود مشغول است. و یا فردی به این دلیل که حتی اگر از یک متری سطل آشغال رد شود احساس می کند که ممکن است نجس یا کثیف شود هیچ وقت منزل را ترک نکند. و یا خانم خانه داری پس از یک مهمانی همه لوازم را باید بشوید. و موارد اینچنینی بسیار. بنابراین پی آمد وسواس بمعنی تخریب زندگی خود فرد و اختلال و سلب آسایش و آرامش برای دیگران می باشد. و بسیار پی آمدهای مخرب دیگر که شرایط بیماری را وخیم تر و بدتر می کند.

درمان وسواس

 وسواس قابل درمان است. اما عواملی چون شخصیت فرد وسواسی، شدت  وسواس بیمار، میزان انگیزه بیمار برای درمان و همچنین چگونگی بکار گیری فنون درمان توسط درمانگر و غیره میتواند در درمان انواع  وسواس اثر گذار  باشد. از جمله روشهای درمانی که در درمان وسواس بکار گرفته میشود دارو درمانی، مشاوره روانشناسی و روان درمانی، و همچنین هیپنوتیزم درمانی را می توان بکار گرفت. تجربه نشان داده است مشاوره و روان درمانی و هیپنوتیزم درمانی یکی از روشهای موثر در درمان وسواس و افسردگی و غیره می باشند.

(ادامه دارد)

 

مطالب قدیم  

برای مثال : شستن دست به کراّت و یا چک کردن قفل در و یا ماشین و یا هر چیز دیگری و یا اینکه ادامه یک فکر که قادر به کنترل آن نیستیم . معمولاْ هنگامی که فرد تلاش می کند عمل وسواس گونه و یا فکر وسواس گونه را کنترل کند دچار اضطراب و بی قراری می شود .بسیاری از بیماران وسواسی در واقع از افسردگی و یااز حالاتی از افسردگی رنج می برند . این بیماران پس از چندین جلسه روان درمانی وهیپنوتیزم درمانی به طور کلی حالاتشان متحول می شودو دیگر از آن فشار فکری برای انجام عمل وسواس گونه رنج نمی برند و حتی حالات افسردگی آنها نیز برطرف می شود. 

نمونه های گزارش شده پس از دوره درمان. 

خانم 32 ساله ای با مشکل وسواسی عجیبی به این شرح مراجعه نمود:عادت داشت اگر جایی می رفت و چیزی نظرش را جلب می کرد، تا زمانی که آن کار را انجام نمی داد به آرامش نمی رسید. مثلآ اگر مهمانی می رفت، ناگهان یک شیئ مثلآ یک لیوان نظرش را جلب می کرد، می بایست آن را بر میداشت و با خود می برد.و یا اگر در ذهنش خطور می کرد که ظرف غذایش را بردارد، باید آن را بر میداشت و با خود می برد.این فرد وقتی برای مشاوره اولیه به مطب مراجعه نمود،در حین مشاوره هرگاه نیاز به دستمال کاغذی پیدا می کرد، مشاهده می کردم که 3 عدد بر میداشت. تا اینکه از او پرسیدم چرا 3 تا بر می دارید؟ او گفت: حتمآ باید 3 دستمال بردارم در غیر این صورت بی قرار می شوم.در پایان جلسه هنگامی که می خواست برود، دوباره سعی کرد دستمال کاغذی بردارد. و هنگامی که 2 عدد برداشت، من مقاومت نمودم و دستمال کاغذی را در کشو گذاشته و کشو را قفل کردم. اما هرگز آزام ننشست.شاید حدود 15 دقیقه از اتاق می رفت بیرون و بر می گشت.که در نهایت من تسلیم شدم و دستمال کاغذی را به او دادم. این است وسواس، یک فکر یا یک عمل که تا زمانی که آن را به پایان نرسانده ایم، به آرامش نخواهیم رسید.این خانم بعد از چندین جلسه هیپنوتیزم درمانی از فشار فکری اش کاسته شد و به عبارتی رو به بهبود گذاشت و درمان شد. 

آقای 28 سال ای با وسواس فکری و عملی که فکر می کرد او بیمار است و اگر به بیرون از منزل برود ممکن است دیگران را آلوده به بیماری کند.در نتیجه او هرگز به خارج از منزل نمی رفت.البته از اضطراب و دلشوره زیادی نیز رنج می برد.با اینکه تحصیلات بالایی داشت به دنبال کار نمی رفت و بیکار بود. کار درمان ما با ایشان شروع شد و خوشبختانه مراحل اولیه کار به خوبی پیش رفت و ایشان از پیشرفت درمان احساس رضایت می کردند.تا اینکه در جلسه ششم ابراز کردند که کاملآ احساس راحتی می کنند. 


آقای 38 ساله ای که قبلآ وسواس فکری_عملی به شست و شو داشت، در حال حاضر با مشکل وسواس فکری (مثلآ صد بار در ذهنش بگوید 5x 5 =25 ) که او را مجبور به تکرار یک سری اعمال فکری می کرد، مراجعه نمود. البته مشکلات دیگری چون ترس از رانندگی، خجالتی بودن، و عصبانیت و همچنین عدم تمایل به جنس مخالف و میل به جنس موافق نیز از جمله مسائلی بود که می خواست آنها را درمان نماید. پس از شروع جلسات مشاوره و هیپنوتیزم درمانی از همان جلسه اول علائم بهبود آغاز شد. خواب بهتر شد، روابط اجتماعی بهبود یافت و... به طور کلی در پایان جلسات هم از لحاظ رانندگی، هم از نظر تمایلات جنسی کاملآ بهبود پیدا کرد و دیگر از فشار فکری وسواس گونه نیز خبری نبود.

بیماری با شکل افکار مزاحم ، پراشتهایی ، زودانزالی جنسی(انزال زودرس) عدم اعتماد به نفس در ارتباط با روابط اجتماعی ، استرس و اضطراب شدید ، افسردگی ،عدم ارتباط کلامی با دیگران وحتی همسر ، کم حرفی ، کم خوابی و تمایلات همجنس گرایانه و یا همجنس خواهی (همجنس بازی) و..

این جوان ضمن گزارش بهبود جلسه به جلسه در پایان چنین ابراز می کند:

زود انزالی ام کاملا بهبود یافته، اعتماد به نفس ام بهتر شده استرس و اضطراب کاهش یافته...خوابم بهبود یافته افکار مزاحم کاهش یافته ، اشتهایم را بخوبی کنترول می کنم،در واقع وسواس خوردن در من کاهش پیدا کرده احساس می کنم به وزن ایده آل ام نزدیکتر میشوم خدا را شکر می کنم خیلی بهتر شده ام

 

و بسیاری از موارد دیگر.....

درمان اعتیاد و وابستگی های روانی

تعریف اعتیاد و وابستگیهای روانی مضر:

 
با توجه به تجربیات بالینی و درمانی که داشته ام بهترین تعریفی که می توان از اعتیاد ارایه داد این است: اعتیاد یعنی وسوسه و هوس روانی برای تجدید خاطرات لذت بخش گذشته و یا فرار از یک فشار درونی و یا بیرونی. در این تعریف  متغیرها و یاعواملی که باعث ادامه یک عمل عادت وار یا وسواس گونه و یا اعتیاد گونه می شوند عبارتند از: 1- وسوسه و هوس روانی، 2- خاطرات لذت بخش گذشته، 3- فرار از فشار درونی مانند دردهای جسمانی و بیقراری روانی 4- فشارهای بیرونی نظیر مشکلات اجتماعی و خانوادگی. به اعتقاد من اعتیاد یک وسواس فکری-عملی می باشد. یک فرد که دارای وسواس نجاست می باشد با اینکه از نظر منطقی می داند تمیز است با این حال قادر به کنترل احساس خود نمی باشد. بنابراین می توان گفت یک فرد معتاد دارای اختلال روانی است که به صورت وسواس ذهنی برای مصرف مواد و همچنین فرار از درد جسمانی می باشد. به اعتقاد من ریشه وسواس افسردگی می باشد. به اعتقاد من  سوء مصرف مواد در ابتدا شروع، یک عمل بزه کارانه و جرم است. اما پس از آن دیگر نمیتوان گفت که آن فرد مجرم است، بلکه باید به او بعنوان یک بیمار نگریست...
علل اعتیاد و وابستگیهای روانی مضر:
عواملی که باعث اعتیاد به مواد مخدر و یا هر گونه مواد زیان آور می شوند بسیارند. مهمترین عامل اعتیاد افسردگی و عدم اعتماد به نفس می باشد. به اعتقاد من دومین عامل مهم که شاید از عامل اول هم در بروز اعتیاد به مواد مخدر مهمتر باشد،  وفور مواد مخدر در جامعه است. عوامل دیگر مداخله گر و یا بوجود آورنده اعتیاد عبارتند از: 1- رسیدن به حالت خوشایند و لذت بخش نََُّـعشه گی که در نتیجه در طولانی مدت باعث افزایش میزان مصرف می گردد 2-بیکاری 3- نبود امکانات تفریحی (حتی افراد تحصیلکرده که امکانات تفریحی برای سپری کردن اوقات فراقتشان ندارند نیز ممکن است به مواد مخدر به منظور داشتن اوقات خوش، روی آورند) 4- فشارهای خانواده 5- اختلالات روانی. مثلا" کسانی که دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی هستند بیشتر به مواد روی می آورند. 6- و بسیاری از عوامل دیگر.
پی آمدهای اعتیاد:
عواقب اعتیاد با توجه به شخصیت، وضعیت اقتصادی و سطح فرهنگی افراد متفاوت است. بهر حال اعتیاد باعث فروپاشی و تخریب خانواده، اختلالات روانی و جنسی، بدبینی و شکاکیت، دزدی و جرم، فساد اخلاقی، گوشه گیری و فرار از جامعه، و بسیاری موارد دیگر می شود.
با توجه به نوع مواد مخدر عواقب روانی و اجتماعی آن نیز متفاوت است. مثلا" کسانیکه شیشه مصرف می کنند دچار بدبینی، سوءظن، و توهم می گردند که مسایل جبران ناپذیری را برای اعضای خانواده و خود بوجود می آورند. متاسفانه  کسانیکه از این نوع مواد مصرف می کنند بر این اعتقادند که هیچ گونه اعتیاد و وابستگی ندارند و هر وقت که بخواهند می توانند آن را رها کنند.
اعتیاد و هیپنوتیزم درمانی:
همانطور که در تعریف اعتیاد گفته شد اعتیاد بیشتر یک وسوسه و هوس روانی است تا یک وابستگی جسمانی. بنابراین در درمان آن هم باید وسوسه روانی مصرف مواد را از بین برد در نتیجه به خودی خود فرد میل خود را به مصرف مواد از دست می دهد. یک فرد معتاد که درد و رنج زیادی را برای ترک مواد تحمل می کند اما پس از مدتی مجددا" به آن روی می آورد، این در واقع بمعنای آن است که قدرت اراده آن فرد تحمل مقاومت در برابر وسوسه تجدید حالات لذت بخشی که آن مواد در گذشته برای او ایجاد می کرد را ندارد. در نتیجه مجددا" شروع به مصرف مواد می کند.
بنظر می رسد برای ترک اعتیاد یک روش بسیار خاصی را باید بکار برد تا وسوسه مصرف مواد را از بین برد. بنابر این از آنجاییکه هیپنوتیزم قادر به نفوذ به ذهن نا هشیار فرد می باشد،  به همراه مشاوره روانشناسی و روان درمانی بهترین روش برای رهایی از اعتیاد و وابستگی روانی به هر چیز زیان آوری می باشد. 
 
 
 
مطالب قدیم
به اعتقاد من یکی از دلایل اعتیاد افسردگی است . دلایل دیگری  اعتیاد می تواند وفور مواد مخدر در محیط و بعد از آن مشکلات خانوادگی و بی توجهی اطرافیان ، کمبود محبت و سهل انگاری خود شخص  باشد . به طور کلی همه آنهایی که به چیزی وابستگی پیدا می کنند و قادر به ترک و یا جدایی از آن نیستند را به نوعی می توان افسرده نامید . برای اینکه اعتیاد یک نوع خودکشی تدریجی است . افراد افسرده هم اقدام به خودکشی می کنند .
اعتیاد یک وسوسه و هوس روانی برای تجدید خاطرات لذت بخش گذشته و یا فرار از یک فشار بیرونی ( مثلاْ مشکلات خانوادگی و غیره ... ) می باشد . افراد معتاد اثرات زیان بخش مواد مخدر را می دانند و در نهایت به آن نتیجه می رسند که می خواهند آن را ترک نمایند .اما آنطور که شواهد نشان می دهد به نظر می رسد که بسیاری از افراد معتاد قادر به ترک آن مواد نیستند . به عبارتی نمی توانند . پس می دانند - می خواهند اما نمی توانند . برای مثال مشاهده شده است که بسیاری از افراد علیرغم ترک جسمانی و مشاوره های مختلف روانشناسی بازهم مجددا به استمرار آن عادت مضر مبادرت می ورزند. شاید چنین استدلالی در توجیه بسیاری از مسائل و مشکلات عاطفی و رفتاری انسانها قابل تعمیم باشد . تا کنون تجربیات ما و همینطور دیگران ثابت کرده که هیپنوتیزم درمانی و روان درمانی در کمک به فرد برای رهایی از مواد زیان آور و یا حتی رفتارهای غیر قابل کنترل بسیار موثر می باشد . اما با این وجود تا زمانی که فرد تصمیم به رهایی از آن مواد مخدر و یا تصمیم به تغییر رفتار خود را نگرفته باشد هیچ درمانی موثر واقع نمی شود . 

نمونه های گزارش شده پس از درمان:

آقای 26 ساله ای به همراه یکی از والدینش به دلیل اعتیاد به شیشه مراجعه نمود. البته علائم دیگری که بسیار آزارش می داد به این قرار بود، اضطراب و دل شوره شدید، بد خوابی ، کابوس شبانه ، بد بینی ، عدم اعتماد به نفس ، وسواس فکری بر روی کلمات ، بی اشتهایی ، و حالت تهوع به همراه استرس و.... و مهمتر از همه مشکل جنسی عدم نعوذ "Erection " . بعد از شروع درمان علائم بهبود آغاز شد. ( طبق گزارش بیمار و همراهش ) و در نهایت همراهش چنین گزارش می دهد: حال عمومی فرزندم در مورد اشتها، خواب، استرس و اضطراب و افسردگی و....کاملآ خوب شده است. و بیمار گزارش می دهد: تمام روحیاتم خوب و از نظر جنسی کاملآ خوب شده ام. 

آقای 38 ساله ای با مشکل وابستگی شدید (اعتیاد) به تریاک و اضطراب بسیار شدید کاری به طوری که از 5 صبح بیدار می شود و تا 7:30 صبح دیگر نمی خوابد تا اینکه برود سر کارش. و همچنین مشکل در عدم تمایلات جنسی و عدم کنترل بر خود در هنگام روابط جنسی ( زود انذالی )مراجعه و پس از چندین جلسه گزارشات به این صورت بود که همسرش می گفت : دکتر چه کار کردی که 7 صبح هم به زحمت بیدار می شود؟و..... گزارشات پایانی بیانگر این است که وابستگی به مواد به طور کامل قطع شد. (به بیمار توصیه شد که ذره ذره از میزان مصرف تریاک کم کند. منتهی از آنجائیکه انگیزه درمانش بالا رفته بود ،او میزان مصرف را به سرعت کاهش داده بود. به عبارتی وسوسه استفاده از مواد در او کاملآ کمتر شده و در نهایت کاملآ از بین رفته بود. ) و همین طور در رابطه با بقیه مسائل و مشکلات حتی آنهایی که گزارش نکرده بود هم احساس رضایت و بهبودی داشت. 

دختر خانم 18 ساله ای با وابستگی بسیارشدید به کراک به همراه علائم روانی و رفتاری دیگری چون: کابوس شبانه ، پرخاشگری ، افسردگی، استرس و اضطراب ، بی اشتهایی و....مراجعه و پس از شروع درمان آرام آرام علائم روانی و رفتاری او کاهش پیدا کرد، خوابش بهتر شد، اشتهای خوردن بهتر شد،وسوسه کشیدن کمتر شد (طبق گزارشات خود بیمار و همراهانش) به هر حال به نظر می رسید طبق معمول همه حالات بیمار متحول گشت و انگیزه پیشرفت و تحصیل و شرکت در کنکور سراسری در او پیدا شد. 

و بسیاری از موارد دیگر که به انواع مواد مخدر دیگر وابسته بوده اند نتایج بسیار خوبی گرفته اند. دلیل بهبود اینگونه افراد بوسیله روان درمانی و هیپنوتیزم نه به این دلیل است که وسوسه استفاده از مواد را از آنها می گیرد بلکه تغییر حس و نگرشی است که فرد در مورد خودش پیدا می کند. البته هیپنوتیزم به نوبه خودش در درمان واقعآ معجزه می کند البته اگر به زیبایی انجام شود و به درستی به کار گرفته شود.
 
 
 
 
 

می دانم، می خواهم،
اما نمی توانم!

 
"می دانم مشکلم چیست و می خواهم از آن رها شوم و یا درمانش کنم، و برای درمان آنها از همه روشها استفاده نموده ام با این وجود نمی توانم."
مثلا"، وسواس شستن و یا ترسهای غیر معقول و یا عدم اعتماد بنفس و غیره . با اینکه می دانیم این رفتارها یا احساسات غیر منطقی است، با این حال قادر به رهایی و یا کنترل آنها نیستیم.
بنابراین می توان گفت بسیاری از احساسات،هیجانات،و افکار ما ریشه در ناخوداگاه دارد.اگر چه در نهایت ما مسئول اعمال خود در جامعه و در تعامل با دیگران می باشیم.

هیپنوتیزم چیست؟

هیپنوتیزم به همراه روان درمانی سریع ترین و قویترین روش درمان مشکلات حل نشده شماست.
هیپنوتیزم به شما قدرت توانستن می دهد.
هیپنوتیزم به همراه روان درمانی در درمان اختلالات روانی و جنسی همانند جراحی است.


توجه


اگر تاکنون با روش های دیگر پزشکی و روانشناسی و غیره نتیجه ای نگرفته اید، هیپنوتیزم درمانی به همراه مشاوره روانشناسی و روان درمانی می تواند برای درمان مشکلات شما بهترین و موثرترین راه باشد.


مشاوره خانواده
و
مشاوره قبل و بعد از ازدواج و انجام کلیه آزمونهای شخصیت و هوش

مشاوره   22899147

توجه: مطالب این سایت بر اساس تجربیات بالینی و درمانی چندین ساله دکتر نجفی توانا نگاشته شده است و بدور از هر گونه اقتباس یا برداشت از کتابها و یا نظریات دیگر اندیشمندان می باشد.و هر جا مقاله و یا مطلبی متعلق به دیگران باشد در بالای آن عبارت "مطالب دیگران" ذکر شده است.