بیماری مبدل پوشی

دیدگاه روانکاوی کلاسیک

دیدگاه روانکاوی کلاسیک دربارهٔ مبدل‌پوشی بر نقش تابو در زمینهٔ رفتار تاکید می‌کند. تنها اشیایی که یک جنسیت از آن منع شده‌اند در این تعریف می‌گنجند و بنابراین اختصاصی بودن یک شی به یک جنسیت یا دیگری مشمول این تعریف نیست، بلکه منع و نهی آن شی است که برای آنهایی که دارای وابستگی یادگارخواهانه به مبدل‌پوشی (در تضاد با وابستگی سیاسی یا جنسی به مبدل‌پوشی) می‌باشند، لذت به همراه دارد. با توجه به این دیدگاه، به محض اینکه بخشی از البسه به‌عنوان نوعی لباس برای گاه و بیگاه پوشیدن (مانند کروات مردان که در دههٔ هفتاد میلادی از تابو به مد تبدیل شد) پذیرفته شد، قابلیت خود را برای مبدل‌پوشی محسوب شدن، از دست می‌دهد.

مساله انگیزه‌های مربوط به مبدل‌پوشی

مشخص نمودن دقیق انگیزه‌های مبدل پوشی بخصوص زمانیکه در مورد موارد تاریخی صحبت می‌کنیم و زمانیکه مبدل‌پوشی به یک رویداد خاص (مانند فرار کردن در پوشش مبدل) مربوط نیست، معمولاً غیر ممکن است. این مساله به این دلیل است که اسناد اندکی در این زمینه‌ها باقی مانده است که اغلب این اسناد یا مدارک دادگاهی هستند (که مبدل‌پوش در آن دادگاه نهایت سعی خود را کرده است که چیزی بگوید که مجازات‌اش کم‌تر شود) یا شرح و بسط‌هایی توسط افراد دیگری هستند که شاید نتوانسته‌اند (یا نخواسته‌اند) که انگیزه‌های رفتار مبدل‌پوشانه را درک کنند. از این گذشته، بعضی تقسیم‌بندی‌ها در زمان حیات بعضی اشخاص وجود نداشته‌اند. این مساله در مورد مفاهیمی مانند همجنس‌گرایی در بین زنان و مردان، تراجنسیتی، تراپوشی و تمام مفاهیم دیگری که رفتارها یا افراد از نظر جنسیتی متفاوت را توصیف می‌کنند، به یک اندازه صادق است. در نتیجه افراد توانایی طبقه‌بندی خود را به عنوان عضوی متعلق به یک گروه یا گروه دیگر، نداشته‌اند و در مورد معاصران هم این قضیه صادق بوده است.

تشخیص دقیق و با اطمینان انگیزه‌های مبدل‌پوشی افراد امروزی نیز می‌تواند به همان اندازه مشکل باشد. نه تنها به خاطر اینکه تنها راه معقول و مطمئن انگیزه‌های اشخاص گفته‌های خود آنهاست بلکه بخاطر اینکه بعضاً نمونه‌هایی از افراد وجود داشته است که انگیزهٔ خاصی را برای مبدل‌پوشی خود ذکر کرده‌اند که بعدها در طی مطالعات مشخص شده است که انگیزهٔ دیگری نیز وجود داشته است که خود آنها از آن بی‌خبر بوده‌اند. مثال کلاسیک این مساله افراد تراجنسیتی هستند که مراحل گذر جنسیتی را گذرانده‌اند و انگیزهٔ مبدل پوشی خود را تنها با توصیف این که “فقط بخاطر مبدل‌پوش بودن” ذکر می‌کنند و یا مبدل‌پوشی یادگارخواهانه (در مورد زنانه‌پوشان) و یا عملی بودن لباس‌پوشیدن مردانه برای زنی که دوست ندارد با کلیشه‌های پدرسالانهاز زنانگی هماهنگی یابد (در مورد مردانه‌پوشان).

اسکرول به بالا