تعریف هیپنوتیزم درمانی

مقالات زیر متعلق به افراد و سایت های مختلف دیگر می باشد که به منظور اطلاعات بیشتر برای شما فراهم شده و از لحاظ علمی بودن و یا غیره مسئولیتی متوجه این سایت نیست .
اما اگر به منظور درمان مشکل تان به این سایت مراجعه نموده اید و تا کنون با دیگر روشهای درمانی نتیجه ای نگرفته اید موارد سمت راست سایت را مطالعه نمایید . امیدوارم راهنمای خوبی باشد.
تاریخچه هیپنوتیزم
 
اولین شواهد نشان دهنده وجود  هیپنوتیزم عملا به قبل ازتاریخ مکتوب بشری می گردد.درمراسم مذهبی ودرمانی تمام اقوام بدوی روی کره زمین، عناصری دیده می شوند که شباهت زیادی به خلسه هیپنوتیزمی دارند.با مطالعه روی مراسم اقوام بدوی که هنوزهم دراین کره خاکی ،درآفریقاواسترالیا،زندگی می کنند تصورمی شودکه تلقین همراه باآواز موسیقائی،ضربه های کوبه ای یکنواخت،توام با تثبیت چشم وکاتالپسی بدن انجام می گرفته است. 
پدیده هیپنوتیزم چندین هزارسال قبل درمیان مغهای ایرانی وهم اکنون بین یوگی های  هندی دیده شده ومی شود. پاپیروسهای ابه رس(the Ebers Papyrus ) کهن ترین نوشتجات نشان دهنده درمان با هیپنوتیزم هستند که نظریات وروشهای عملی طب مصری رادر15 قرن قبل ازمیلاد مسیح نشان می دهند.دراین پاپیروسها نوعی درمان توصیف شده که طی آن طبیب ،دستهایش راروی سر بیمارگذاشته وبا ادعای اینکه توانائیهای درمانی فوق انسانی دارد شروع به تلقین بیمارکرده وسوژه رادرمان می نموده است. فیروس حاکم مصری (King Pyrrhus of Egypt ) ، وسپاستیان فرانسیس اول شاه فرانسه ودیگر سلاطین فرانسه تا چارلزدهم باهمین شیوه درمان می نمودند.
تصورمی شودکه مصریان قدیم بنیانگذار “معبد خواب” بوده اند. روحانیون مصری دراین محل بیماران خودرابکمک تلقین درمان می کرده اند.این معابد درمصرعمومیت داشت ودرسرتاسر یونان وآسیای صغیر گسترده شده بود.هیپوکرات (بقراط)که بعنوان پدرطب شناخته می شودو قسم نامه پزشکی وی شهره خاص وعام است، پدیده ” ابتلاء جسمانی به بیماری ،ودرمان روان با چشمان بسته”راتوصیف نموده است.رومی ها درمان باخلسه راازیونانی ها فراگرفتند.درعصرامپراتوری بزرگ روم ،بسیاری ازمردان فرهیخته یونانی بعنوان برده به روم منتقل وملزم به آموزش جوانان رومی شدند.درمیان رومی ها،اسکولاپیوس( Aesculapius ) ، غالبادرد بیمارانش راباتلقین آنها به”خواب عمیق” وضربات آرام بادست درمان می نمود.
در1600قبل ازمیلاد ،وونگ تای( Wong Tai) پدرطب چینی ازذکر اوراد همراه باتکان دادن دست جهت درمان استفاده می کرده است.
هرچند که گفته می شود که بسیاری ازمعجزات عیسی مسیح با هیپنوزصورت می گرفته ،اما با گسترش مسیحیت ،استفاده درمانی ازهیپنوز و خلسه ، بشدت روبه افول گذارد. زیرا این روشها ،اعمالی شیطانی خوانده می شدند ودرمان باخلسه اگرهم انجام می گرفته درخفا بوده است. درقرن ده میلادی، ابن سینا پزشک بزرگ ایرانی بیان داشته : تخیلات می تواند جسم انسان رابگونه ای دچارجرح وتعدیل کند که سبب بروزبیماری ویا بهبودی گردد.ازمیانه قرن شانزدهم تئوفراستوس پاراسلسوس (Theophrastus Paracelsus) فرضیه جدیدی برای بیماریها ارائه داد.وی معتقد بود که بسیاری ازاجرام آسمانی بخصوص ستارگان، بررفتارانسان تاثیرمی گذارند. به اعتقاد اوحتی انسانها بریکدیگرتاثیرگذارند.این عقیده امروزه نیزدر”روانشناسی رفتار” مورد بررسی قرارمی گیرد.حدود سال1600،وان هلموت ،ماکسول اسکاتلندی وسانتانلی (Santanelli )ایتالیائی ، بیانات مشابهی داشته ومبانی مانیتیسم حیوانی را که بعدها توسط مسمر(Mesmer) به شهرت رسید، برپانمودند.تقریبا می توان گفت که همه تمدنهای باستانی بگونه ای با هیپنوتیزم آشنا بوده اند.له کرون( LeCron ) نوشته است که دربرخی ازمانتراهای هندی عهد باستان، درفرهنگ مغولها،تبتی ها و چینی هاونیزباتوصیف کامل درشعرحماسی کاله والا( Kalevala)فین ها، به هیپنو تیزم اشاره شده است.
 
 
 
مفاهیم
 
 
 
در ابتدای بحث اصلی هیبنوتیزم به تعریف بعضی از مفاهیم اصلی هیبنوتیزم می پردازیم. دانستن تعریف علمی این مفاهیم شما را در پیگیری بهتر موضوع یاری می دهد. هیبنوتیزم : یک تغبیر گذاری ذهنی است که با تغییر در درک، تصویر سازی ، تلقین پذیری وتمرکز همراه بوده و باتلقین پدید می آید. هیبنوتیزم با پدیده هایی چون انفکاک همراه است. هیبنوتیزور : کسی که اقدام به عمل هیبنوتیزم می کند اما بصورت علمی و حرفه ای به کسی هیبنوتیزور می گویند که بتواند 70% از مردم را با استفاده از تکنیکهای مناسب به خلسه فرو برد. سوژه : کسی که تحت عملیات هیبنوتیزم قرار می گیرد به بیان دیگر کسی که عمل هیبنوتیزم و سیر آن را تجربه می کند (نه آنکه الزاماً به خلسه فرو رود.)
 
 
 
ضمیرآگاه و ضمیر نا خودآگاه : تعاریف بسیار و در عین غیر جامعی از آْنها در دست داریم. واقعیت این است که بسیاری از مفاهیم براحتی قابل تعریف کردن نیستند. از کسانی که در مورد آگاه و ناخودآگاه بحثهای جالب توجهی ارائه و نقش اساسی ایفا کرده اند فروید جایگاهی ویژه دارد. ضمیر آگاه جایگاه دانسته های معمول ماست. تفکر انتزاعی یا همین فکر استدلالی ما مربوط به ضمیر آگاه ماست. اما ضمیر ناخودآگاه جایگاه عظمیمی است که آروزها، امیال، عواطف، احساسات و آن چیزهایی که فراموش شده، سرکوب گردیده و واپس خورده، به انجا سرازیر می شود. تفکر ضمیر ناخودآگاه قیاسی بوده و از این رو زبان صحبت کردن با ضمیر ناخودآگاه ، با زبان متعارف اندکی تفاوت داشته و تابع قواعد خاصی است که رعایت آنها باعث بهتر شدن نتیجه های دلخواه می گردد.
 
 
 
 
 
 
 
مانیتیزم : بنیان آن را به مسمر منتسب می کنند پیروان این تئوری یا مکتب فکری معتقدند که موجودات واجد یک انرژی خاص مغناطیسی هستند که بکمک آن می توانند بر روی موجودات دیگر اثر بگذارند. این اثر می تواند درمانی نیز باشد. در اینکه این عقاید تا چه حد مبنای علمی دارد با افزایش آگاهیها و اطلاعاتتان ،قضاوت نهایی با شما خواهد بود.
 
 
 
قابلیت هیپنوتیزم پذیری : حداکثر عمق خلسه ای که پس ازتجربه چهار تا پنج بار فلسفه هیپنوتیزم، شخص بدان دست می یابد قابلیت هیپنوتیزم پذیری می گویند. معمولاً هیپنوتیزم پذیری یک شخص خصوصیت ثابتی می باشد ولی به طور شایع دیده می شود که فردی چند بار خلسه هیپنوتیزم را تجربه می کند و فرضاً به حالت سبکی فرو می رود ولی در تجربه ای دیگر فرد خلسه عمیقی را تجربه می کند. در اینجا نباید این را به حساب تغییر خصوصیات روانی می بگذاریم بلکه در ابتدا باید به عوامل شایعتر و موثری نظیر تغییر هیپنوتیزور، شرایط محیطی و انگیزه سوژه برای تجربه هیپنوتیزم و … فکر کنیم.
 
 
 
عمق خلسه : برای عمق خلسه هیپنوتیزم تقسیم بندیهای متعددی ارائه شده است .یک تقسیم بندی رایج و عملی این است که خلسه هیپنوتیزم را به شش طبقه مختلف تقسیم کنیم. خلسه سبک 2- خلسه سبک 3- خواب سبک 4- خواب عمیق 5- سومبنابولیسم سبک 6- سومبنامبویسم عمیق. اما درجه بندی مهمتر و علمی تر از این و در عین حال آسان از لحاظ علمی، تقسیم بندی دیویس می باشد. در این تقسیم بندی، خلسه هیبنوتیزم به 30 پله درجه بندی شده است. که خود به 3 پله ده تایی تقسیم شده است.
 
 
 
تاریخچه هیپنوتیزم
 
 
 
هیپنوتیزم حالتی از تغییر طبیعی ذهن است که با تغییر در درک ، تصویر سازی ، تلقین پذیری و تمرکز همراه می باشد. آدمی در شرایطی خاص خودبخود این حالت تغییر ذهنی را می تواند تجربه کند. وقتی آنچنان محو تماشای تصویری می شوید که از اطرافتان غافل می گردید ، وقتی شنیدن نوای موسیقی دلخواهتان باعث میگردد که متوجۀ وقایعی که در اطرافتان می گذرد نمی شوید و حالاتی اینچنینی ، درواقع تجربۀ هیپنوتیزم خودبخودی هستند. در این مورد بعداَ توضیحات بیشتری خواهم داد.
 
 
 
 
 
 
 
در اینجا قصد از بیان این موضوع این بوده که هیپنوتیزم را صرفاَ یک خلسۀ مصنوعی که نیاز به مکان و زمان خاص و وجود فردی به عنوان هیپنوتیزور داشته باشد ، قلمداد نکنید. بنابراین چون هیپنوتیزم ، حالت طبیعی تغییر ذهن می باشد ، قدمت آن بی تردید به هزاران سال قبل می رسد و انسان متفکر حتماَ از زمان های بسیار دور متوجۀ این پدیده شده است.
 
 
 
 
 
 
 
آنچه که از متون کهن و حکایات تاریخی و شواهد موجود به دست می آید ، این عقیده را ثابت می کند که انسانها به شیوه های مختلف در جوامع گوناگون از این پدیدۀ جالب بهره می گرفتند.
 
 
 
ردپای هیپنوتیزم را در مراسم جادوگری ، رقصهای خاص بومیان آفریقایی ، مراسم آیینی سرخپوستان آمریکا ، روشهای خاص شفابخشی مؤبدان زرتشتی ایران در3000 سال قبل ، آیینهای مذهبی و ……   به وضوح می توان مشاهده نمود . مصریها ، ایرانیان و هندیها اقوام پیشرو در استفادۀ علمی از این علم بوده و با توجه به قدمت تاریخ تمدن و سابقۀ درخشان علم و وجود متفکران تیزهوشی که نامشان در تاریخ جاودانه شده ، این اعتقاد تاریخی دور از ذهن نمی باشد. برای مثال می توان از مانی نام برد. مانی آنچنان مهارتی در هیپنوتیزم داشت که یکی از هیپنوتیزورهای آمریکایی ، مانی را بزرگترین هیپنوتیزوری می داند که تاریخ بخود دیده است. بسیاری از کراماتی که از مانی نقل می کنند ، شباهتی عجیب با تکنیکها و پدیده های هیپنوتیزمی دارد که امروزه هم مورد استفاده قرار می گیرد.
 
 
 
خلاصه اینکه هیپنوتیزم در طی تاریخ به شکل های مختلفی جلوه گری می نمود تا اینکه در قرن هیجدهم ، در اروپا ، دکتر فرانس آنتوان مسمر در برخورد با کشیشانی که با آهنربا اقدام به شفابخشی می کردند ، به این اعتقاد رسید که مغناطیس اثر درمانی دارد و این تئوری را مطرح کرد که موجودات واجد یک انرژی مغناطیسی هستند که می تواند بر روی موجودات دیگر اثر بگذارد و این اثر می تواند جنبۀ درمانی نیز داشته باشد و درواقع مسمربنیانگزار مانیتیزم شد.
 
 
 
مسمر پزشکی معروف ، خوشنام و باهوش بود. حوضی ساخت که در آب آن قطعات آهنربا قرار داده بود و به اعتقاد خود ، تصور می کرد که آن آب مغناطیسی شده است. بیمارانش بر لبۀ آن حوض می نشستند و پاهای خود را در آب قرار می دادند. دکتر مسمر با ابهت و وقار خاصی وارد صحنه می شد و عصای آهنربایی خود را ، پس از مدتی انتظار وارد آب می کرد تا آنچنان که خود عنوان می کرد جریان مغناطیس به راه بیافتد و در این زمان اغلب بیمارانی که بر لبۀ حوض نشسته بودند ، دچار حالتی از هیجان عصبی می شدند و در واقع یک فلسفۀ هیجانی را تجربه می کردند و وقتی از آن حالت بیرون می آمدند بسیاری از آنها ، احساس بهبودی می کردند و شاید هم سلامتی خود را باز می یافتند.
 
 
 
وقتی شهرت و آوازۀ مسمر ، در سراسر اروپا پیچید و خیل عظیم بیماران بسوی او هجوم آوردند ، لوئی شانزدهم گروهی را که متشکل از افرادی چون لاوازیه و فرانکلین بوده ، مأمور بررسی روش درمانی مسمر نمود. پس از بررسی دقیق ، آنها بیان داشتند که روش درمانی مسمر در بسیاری از اوقات نتیجه بخش است اما صحت علمی روش درمانی او را مورد تردید قرار داده و تأیید ننمودند و این باعث شد که مسمر از ادامۀ فعالیت باز ماند.
 
 
 
مسمر عقایدی را بنیان نهاد که نمی توان آن عقاید را خیلی مقرون به واقعیت دانست ، اما در هر حال باعث گردید که نگاه ها به سوی این حالت که بعدها هیپنوتیزم نام گرفت ، جلب شود ازاین رو مسمر را می توان باعث و بانی تولد هیپنوتیزم علمی دانست و این نکته هم لازم است ذکر شود که علی رغم اینکه بیش از2000 سال قبل ، صحت علمی تئوریهای مسمر را مردود شمردند که واقعیت هم جز این نبوده  اما هنوز هم عقاید مسمر طرفداران فراوانی دارد.
 
 
 
بعد از مسمر افراد دیگری چون آبه فاریا و لافونتن آمدند و کارهای مسمر را پی گرفتند تا نوبت به دکتر جیمز برید انگلیسی رسید. وی متوجه شد بعضی بیمارانی که نگاهشان به نقطه ای نورانی تثبیت می شود ، دچار تغییر حالتی خاص می شوند. او با مسمر و عقایدش آشنایی داشت. با نظم بخشیدن به مشاهداتش ، متوجه شد که این تغییر حالت درواقع یک خلسه است که سوژه یا فردی که در آن فرو می رود آرامش یافته ولی در عین حال حرف شنوی خاصی در او بروز می کند. جیمز برید نام این خلسه را هیپنوتیزم نهاد که برگرفته از نام « هیپنوز » الهۀ خواب یونان است. برید در همان زمان متوجه شد که استقرار این خلسه ربطی به مغناطیس ندارد و درواقع تغییر در تمرکز سوژه با ثابت کردن نگاه او و حرفهایی که درمانگر بیان می کند باعث استقرار آن می شود و در همان زمان هم بیان کرده بود که این حالت خواب نیست و با خواب معمولی تفاوتهای اساسی دارد و چون نام هیپنوتیزم در شنونده مفهوم « خواب » را تداعی می کند ، متوجه شد که نام مناسبی را انتخاب نکرده است. اما تا بخود بجنبد این نام آنچنان فراگیر شد که فرصت تغییر در آن را از او گرفت.
 
 
 
بعد از جیمز برید که حدود 170 سال قبل ، مبدع نام هیپنوتیزم بود ، بزرگان زیادی در عرصۀ شناسایی علم هیپنوتیزم قدم به میان گذاشتند. از جملۀ اینها می توان از برنهایم ، شارکو ، فروید ، اریکسون و هیلگارد نام برد. برنهایم برای رد هیپنوتیزم دست به آزمایشات و تحقیقاتی زد ، اما نه تنها هیپنوتیزم را رد نکرد ، بلکه آنچنان به هیپنوتیزم معتقد شد که هنوز جملات جانبدارانۀ زیادی از او به یادگار مانده.  برنهایم اعتقاد داشت کسانیکه هیپنوتیزم نمی شوند ، مبتلا به یک نوع اختلال روانی هستند.
 
 
 
شارکو ، متخصص اعصاب معروفی که در کتابهای پزشکی از او بسیار نام برده شده است ،هیپنوتیزم را نشانۀ هیستری می دانست  و دلیل او ، هیپنوتیزم پذیری بیش از حد هیستریک ها بود. بعدها در تعاملاتی که بین این دو پیش آمد ، این نتیجه حاصل شد که « هیپنوتیزم یک تجربۀ ذهنی گذراست که بیش از 90% از مردم طبیعی جامعه قادر به تجربۀ آنند. اما هیپنوتیزم شدن نه نشانۀ سلامت روان است و نه دلیلی برای بیماری روانی ».
 
 
 
فروید هیپنوتیزم را از شارکو آموخت و در این مورد تئوریهایی ارائه داد که از بحث های اثاثی و پایه ای برای توجیه حالتها و پدیده های هیپنوتیزمی می باشد.
 
 
 
دکتر شارکو دستیار دیگری داشت بنام دکتر اعلم الملک که از اولین دانشجویان اعزامی از ایران در دوره قاجاریه بوده و پس از مرگ شارکو ، جانشین وی در بیمارستان روانپزشکی پاریس گردید .
 
 
 
دکتر اعلم الملک پس از روی آوری به علوم  غریبه ، از مقام خویش استعفا داده و به ایران بازگشت و به عنوان پزشک دربار مظفرالدین شاه مشغول به کار شد . او هیپنوتیزم را از شارکو  آموخته بود و برای سرگرمی درباریان در مجلس شاه هیپنوتیزم انجام می داد. در واقع او اولین کسی است که هیپنوتیزم را با این نام به ایران آورده ، به سرزمینی که مردمش از هزاران سال قبل این علم را به خوبی می دانستند و به مقاصد مختلف از آن بهره می بردند .
 
 
 
ناگفته نماند که بسیاری از تکنیکهای موجود در کتابهای جدید هیپنوتیزم که از سوی هیپنوتیزورهای غربی معرفی شده ملهم از روشهائیست که دراویش ایران در صدها سال قبل در مراسم خویش به کار میبردند .و علیرغم اینکه در مکاتب فعلی هیپنوتیزم بین هیپنوتیزورهای علمی و هیپنوتیزورهای سنتی از لحاظ مبانی تئوریک ، گاها تفاوتهای اساسی وجود دارد ولی تکنیکهای موجود و آمار افرادی که به درجات سبک ، متوسط و عمیق هیپنوتیزم فرو میروند و نیز افرادی که هیپنوتیزم نمی شوند همخوانی نزدیکی وجود دارد اما گاهی از افرادی که وارث علوم پر رمز و راز صوفیان ایرانی هستند ، اعمالی عجیب سر می زند و در اینکه این اعمال ، در واقع جلوه های خاص هیپنوتیزم هستند تردیدی نیست اما آمار موجود در کتابها را بشدت زیر سوال می برد . در توجیه این پدیده ها هم کوششهای فراوانی شده و دستاوردهای قابل توجهی هم حاصل گردیده ، اما در بسیاری اوقات بنظر میرسد که اطلاعات ما در توجیه این مسایل اندک  بوده و هنوز راه درازی برای شناخت اسرار این علم در پیش رو داریم .
 
 
 
در قرن بیستم با افزایش آگاهی و نیز روشن شدن تاثیرات هیپنوتیزم در درمان برخی بیماریها ، مراجع رسمی پزشکی در بسیاری از کشورهای مترقی مجاب گردیدند که هیپنوتیزم را به عنوان روش معتبر در طب جایگزین یا آلترناتیو بپذیرند برای مثال در سال 1958 میلادی استفاده از هیپنوتیزم توسط پزشکان در آمریکا مورد قبول قرار گرفته و در کشورهای اروپایی نیز کم کم هیپنوتیزم جایگاه نسبتا” مطلوبی پیدا کرد .
 
 
 
در واقع در بسیاری از مراکز آکادمیک معتبر ، دپارتمانهای تحقیقات هیپنوتیزمی از حدود 50 سال قبل ، شکل گرفته و این موضوع باعث پیشرفت مطالعات و اعتبار بیشتر هیپنوتیزم گردید .
 
 
 
با روشن شدن جنبه های فیزیولوژیک تاثیر هیپنوتیزم ، جایگاه آن ارتقا قابل توجهی یافته به نحوی که افراد معتبری چون سادوک نظرات جالب توجهی ابراز داشتند . دکتر سادوک که از روانپزشکان نامی معاصر می باشد حدود دو دهه  قبل بیان نمود که هینوتیزم یک روش پزشکی است و نباید آن را به دید یک شاخه از طب جایگزین نگریست . در واقع سادوک بین هیپنوتیزم و علومی نظیر طب سوزنی افتراق قائل شده و توصیه نموده بود که پزشکان هیپنوتیزم را بدانند و در درمان از آن بهره گیرند .
 
 
 
تا دو دهه قبل حتی طرفداران متعصب هیپنوتیزم اعتقاد داشتند که هیپنوتیزم در بیماریهای روانی یا روان تنی موثر است . اما با ارائه نتایج تحقیقات متعدد و جامعی که در مورد اثرات هیپنوتیزم صورت گرفته و پیشرفتهایی که در زمینه شناخت واسطه های شیمیایی اعصاب و سیستم ایمنی بدن و نیز ارتباط بین آن دو حاصل گردید ه ، اثر بخشی هیپنوتیزم در درمان بسیاری از بیماریهای جسمی بخصوص بیماریهایی که اختلال در سیستم ایمنی در بروز یا تشدید آن نقش دارد اثبات گردیده است.
 
 
 
 
 
هیپنوتیزم چیست؟
 
دکتر لوبا دانشمند آمریکایی در این زمینه می‌گوید: 
چکیده و اصل هیپنوتیزم در ایجاد و خلاقیت یک تمایل و توانایی خلاصه می‌شود که باید در فرد هیپنوتیزم شونده پدید آید. او باید بتواند از صحبتهای هیپنوتیزور و در ذهن روشن و فعال خود تصویری زنده و واضح بسازد و تمام تخیلات و تمرکز ذهنی خود را تنها در این راستا تجهیز و تمرکز بخشد. مطالبی که هیپنوتیزور به او ارائه می‌دهد ممکن است حقایقی قطعی یا سمبولیک باشند. این تصویری که از هیپنوتیزم ارائه گردید، با پدیده‌هایی که به صورت خودجوش در جریان زندگی روزمره ما بوجود می‌آیند، مطابقت می‌کنند. یعنی مواقعی که ما شدیداً توسط جریاناتی که در اطراف ما می‌گذرد، جذب می‌شویم. 

برای شرح این پدیده بهتر است مطلبی از دکتر کلمن را عیناً نقل کنیم: 
در زندگی روزمره ، ما بارها حالت خلسه یا از خود بی خود شدن را تجربه می‌کنیم. در حالاتی که وقایعی ، به اصطلاح ، ذهن ما را تسخیر می‌کنند. در این لحظات ما موقتاً آنچه را در اطرافمان می‌گذرند، فراموش می‌کنیم. برای مثال کسانی که مرحله نهایی یک مسابقه فوتبال را در تلویزیون مشاهده می‌کنند، تمام وجود خود را بر روی بازی متمرکز می‌سازند و نسبت به همه چیز ، از جمله اینکه به چه صورتی روی مبل قرار گرفته‌اند یا این که همسرشان آنها را برای صرف غذا صدا می‌کند، بی توجه می‌گردند. 

دکتر لوبا در مورد دیگر فرآیندهایی که در زندگی ، ما را جذب می‌کنند، می‌گوید: 
بسیاری از ما در برخی از موقعیتها ، حالت عدم احساس درد یا حالت بی حسی را تجربه کرده‌ایم. مثلاً موقعی که عمیقاً مجذوب یک داستان پلیسی می‌شویم، برخی دردهای سبک بدنی را حس نمی‌کنیم. در بعضی از موقعیتها از جمله در لحظاتی که عمیقاً مجذوب صحبتهای دوستی می‌شویم، ممکن است صدای زنگ یا صدای فردی که مستقیماً ما را صدا می‌کند، نشنویم. عکس این حالت هم وجود دارد. در لحظاتی از زندگی تمام توجه خود را معطوف به احساس نامطبوعی کرده‌ایم. مثلا انتظار درد روی صندلی دندانپزشک یا توجه برای احساس بو یا طعمی ناخوشایند و حصول این احساس در پی آن. در لحظاتی که فردی قانع شده یا به او تلقین شده که از عهده کار خاصی بر نمی‌آید، نمی‌تواند به خوبی آن کار را هر چند ساده و آسان هم باشد، انجام دهد. ولی اگر ما اعتماد به نفس خودمان را بدست آوریم و مطمئن شویم که قادر به انجام این کار هستیم، حتما در انجام آن توفیق پیدا می‌کنیم.
 
باورهای نادرست درباره هیپنوتیزم
 
هنوز برخی تصور می‌کنند به هنگام هیپنوتیزم ، یک فرد مقتدر و ماهر بطور فعال ، فردی را که حالت تسلیم به خود گرفته ، کنترل می‌کند. این تصور از واقعیت علمی به دور است. تصور وجود یک هیپنوتیزور با قدرت زیاد و اسرار آمیز در مقابل فردی ضعیف و مقهور ، به قرن هجدهم باز می‌گردد که هیپنوتیزم با استفاده از نیروهای مرموز و مغناطیسی صورت می‌گرفت. هیپنوتیزور در آن عصر ، انسانی با قدرت جادویی و غول آسا بود که با وسایل اهریمنی ، اراده و روح انسانهای دیگر را کنترل و اداره می‌نمود. 

نظریه جدید درباره هیپنوتیزم و هیپنوتیزور با این باورهای قدیمی فاصله بسیار زیادی دارد. هم اکنون بسیاری از روانپزشکان و روانشناسان از این نظریه طرفداری می‌کنند که : هیپنوتیزور تنها نقش راهنما و هدایت کننده را در برقراری حالت هیپنوتیزم ایفا می‌کند و کار اصلی را در این جریان خود فرد تحت هیپنوتیزم انجام می‌دهد. هیپنوتیزم شدن ، نشانه ضعف روحی نیست! همانطور که دکتر اشپیگل اظهار می‌دارد: هیپنوتیزم شدن نشانه سطح بالایی از هوش و استعداد و نمایانگر قدرت و قابلیت فرد در انجام تمرکز است.
 
نحوه ایجاد هیپنوتیزم و امکانات درمانی آن
 
بیمار در صورت تشخیص پزشک معالجش و تمایل خودش می‌تواند از هیپنوتیزم در برنامه درمانش استفاده کند. برای انجام موفقیت آمیز جریان درمان بیمار باید: 

 
  • ذهن خود را از کلیه افکار انحرافی خالی و پاک کند.
  • به اصالت علمی هیپنوتیزم و قابلیت عملی هیپنوتیزور اعتقاد و ایمان داشته باشد.
  • به اندازه کافی قدرت تمرکز و تصور داشته باشد.
  • به برنامه ای که هیپنوتیزور برای درمان بیماری و یا رفع مشکل او مطرح کرده، مطمئن باشد.
 

در موارد و شرایط زیر هیپنوتیزم اثرات درمان کننده اثبات شده‌ای دارد: 

 
  • درمان پرخوری و چاقی
  • ترک اعتیاد به دخانیات ، الکل و بسیاری از مواد مخدر
  • درمان بی‌خوابی با هیپنوتیزم
  • معالجه حالات اضطرابی
  • درمان حالات هیجانی
  • معالجه افسردگی
  • درمان ضعف و فقدان اعتماد به نفس
  • ایجاد انگیزه و امید
  • درمان وسواس و رفتارهایی که فرد به صورت اجباری انجام می‌دهد.
  • درمان عادت جویدن ناخنها
  • معالجه عدم قدرت در تمرکز فکری
  • درمان لکنت زبان در مواردی که نقص عضوی در کار نباشد.
  • درمان حالاتی که فرد در شناخت هویت خود دچار مشکلاتی شده است.
  • درمان انواع ناتوانی ها و مشکلات جنسی
 
تعریف هیپنوتیزم درمانی
 
هیپنوتیزم درمانی یک روش درمانی است که در یک مرحله یا مراحلی از آن از هیپنوتیزم استفاده می‌شود. هیپنوتیزم درمانی می‌تواند به دو شکل متفاوت صورت بگیرد:
 
دگر هیپنوتیزم درمانی
 
در این حالت ، درمانگر پس از صحبت کردن با بیمار و ایجاد آمادگی ذهنی و روحی در او ، در صورت نیاز بیمار به القای خُلسه هیپنوتیزمی ، او را به عمق مناسبی که برای برنامه درمانی‌اش مناسب باشد، می‌رساند و در این شرایط به هیپنوتیزم درمانی می‌پردازد.
اسکرول به بالا