انحراف جنسی چیست؟

تعریف انحراف جنسی:

انحراف جنسی یک اختلال جنسی است که تمایلات جنسی فرد خارج از چارچوب رابطه جنسی طبیعی باشد. برای مثال تمایلات جنسی همجنس خواهانه (به جز افرادی که دارای نقص جسمانی می باشند)، خود ارضایی، مازوخیسم جنسی یا خود آزاری جنسی، سادیسم جنسی یا دیگر آزاری جنسی، فتیشیزم یا شئ پرستی جنسی (لذت جنسی از پای جنس مخالف و اشیا مرتبط)، حیوان خواهی یا زوفیلیا، کودک آزاری یا پدوفیلیا، مبدل پوشی یا ترنسوتیزم، خود نمایی جنسی یا اگزیبیشنیزم، چشم چرانی یا تماشاگری جنسی یا وویریسم  اسکوپوفیلیا و … .

علل اختلالات و انحرافات جنسی:

بطور کلی علت همه اختلالات و انحرافات جنسی در صورتی که مشکل جسمانی و پزشکی خاصی وجود نداشته باشد بر میگردد به عوامل روانی و تجربیات تلخ و یا شیرین گذشته فردبطور کلی یکی از عوامل مهم اختلالات و حتی انحرافات جنسی عامل افسردگی است (این اظهار نظر با توجه به تجربیات بالینی بسیار زیادی است که تا کنون با افراد مختلفی از این دسته بدست آمده است). به اعتقاد من همانطور که در بخش افسردگی گفته شد افسردگی یک پریشانی روانی است که می تواند هم در رفتار و افکار و احساسات فرد آشکار باشد و یا می تواند بصورت پنهان وجود داشته باشد (مثلا چرا یک فردی که کاملا سرحال و با نشاط است ناگهان میبینیم یکروز بعد خود کشی کرده). بنابراین بسیاری از مشکلات و اختلالات رفتاری و ذهنی در ذهن عامه مردم و حتی شاید بسیاری از متخصصین علوم رفتاری و روانشناسی که  آنرا افسردگی نمی دانند اما در واقع علامتی از افسردگی باشد که فرد آن را دارا می باشد. برای مثال  فردی که دچار افسردگی است این افسردگی حالات بی حوصلگی، بی حالی، لذت نبردن از زندگی و … و همچنین بی میلی و یا مشکلات جنسی (که فرد آنرا افسردگی نمیداند) را بهمراه دارد. دومین عامل اختلالات  و انحرافات جنسی بر می گردد به تجربیات دوران گذشته.تجربیات دوران گذشته در سرنوشت فرد بسیار اثر گذار است. چند مثال برای تفهیم مطلب. پسر بچه چهار ساله ای که در کف اتاق دراز کشیده ناگهان پاهای خواهر خود و ناخن های لاک زده او را می بیند و برایش جذاب و زیبا بنظر می رسد  و آن را می بوسد و یا لیس می زند. این پسر بچه چهار ساله در سن سی سالگی با مشکل فتیشیزم و یا پا پرستی که برایش مشکلات زیادی در ارتباط با جنس مخالف فراهم نموده برای درمان مراجعه می کند که  علایمی  از افسردگی را نیز بهمراه داشت. مردی با همسر خود دچار اختلافات  خانوادگی و نزاع می شود. و پس از مدتی مجددا با هم آشتی می کنند. اما پس از آن بطور کلی تمایل جنسی خود را به همسرش از دست می دهد. جالب اینکه پس از  مدتی با خانمی آشنا میشود و با او ازدواج می کند بدون هیچگونه مشکلی. اما پس از مدتی مجددا بعد  از یک مشاجره و نزاع توان جنسی خود را از دست می دهد. و بسیاری از موارد مشابه دیگر:

پیآمدهای اختلالات و انحرافات جنسی:

پیامدهای این اختلالات با توجه به مسایل فرهنگی و شخصیتی و یا به عبارتی از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از شخصی به شخص دیگر متفاوت می باشد. بطور کلی پیآمدهای اختلالات و انحرافات جنسی باعث افسردگی و حالات روانی مرتبط با آن ، روابط اجتماعی مختل، فرو پاشی کانون گرم خانواده، و مشکلات کاری ویا آینده ای گنگ و تاریک برای آن فرد می گردد.  برای مثال فردی که دارای تمایلات همجنس خواهانه است  ممکن است درفرهنگی دچار افسردگی گردد اما درفرهنگ دیگری دچار چنین اختلال عاطفی نگردد. و همینطور در موارد دیگر.

 

درمان اختلالات و انحرافات جنسی با هیپنوتیزم درمانی(هیپنوتراپی):

تمامی اختلالاتی که منشاء روانی دارند بوسیله هیپنوتیزم یا هیپنوتراپی و مشاوره روانشناسی و روان درمانی قابل درمان میباشند. همچنین همه اختلالات و انحرافات جنسی همچون ناتوانی جنسی، زود انزالی، دیر انزالی و عدم انزال، بی میلی و سرد مزاجی جنسی ،عدم ارگاسم، ترس یا فوبی جنسی، واژنیسم یا درد جنسی، همچنین انحرافات جنسی مانند تمایلات همجنس گرایانه، وسواس جنسی، فتیشیزم جنسی، مازوخیسم جنسی، سادیسم  جنسی، و غیره  که منشاء  روانی دارند نیز قابل درمان هستند. ما در ادامه مطلب هر یک از اختلالات و  انحرافات جنسی فوق را بصورت جداگانه و قابل فهم توضیح داده و تشریح خواهیم نمود و برای هر یک از آنها چند نمونه از موارد درمان شده را ذکر خواهیم کرد.

 

 

 

تمایلات همجنس گرایانه و هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی):

تمایلات همجنس گرایانه یا همجنس خواهی نوعی انحراف جنسی است که فرد علی رغم سلامت جسمانی به همجنس خود تمایل جنسی پیدا می کند.این تمایلات همجنس خواهانه می تواند یا به صورت افکار وسواس گونه جنسی به همجنس باشد و یا انجام عمل جنسی برای رسیدن به لذت جنسی باشد.

از جمله مهمترین عوامل  تمایلات هم جنس خواهانه  تجربیات دوران گذشته فرد مانند تجاوز جنسی، تجربیات همجنس بازی توام با کنجکاوی دوران خرد سالی، عدم توانایی در ایجاد ارتباط با جنس مخالف، و متاسفانه نگرش حمایت آمیز و همچنین قانونی جلوه دادن  همجنس بازی در بعضی از جوامع و غیره  می باشد.

به نظر می رسد که  تمایلات همجنس خواهانه تشابه بسیار زیادی با اعتیاد دارد. یک فرد معتاد هم دارای وابستگی روانی و هم جسمانی به مواد مخدر می باشد. در واقع فرایند اعتیاد به این صورت است که  فرد معتاد پس از مصرف مواد و اولین تجربه لذت بخش روانی وابستگی جسمانی به آن مواد  پیدا می کند.  و یک فرد همجنس خواه نیز پس از تجربه هم  جنس بازی تغییر و تحولات جسمانی (عادت جسمانی) در او به وجود می آید و پس از آن از نظر روانی در او وابستگی و میل به همجنس بوجود می آید.

درمان: در صورتی که فرد تمایل به درمان داشته باشد  به راحتی می توان بوسیله هیپنوتیزم درمانی و مشاوره روانشناسی و روان درمانی تمایلات همجنس خواهانه را از بین برد و تمایل به جنس مخالف را در فرد به وجود آورد.

وسواس جنسی و هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی):

به اعتقاد من افکار و اعمال وسواس گونه بسیار زیاد هستند.  در ارتباط با مسایل جنسی هم افکار و اعمال وسواس گونه زیادی در موارد مختلف وجود دارد که هم می تواند انحراف باشد و هم اختلال. که شاید تفکیک آنها در اینجا اهمیت زیادی برای ما نداشته باشد (البته همه آنچه که در اینجا گفته می شود بر اساس تجربیات بالینی است). انواع وسواس جنسی که از نظر کمیت و کیفیت در افراد متفاوت بسیار متفاوت است.  تنوع وسواس گونه در ایجاد ارتباط  جنسی با افراد متفاوت از جنس مخالف که پس از آن فرد احساس  گناه و ناراحتی و پشیمانی می کند. این افراد گاهی اوقات رابطه را تا حدی پیش می برند ولی پس از آن بدون انجام کاری عقب نشینی می کنند. گاهی اوقات فردی فقط وسواس بیان کلمات جنسی را دارد. انواع دیگر وسواس جنسی، وسواس افکار جنسی در هنگام صحبت با جنس مخالف یا حتی موافق می باشد. یکی دیگر از انواع وسواس جنسی خود ارضایی می باشد و غیره.

یکی از عوامل  این اختلال افسردگی است. به هرحال همچون دیگر اختلالات روانی-جنسی،  مشاوره روانشناسی و هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی) بهترین روش درمان این اختلال می باشند.

 

شیء پرستی یا پا پرستی جنسی  (فیتیشیسم جنسی)و هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی):

 

شیئ پرستی، بت پرستی، پا پرستی (فوت فتیش) یا عضو پرستی و غیره انحراف جنسی است که فرد بوسیله دیدن و لمس کردن  آنها از نظر جنسی تحریک و با آنها لذت جنسی می برد. فرد فتیش قادر به لذت بردن و تحریک جنسی از راه طبیعی نیست.

علل این انحراف یا بیماری جنسی بر می گردد به تجربیات گذشته فرد، مثلا” اولین تجربه خوشایند حتی بدون لذت جنسی حتی با محارم و نزدیکان خود. چنین فردی ممکن است در آینده دچار مشکل فتیشیزم شود. غالبا” این افراد از افسردگی و از عدم اعتماد به نفس رنج می برند.

همچون دیگر اختلالات روانی مشاوره و روان درمانی و هیپنوتیزم درمانی می تواند بهترین روش درمانی برای این انحراف باشد. نمونه های درمان شده از این نوع انحراف بسیارند.

مازوخیسم جنسی (خودآزاری ) و هیپنو تیزم درمانی (هیپنوتراپی):

مازوخیسم به معنی آزار و  آسیب رساندن به خود می باشد. اما در ارتباط با مسایل جنسی فرد مازوخیست برای لذت بردن جنسی نیاز دارد تا از سمت شریک جنسی خود  تا سرحد زخمی شدن و خون آلود شدن  آسیب ببیند.

علل مازوخیسم علاوه بر تجربیات گذشته فرد خشم فرو داده شده نسبت به خود می باشد که در واقع با آسیب رساندن به خود احساس آرامش می کند. و در ارتباط با مسایل جنسی با آسیب دیدن از طرف جنس مخالف از رابطه جنسی لذت می برد. البته شریک جنسی فرد مازوخیست حتما” باید فردی با انحراف سادیسم باشد.احتمال می رود که درصد  افراد مازوخیست نسبت به سادیست کمتر باشد.  این افراد دارای افسردگی نیز می باشند.

روان درمانی و مشاوره روانشناسی و هیپنوتیزم درمانی قوی ترین و سریع ترین روش درمانی برای این اختلال می باشند.

سادیسم جنسی (دیگر آزاری) و هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی):

 

بر خلاف مازوخیسم جنسی، که لذت جنسی از طریق آزار دیدن جنسی از سمت جنس مخالف حاصل می شود، سادیسم جنسی از طریق آزار رساندن جنسی به جنس مخالف لذت جنسی حاصل می گردد. تداوم رابطه این دو بستگی به مازوخیست بودن یکی و سادیست بودن دیگری دارد.

علل سادیسم جنسی همچون مازوخیسم است با این تفاوت که فرد سادیست با اعمال پرخاشگرانه که آن هم ریشه در افسردگی دارد به لذت جنسی می رسد.

درمان سادیسم جنسی همچون مازوخیسم جنسی بوسیله روان درمانی و هیپنوتیزم درمانی امکان پذیر است.

بسیاری از اختلالات و انحرافات جنسی دیگر و هیپنوتیزم درمانی: 

اختلالات و انحرافات جنسی زیادی وجود دارد که شاید  اهمیت آنها کمتر از اختلالات و انحرافات جنسی که در این سایت بطور جداگانه تشریح شدند نباشد. و دلایل و عللی که باعث این اختلالات و انحرافات می شوند تقریبا” مشابه هم هستند و درمان آنها نیز با روش درمانی تشریح شده در این سایت امکان پذیر می باشد. در اینجا این اختلالات و انحرافات  را نام برده و تعریف می نماییم.

انحراف جنسی خود ارضایی(masturbation-ماستربیشن): این انحراف یک رفتار جنسی انحرافی است که فرد با تحریک جنسی آلت تناسلی خود بصورت خیالی با فردی که دوست دارد شریک جنسی او باشد،  سعی در ارضای جنسی خود می نماید.

خود ارضایی جنسی در صورتی که بصورت مکرر انجام بگیرد و وسواس گونه باشد به طوری که فرد نتواند از آن دست بکشد بیماری محسوب می شود و نیاز به درمان دارد.

خود ارضایی برای کسانی که دست یابی به جنس مخالف (طبیعتا” به صورت شرعی) ندارند، در صورتی که کنترل شده باشد (برای مثال هر چند هفته یکبار)، اشکالی ندارد اما باز انحراف محسوب می شود.

انحراف جنسی کودک آزاری (pedophilia-پدوفیلیا): این انحراف زمانی انحراف محسوب می شود که فرد در تخیلات روانی خود کودک را یک ایده آل جنسی در ذهن خود می پندارد و هنگامی که شرایط مهیا باشد به آن عمل اقدام می ورزد و این یک بیماری روانی است و قابل درمان نیز می باشد. البته کسی که فقط برای یک یا چند بار مرتکب این عمل شود انحراف محسوب نمی گردد. به هر حال این عمل در هر حالت به اعتقاد من جرم محسوب می شود.

انحراف جنسی حیوان خواهی (zoophilia-زوفیلیا): حیوان خواهی زمانی انحراف محسوب می شود که علی رغم مهیا بودن شرایط روابط جنسی طبیعی برای فرد، با این وجود او در تخیلات خود ارضاء شهوانی با حیوان را ترجیح می دهد. رابطه جنسی با حیوان در صورت مهیا نبودن شرایط رابطه جنسی طبیعی انحراف محسوب نمی شود اما کاری است غیر اخلاقی.

انحراف جنسی مبدل پوشی (transvetism-ترانسوتیزم): نوعی انحراف جنسی که بیشتر در مردان مشاهده می شود. این دسته از افراد با پوشیدن لباس زنانه و معمولا” پس از آن به خود ارضایی می پردازند که در این صورت هم خود را فاعل و هم مفعول تصور می کنند.

انحراف جنسی چشم چرانی (ویریسم-voyeurism): نوعی انحراف جنسی که با نگاه کردن و یا دید زدن به جنس مخالف که معمولا” یک عادت یا یک انحراف رفتاری-جنسی است فرد به ارضای شهوانی می رسد. نگاه گذرا با این انحراف کاملا” متفاوت است و انحراف محسوب نمی شود. 

انحراف جنسی نمایش گری یا عورت نمایی(exhibitionism-اگزیبیشنیزم): انحرافی است که فرد با نشان دادن اندام جنسی خود به لذت جنسی می رسد.

انحراف جنسی هرزه گویی تلفنی یا کامپیوتری (scatologia):انحرافی جنسی است که در آن فرد یا بدون تمایل جنس مخالف و یا با میل و رغبت جنس مخالف به صورت تلفنی از الفاظ و کلمات وقیحانه و جنسی برای ارضای تمایلات شهوانی خود که معمولا” به همراه خود ارضایی است استفاده می نماید.

 

 

 

 

مطالب قدیم

 

اکثر اختلالات جنسی از قبیل ناتوانایهای جنسی، اختلال انزال  ( که شامل زود انزالی و دیر انزالی وعدم انزال را شامل می شود ) ، سرد مزاجی جسی زنان و انحرافات جنسی مانند  تمایلات هم جنس گرایانه وسواس جنسی و غیره ریشه ذهنی داشته و بیشتر بر اثر تجربیات دوران گذشته می باشد. که در ذهن ناخودآگاه بصورت یک لذت یا درد نابهنجار باقی می ماند. این گونه از مشکلات در صورتی که فرد مایل به درمان آن باشد با توجه به تجربیات درمانی این درمانگر بخوبی قابل درمان است .و  هیپنوتیزم درمانی می تواند یکی از قوی ترین روش های درمانی برای این گونه مشکلات باشد . 

 

 

 

1 – یکی از انواع اختلالات جنسی ، ناتوانی جنسی استکه مختص مردان می باشد . ناتوانی به معنی عدم توانایی در نعوظ یا Erection به منظور ایجاد رابطه جنسی معنی می دهد . چنین اختلالی واقعا ناراحت کننده و زجر آور و …. می باشد . به غیر از عوامل پزشکی که در صد کمی را در بر می گیرد ، بیشترین عوامل عامل روانی عامل روانی تشکیل می دهد . عوامل ناهشیاری چون خشم ، احساس گناه ، افسردگی ، غمگینی ، استرس و اضطراب  ، عدم اعتماد به نفس و … به طرز بسیار موثری در ایجاد اختلال نعوظ  دخالت دارد.

 

2 – اختلال انزال  دو  نوع می باشد : اختلال انزال زود رس  و  اختلال انزال دیر رس .

 

الف : اختلال انزال زود رس : اختلال انزال زود رس یا  زود انزالی ( premature  ejaculation ) اختلالی است که در آن جنس مذکر   در هنگام  Intercourse یا مقاربت با شریک جنسی خود قادر به کنترل احساسات و هیجانات خود نبوده  و در نتیجه انزال قبل از Orgasm یا اوج لذت جنسی  ( خانم ها ) انجام می پذیرد که برای هردو طرف ناراحت کننده خواهد بود . همانطور که گفته شد بیشترین عامل اثر گذار عامل روانی است و غالبا دارو ها بی اثر و یا اثر موقت دارد .

 

– انزال دیر رس یا دیر انزالی  delayed ejaculation که در این حالت انزال بسیار دیر و یا اصلا صورت نمی گیرد .

 

4 – سرد مزاجی  یا frigidity یا بی میلی جنسی به معنی عدم تمایل جنسی و یا لذت نبردن از رابطه جنسی که می تواند مقاربت دردناک نیز به همراه داشته باشد .

 

5 – فوبی یا ترس جنسی ( sex  یا  Intercourse  phobia  ) به معنی ترس از رابطه جنسی یا مقاربت جنسی با شریک جسی خود  که غالبا افرادی پیدا می شوند که سالها از ازدواج آنها می گذرد اما هنوز رابطه جنسی صورت نگرفته است .این مسئله بیشتر در مورد زنان صدق می کند ، اما تا حالا مردان زیادی هم مشاهده شده اند که آنها هم به محض نزدیک شدن اریکشن  ( نعوظ ) خود را از دست می دهند ،البته این مشکل با ناتوانی جنسی فرق می کند .

 

بطور کلی علت فوبی یا ترس از رابطه جنسی بر می گردد به عواملی چون ،  مورد تجاوز قرار گرفتن ، بزرگ نمایی رابطه جنسی ، تجربیات تلخ گذشته ، شنیدن خاطرات  تلخ جنسی دیگران ، اولین تجربه جسی تلخ ، اولین رابطه جنسی دردناک و … .

 

6 – وسواس جنسی : که در این اختلال فرد غلی رغم میل باطنی خود  با جنس مخالف ارتباط جنسی بر قرار می کند و از اینکه قادر به کنترل خود نیست احساس گناه می کند . این اختلال یکی از انواع وسواس فکری و عملی می باشد . حد اقل 4 الی 5 مورد توسط این درمانگر تحت درمان بوده اند .

 

 انحرافات جنسی :

 

الف : تعریف انحرافات جنسی :

 

ب : انواع انحرافات جنسی :

 

الف : تعریف انحرافات جنسی : هر گونه ارضای جنسی یا لذت جنسی که خارج از رابطه جنسی با جنس مخالف باشد را می توان انحراف جنسی تعریف نمود ( دیدگاه این درمانگر ) . بنابر این هر گونه لذت جنسی که خارج از این تعریف باشد را می توان  انحراف جنسی نامید .

 

ب: انواع انحرافات جنسی : فکر نمی کنم بتوانیم همه آنچه را که می توان انحراف جنسی نام گذاشت در اینجا نام برد . بنا بر این تعریف فوق می تواند حد و مرز بین انحراف جنسی  و سلامت جنسی را مشخص کند . به هر حال تعدادی از انحرافات جنسی که شایع تر هستند را می توان در اینجا نام برد .

 

1 -همجنس گرایی یا همجنس خواهی  : Homosexuality desire

 

2 – خود ارضای: Masturbation

 

3 – حیوان خواهی : Zoophilia

 

4 – سادیسم  جنسی ( لذت بردن با آزار جنسی به دیگری ) . Sexual Sadism

 

5 – مازوخیسم جنسی ( لذت بردن جنسی به همراه آزار دیدن ) .sexual Masokhism

 

6 – لذت بردن بوسیله بدن نمایی : Exhibitionism

 

7 – فیتیشیزم (  fetishism ) یا لذت بردن جسی با استفاده از لباس جنس مخالف به عبارتی شی دوستی 

 

8 – مبدل پوشی ( Transvetism ) که لذت جنسی بوسیله پوشیدن لباس جنس مخالف می باشد

 

9 – کودک آزاری ( Pedophilia )

 

10 -چشم چرانی 

 

و بسیاری دیگر

 

همه این اختلالات قابل درمان است .

 

 

 

 

جوانی با مشکل اعتیاد به خود ارضایی و یا استمناء و همچنین خودآزاری جنسی و یا مازوخیسم جنسی بصورت ذهنی در هنگام خودارضائی یا استمناء و همچنین خجالت و ترس از حضور ذر جمع به عبارتی سوشال فوبیا، حالات افسردگی شدید، و استرس و اضطراب علاوه بر افکار خودکشی که همه اینها در اثر یک تجربه تلخ جنسی دوران کودکی (کودک آزاری)شروع می شود.

 

این آقای 28 ساله ضمن اینکه دز طی جلسات درمانی بهبودی پیدا می کند.در نهایت در جلسه پایانی چنین گزارش می دهد:

 

دیگر افکار وسواس گونه خودآزاری جنسی یا مازوخیسم را در هنگام خودارضایی ندارم بهبودی حاضل شده تعداد خودارشائی  یا استمناء بسیار کاهش پیدا کرده حالات اعتماد به نفس ام بهتر شده است.ترس از جمع کاهش پیدا کرده استرس و اضطراب احساس می کنم به حد طبیعی رسیده حالات افسردگی کاملا از بین رفته و به زندگی بسیار امیدوار و احساس بسیار خوب و مثبتی دارم .

 

وبسیاری از موارد مشابه دیگر..

 

 

 

 

 

مطالب دیگران


انحراف جنسی چیست؟

در کشورهای غربی تحقیقات و پژوهشهای بسیاری صورت گرفته و می گیرد و نتایج این پژوهشها در محافل علمی و رسانه های غربی به طور گسترده ای مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
اما متاسفانه در ایران به خاطر پیشینه تاریخی و فرهنگی و ممنوعیت های مذهبی و شرعی، عرصه جنسیت و رفتار جنسی به صورت یک تابو درآمده است که صحبت کردن و نوشتن در مورد آن کار چندان ساده ای نیست. اما به دلیل اهمیت موضوع و نقش تعیین کننده ای که ویژگی های جنسی و رفتار جنسی سالم در زندگی انسان بر جای می گذارد در این مقاله برآنیم که ابعاد و جنبه های رفتار جنسی منحرفانه، انحراف جنسی، تعریف انحراف و منحرف جنسی از دیدگاههای مختلف، تاریخچه و بحث نظرات صاحبنظران، کارشناسان انحرافات و مسائل اجتماعی را شرح می دهیم:
تاریخچه تحقیقات :
نخستین تحقیق عمده در مورد رفتار جنسی توسط آلفرت کینسی در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ در آمریکا صورت گرفت. در این تحقیق کینسی و پژوهشگران همکارش با مخالفت از سوی بسیاری از سازمانهای مذهبی روبرو گردیدند. ولی وی همچنان بر مطالعات خود پافشاری نمود. عمل وی در روزنامه ها و کنگره های مختلف به عنوان کاری غیراخلاقی محکوم گشت وی سرانجام توانست تاریخچه زندگی جنسی ۱۸۰۰۰ نفر را که نمونه نسبتاً گویایی از جمعیت سفیدپوستان آمریکا بود به دست آورد. نتایج مطالعات کینسی برای اکثر مردم شگفت آور و تکان دهنده بود زیرا تفاوت زیادی را میان انتظارات عموم مردم در مورد رفتار جنسی رایج در آن زمان و رفتار جنسی واقعی آشکار ساخت.
در واقع زمانی که مرحله آزادسازی روابط جنسی در دهه ۱۹۲۰ آغاز گردید و بسیاری از جوانان خود را از قوانین سخت اخلاقی که بر نسلهای پیشین حاکم بود، آزاد احساس کردند، به همین دلیل رفتار جنسی تا حد زیادی تغییر کرد اما مسائل مربوط به تمایلات به گونه ای که اکنون معمول گردیده است علنا مورد بحث قرار نمی گرفت و افرادی که در فعالیتهای جنسی که هنوز، از نظر عموم به شدت ناپسند شمرده می شدند شرکت داشتند آنها را پنهان می کردند بی آنکه کاملا آگاه باشند دیگران تا چه اندازه به اعمال مشابهی مشغول هستند. اما در واقع می شود گفت که دوران آزادمنشانه تر دهه ۱۹۶۰ نگرشهای اعلام شده را با واقعیتهای رفتار جنسی نزدیکتر کرد. تحقیقات کنسی آخرین تحقیق گسترده در این زمینه است. اما آنگونه که پیداست و تحقیقات پراکنده دیگر نشان می دهند بیشتر جوامع غربی و بعضاً شرقی دیر یا زود به نقطه ای خواهند رسید که سوئد در اوائل دهه ۱۹۷۰ به آن رسید. هنگامی که حدود ۹۵ درصد مردان و زنان در آن کشور دارای تجربه آمیزش جنسی قبل از ازدواج بوده اند.
در اینجا لازم می دانم برای درک بهتر مفهوم انحراف جنسی به تعریف رابطه جنسی و انحراف جسمی بپردازیم.
الف- روابط جنسی
۱- تعریف اخلاقی: علاقه دو جنس مخالف به یکدیگر بر طبق اصول و موازین صحیح اجتماعی – بر اساس سن، نژاد، طبقه اجتماعی، تحصیلات (ازدواج)
۲- تعریف علمی، علاقه جنسی دو جنس مخالف به یکدیگر بدون اینکه این علاقه با هیچ گونه خصوصایت غیرعادی و ناموزون همراه باشد.
ب- انحراف جنسی از دیدگاههای مختلف
۱- فروید انحراف جنسی را عمل می داند که به منظور ارضای میل جنسی انجام می گیرد اما هدف از آن عمل تولید و تناسل نیست.
۲- ولی روانشناسان با انتقاد از این تعریف می گویند تعریف مذکور بسیار وسیع بوده و بسیاری از افرادی را نیز که منحرف نیستند در بر می گیرد.
آنها اعتقاد دارند انحراف جنسی عبارتست از عملی که به منظور ارضای تمایلات جنسی انجام می گیرد ولی عمل مذکور برخلاف عرف معمول بوده و اکثریت مردم به انجام آن عمل همگاهی ندارند و منحرف جنسی به عمل انحرافی اعتیاد پیدا می کند. در واقع می توان گفت:
منحرف جنسی شخصی است که تحت تاثیر بد آموزیهای محیط قرار گرفته بدون اینکه هدف توالد و تناسل داشته باشند و بدون توجه به هنجارهای موجود به اعمالی دست می زند که یک نوع عمل جنسی است پس به طور کلی هر گاه عمل جنسی از معیار و مقیاس عادی خارج شود اصطلاح انحراف جنسی مطرح است.
به طور کلی روانشناسان برای منحرفین جنسی ویژگی یکسانی را بر شمرده اند که عبارتند از:
۱- منحرفین جنسی اشخاصی هستند که هدف آنها از زندگی جنسی بهره برداری و احساس لذت مانند افراد عادی مردم نیست و عشق جنسی آنها از نوع (عشق هتروسکشول) نبوده و به عبارت دیگر هدف از لذت جنسی آنها با اهداف سایر افراد عادی مردم در این خصوص اختلاف دارند.
۲- این اشخاص دارای اختلالات و ناراحتیهای عصبی هستند و این عوامل تا حدی در دگرگون کردن شخصیت آنها نیز تاثیر خواهد گذاشت.
۳- ارتکاب انحرافات و جرایم جنسی به ندرت تابع اراده بوده و زیادتر تابع فعل و انفعالات شدید روانی است.
۴- با وصف موارد فوق کمتر دیده شده است که منحرفین جنسی مرتکب اعمال شدید و خطرناک جنسی شده باشند. با توجه به مطالب فوق باید گفت، مجرمین جنسی نمونه ای از توده عظیمی از اشخاص هستند که دارای اعمال و رفتار و عادات ناموزون و غیرعادی و یا به عبارت دیگر انحرافات جنسی هستند و قسمت اعظم این توده عظیم در اجتماعات هیچگاه شناخته نمی شوند و اعمال آنها برای پلیس کشف نمی شود و علل انحراف عده ای از این اشخاص که شاید تعدادشان بسیار قلیل و یا شاید هم زیاد باشد بیماری های عصبی و روانی است.
جنس و طبقه منحرفین جنس
اما مسئله مهم دیگری که کمابیش مورد بحث قرار دارد بحث بر سر این است که منحرفین جنسی از چه جنس و طبقه ای هستند. هر چند پاسخ به این سوال نسبتا مشکل، و نمی توان جواب قطعی داد اما آنچه که در این تحقیق با توجه به مطالعات و ارقام و آمار موجود در این زمینه وجود دارد مطالب زیر را به طور نسبی می توان بیان کرد.
۱- بیشتر انحرافات و جرائم جنسی به مردها نسبت داده شده است و دانشمندان مربوطه معتقدند آنقدر که مردها مرتکب این انحرافات و جرائم می شوند، زنان کمتر دامن خود را به این اعمال می آلایند. دلیل این امر آنست که اولا احساسات و سلوک جنسی زن و مرد کاملا متفاوت است و زنان بهتر از مردان می توانند خود را کنترل و محافظت کند، این انحرافات در خفا و پنهانی محفوظ می ماند. و ابراز نمی شوند ولی معهذا باید دانست که اگر زن مبتلا به انحرافات جنسی باشد، اعمال و آثار انحرافی او فوق العاده از مردها شدیدتر و خطرناکتر است.
اما مسئله بعدی مربوط به طبقه است. متاسفانه به علت عدم دسترسی به آمار و ارقام گوناگون که به این مسئله ربط داشته باشد نتوانستم جامعه خودمان را از این نظر بررسی کنم و مسئله دیگر اینکه اصطلاح انحراف جنسی مقوله بسیار وسیعی است که هر کدام از اجزا این مقوله در میان قشر و طبقه بخصوصی نمایان تر است. بعنوان مثال بسیاری از انحرافات اخلاقی و جنسی در میان طبقات بالای جامعه و بسیاری نیز متعلق به طبقات پایین جامعه می باشد. اگر رویه دیگری که یکی از مقوله های مهم و بغرنج انحراف جنسی است را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل علمی و اجتماعی قرار دهیم متوجه خواهیم شد که فقر اقتصادی از عوامل مهم و موثر این پدیده است. اما حالا که بحث انحراف جنسی و نوع طبقه مورد بحث است مراجعه می کنیم به تحقیقات دکتر برونر که علل انحرافات جنسی را نسبت به امکانات مادی شان به طریق زیر بررسی می کند.
۱- تنگدستی ۵% عادی متوسط الحال بودن ۳۵%
۲- فقر نداشتن ۲۲% مرفه بودن ۳۴% زندگی تجملی ۴% حال این سوال پیش می آید چه عاملی در به وجود آمدن انحراف جنسی موثر است و چه چیزی باعث به وجود آمدن انحراف جنسی می شود در این مورد نظرات گوناگون وجود دارد که به مرور آنها می تواند ما را در یافتن پاسخ یاری دهد.
۱- بعضی از ما عوامل بیولوژی را مرجع و منشا انحرافات جنسی دانسته، و اعتقاد دارند که انحرافات جنسی نتیجه امراض عقلی، التهابات مغزی و پسیکوباتی جنسی است
۲- برخی دیگر انحراف جنسی را در اثر عوامل جسمی قبل از دوران بلوغ از قبیل اختلال در وظایف غدد می دانند
۳- عده ای انحرافات جنسی را اکتسابی دانسته آن را نتیجه عوامل خارجی محیط می دانند که معلول ناتوانی و عدم هماهنگی مجرم با مقتضیات و شرایط اجتماعی است.
۴- روانکاوان تاکید کرده اند که منشا انحرافات جنسی عوامل اکتسابی است بدین ترتیب که فرد در زمان کودکی به رفتار جنسی غیرعادی گرفتار می شود و به عللی آن را ادامه می دهد.
۵- فروید عقیده دارد عقده اودیپ منشا بسیاری از انحرافات جنسی است.
ژان ژاک روسو در کتاب قراردادهای اجتماعی، رابطه جرائم و انحرافات جنسی عنوان کرده است که انسان ذاتاً خوب است و اگر فردی فاسد می شود این فساد ناشی از شرایط اجتماعی است.
کارتل چمن جنایت کار معروف آمریکایی مهمترین انگیزه های جرم را قدرت طلبی، غریزه جنسی و انحراف جنسی و ماجراجویی می داند و از این طریق به انگیزه های جنسی که به طرق مختلف در ساختمان و عناصر متشکله آن موثرند پی برد. البته باید دانست که روانکاوان مکتب فروید زیادتر از سایر دانشمندان به اصول عقاید فوق متکی بوده و معتقدند که جرائم غیر جنسی در بسیاری از مواقع از انگیزه ها و اهداف غیر مرئی و پنهانی جنسی افراد شروع می شوند. عده ای دیگر از دانشمندان معتقدند که گرچه نمی توان تاثیر عوامل و انگیزه های جنسی را در جرائم غیر جنسی در وقوع جرائم غیر جنسی همیشگی و ثابت نبوده بلکه وجه تصادفی و اتفاقی دارد. استدلال این گروه این است هر گاه چگونگی و کیفیت وقوع جرم غیر جنسی مورد بررسی قرار دهیم به تجربه خواهیم دید که این جرائم و جنایات با وضع عصبی و روانی مرتکبین رابطه مستقیم دارد.
به عبارت دیگر وقوع این جرائم مولد کیفیت عصبی مرتکبین آن جرم است. همچنین می افزایند اگر ما به صورت دقیق جرائم غیر جنسی را مورد مطالعه قرار دهیم خواهیم دید که آن جرم از نوع جرائم غیرجنسی به شمار خواهد آمد ولی هر گاه به انگیزه مجرم زیادتر از روش ارتکاب و چگونگی عمل او توجه کنیم یقیناً آن جرم در زمره جرائم جنسی طبقه بندی خواهد شد.
انتقاد و نقد ادعاهای گروه دوم که علل جرم را تشریح کرده اند. اما در مورد نظریه تصادفی بودن انگیزه جنسی در وقوع جرایم غیر جنسی باید گفت اولا اصولا بسیاری از جرائم به طور ناگهانی و تصادفی به وقوع می پیوندد و تعداد جرائم از پیش تعیین شده بسیار اندک است. حتی اگر جرمهای تصادفی از جرمهای از پیش تعیین شده بیشتر نباشد کمتر نخواهد بود.
ثانیا هر گاه ما روش ارتکاب جرم را در بسیاری از جرائم غیرجنسی مورد مطالعه قرار دهیم آن جرم در زمره جرائم غیرجنسی و اگر هدف و انگیزه جرم را مورد توجه قرار دهیم آن جرم را جز جرائم جنسی طبقه بندی خواهد شد. رابعاً گر چه تاثیر وضع غیرعادی عسبی را در وقوع جرائم نمی توان انکار کرد ولی این مطلب دلیل آن نیست که انگیزه ها و عوامل جنسی نتوانند از راه مختل کردن اعصاب در وقوع جرائم غیرجنسی عرض اندام کنند.
خامساً اگر علل وقوع جرائم را از لحاظ عوامل محیطی مطالعه کنیم، فقر به عنوان عاملی مهم توجه ما را جلب می کند. بنابراین اگر فقر به عنوان یک محرومیت اجتماعی بعلت نداشتن وسیله برای رفع احتیاجات مادی علت پیدایش جرم محسوب شود می توان گفت که هر گاه اهمیت نیازهای جنسی پیش از احتیاجات مادی نباشد حداقل در عرض آن قرار دارد. و هر گاه فقر به عنوان یک محرومیت اجتماعی باعث پیدایش جرم شود محرومیت جنسی نیز به تبع آن باعث پیدایش جرم می شود.
سادساً جرائم جنسی هر گاه به فرض بعید در وقوع سایر جرائم تاثیر نداشته باشند لااقل در مطالعه آمار جرائم می بینیم که این جرم از لحاظ کمیت در درجات اول اهمیت قرار خواهد داشت و از نظر کیفیت نیز شاید بعد از قتل نفس هیچ جرمی از لحاظ ضرر اجتماعی و هتک حیثیت و شرف قابل قیاس با این نوع جرم نباشد.
سابعاً: احتیاجات جنسی افراد بشر یکی از مهمترین معضلات و مسائل اجتماعی را به وجود می آورد که هرگاه دولتها توجه کافی به آن نکنند یقیناً جرائم و جنایات دیگری را به طور غیرمستقیم بوجود خواهد آورد.
اما سوالی که مطرح است این است آیا انحرافات جنسی درمانی خواهد داشت یا خیر. آیا تاکنون پیشنهادی در این زمینه داده شده است و اگر چنین پیشنهادی وجود دارد و مسئولین امر راه را از چاه باز می شناسند پس علت چیست که این معزل بزرگ، همچنان عرض اندام می کند. جواب این سوالات و سوالاتی از این قبیل در حیطه مقاله ما نیست. ولی به ذکر نظرات بول دوریو دانشمند و کارشناس امور جنسی آمریکا می پردازیم. وی معتقد است که یگانه و بهترین راه مبارزه با جرائم جنسی فقط آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت است. وی می افزاید این تعلیم تربیت در بدایت امر در مورد والدین اطفال اعمال شود تا آنها به رموز پرورش فرزندان خود آشنا شوند و در مرحله دوم اطفال باید مورد آموزش و پرورش قرار بگیرند تا بتوانند بوسیله تعلیم و تربیت بر عادات ناپسند خود فائق آیند. و در مرحله سوم باید منحرفین جنسی مورد آموزش و پرورش قرار بگیرند تا ضمن تعلیم و تربیت به آنها فرصت داده شود به معالجه خویش بپردازند و پس از تزکیه کامل اعمال و رفتار خود به عنوان افراد مفیدی به اجتماع ملحق شوند. انحرافات جنسی انواع گوناگون دارد ولی در اینجا با توجه به اهمیت آنها به چند مورد اشاره می کنیم.
۱- فحشا: برآوردن خواهشهای جنسی در برابر پول است. فحشای مردان، زنان، کودکان و فحشای قانونی که توسط حکومتهای ملی و محلی در بعضی کشورها پذیرفته شده است. در این آمیزش جنسی تنها رابطه میان، که دلیل اصلی او برای ارزانی داشتن دسترسی جنسی به حامی اش است پولی است که به امر پرداخت می شود.
انواع روسپی:
لازم به ذکر است که روسپیگری با فروپاشی اجتماعات کوچک محلی توسعه نواحی شهری بزرگ و غیر شخصی و تجاری شدن روابط اجتماعی ارتباط مستقیم دارند. روسپیان اساسا از زمینه اجتماعی فقیرتر برمی خیزند اما تعدادی از زنان طبقه متوسط نیز در میان آنها وجود دارند.
پل.ج. گلداستن انواع روسپیگری را بر حسب تعهد شغلی و زمینه شغلی طبقه بندی کرده است.
۱- روسپیگری موقتی : بسیاری از زنان فقط به طور موقتی به روسپیگری اشتغال دارند و چند باری پیش از آنکه روسپیگری را برای مدتی طولانی یا برای همیشه ترک کنند به خودفروشی می پردازند.
۲- روسپیان اتفاقی – کسانی هستند که غالباً در مقابل در اختیار گذاشتن خود پول قبول می کنند اما به طور نامنظم و برای کمک به درآمدشان از سایر منابع!
۳-فاحشه ها : و دسته آخر که به طور منظم و مستمر به روسپیگری اشتغال دارند و منبع اصلی درآمدشان را روسپیگری تشکیل می دهد. که عبارتند از زنان خیابانی، زنان تلفنی، زنان خانگی، زنان فاحشه خانه،
لازم به ذکر است که بیشتر زنان مورد مطالعه گلدستین به طور منظم به معامله پایاپای جنسی اشتغال داشتند مانند: ارائه خدمات جنسی در عوض تلویزیون – پوشاک – وسایل الکتریکی – تعمیرات ماشین.
۴- آزار جنسی :در محل کار زنان بسیار معمول است. آزار جنسی در محل کار می تواند به عنوان استفاده از اقتدار شغلی یا قدرت به منظور تحمیل خواسته های جنسی تعریف شود. و ممکن است شکلهای خشنی به خود بگیرد، مانند هنگامی که به یک کارمند زن گفته می شود که با یک برخورد جنسی رضایت دهد یا اخراج خواهد شد: این موضوع در اکثر جوامع وجود دارد به گونه ای که از هر ده زن در انگلستان هفت زن در دوره زندگی شغلی خود به مدتی طولانی دچار آزار جنسی قرار گرفته است. البته آزار جنسی تا اندازه ای زیرکانه تر است برای مثال فهماندن به زن که پذیرفتن خواهشهای جنسی پاداشهای دیگری به همراه خواهد آورد. و یا عدم پذیرفتن این خواهشها نوعی مجازات مانند جلوگیری از ترفیع یا اخراج را به دنبال خواهد داشت.
تصمیم در مورد اینکه کجا و با چه کسی روابط جنسی داشته باشیم از اعمال کنترل بر زندگی خودمان است و آزار جنسی این حق انتخاب را سلب می کند.
۵- سادیسم: در محاوره عمومی اصطلاح سادیسم به عنوان زجر و ظلم اطلاق میگردد در جرم شناسی و روانشناسی، فردی که از راه آزار دادن شریک جنسی لذت برده و جنون آزار دارد سادیسم نامیده میشود. آزار ممکن است بدنی مانند گاز گرفتن، شلاق زدن، کتک زدن، زخمی نمودن و یا به صورت شفاهی مانند فحش دادن، تحقیر کردن و غیره می باشد.
۶- مازوشیسم: شخص وقتی آزار می بیند لذت جنسی به او دست می دهد. فعالیت های مازوشیستی ممکن است به صورت خیال آزار دیدن و یا به صورت اعمال زجرآور مختلف از قبیل فرو کردن سنجاق و یا سوزن به بدن، سوزاندن دست با آتش – زخمی کردن بدن و مشاهده خون و شفاهی مانند فحش و تحقیر باشد. مازوشیسم در زنان بیشتر از مردان است.
۷- فتیشیسم – بت پرستی جنسی – مبتلایان به انحراف جنسی بت پرستی به جای آنکه با جنس مخالف خود عشق ورزند و با خود او تماس عادی و طبیعی حاصل کند یکی از اعضای بدن مانند مو، گوش، دست و غیره و یا با شیئی که به معشوق تعلق دارد مانند لباس زیر، کفش، دستمال، عطر و چیزهای دیگر تهیج جنسی میشود، انحراف فتیشیسم در مردان بیش از زنان است.

اسکرول به بالا