درمان سرد مزاجی جنسی

بی میلی و سرد مزاجی جنسی و هیپنوتراپی:

بی میلی جنسی در مردان  و سرد مزاجی  جنسی در زنان یعنی عدم تمایل و رغبت  شهوانی به جنس مخالف. این تعریف شامل چنین مواردی می شود 1.  علی رغم اینکه در گذشته شریک جنسی برای فرد جذابیت داشته است اما در حال حاضر دیگر تمایل ندارد. 2.  با اینکه فرد دارای سلامتی جسمانی  و هورمونی می باشد و از او  تمایل شهوانی و جنسی انتظار می رود  با این حال  در او تمایلی وجود نداشته باشد. این اختلال باید برای حداقل یک ماه ادامه داشته باشد تا اختلال محسوب شود. 

از عمده ترین  عوامل بی میلی و سرد مزاجی جنسی عوامل روانی است. این عوامل روانی در مردان  عبارتند از  افسردگی، مشکلات زود انزالی در گذشته، خشم پنهان یا آشکار نسبت به همسر، احساس گناه، و سرد مزاجی زن که در نهایت باعث بی میلی جنسی مرد شده باشد و غیره. و عوامل روانی در سرد مزاجی زنان عبارتند از درد جنسی (واژنیسم) که در نهایت باعث سرد مزاجی جنسی زن شده باشد، افسردگی، زود انزالی مرد که در نهایت باعث سرد مزاجی زن شده باشد، خشم به همسر خود، احساس گناه، و غیره.

روش درمانی این اختلال مشابه با دیگر اختلالات جنسی و روانی میتواند به وسیله مشاوره روان شناسی و روان درمانی و هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی) باشد. موارد زیادی از این روش درمانی استفاده نموده و درمان شده اند.

 

اختلالات جنسی و انحرافات جنسی و هیپنوتیزم درمانی: 

 

تعریف اختلالات جنسی:

 

اختلالات جنسی را می توان به نوعی یک ناتوانی جنسی در مقاربت جنسی موفق با شریک جنسی خود تعریف نمود. که از نظر کیفی یک اختلال با اختلال جنسی دیگر متفاوت است. برای مثال فردی که دارای زود انزالی جنسی است ممکن است قادر به مقاربت جنسی باشد. اما در به رضایت رساندن شریک جنسی خود ناتوان باشد. ولی کسی که به هر دلیلی در هنگام مقاربت در نعوظ جنسی (مردان) ناتوان است این ناتوانی جنسی با ناتوانی در به اوج لذت جنسی رساندن شریک جنسی خود بسیار متفاوت می باشد. انواع اختلالات جنسی عبارتند از: ناتوانی در نعوظ (erection disability) ، اختلالات انزال، مانند زود انزالی، دیر انزالی، بی میلی جنسی، سرد مزاجی جنسی، درد جنسی (واژینیسم)، فوبی جنسی و یا ترس جنسی (ترس از مقاربت که بیشتر مخصوص خانم ها می باشد) و …. .

تعریف انحراف جنسی:

انحراف جنسی یک اختلال جنسی است که تمایلات جنسی فرد خارج از چارچوب رابطه جنسی طبیعی باشد. برای مثال تمایلات جنسی همجنس خواهانه (به جز افرادی که دارای نقص جسمانی می باشند)، خود ارضایی، مازوخیسم جنسی یا خود آزاری جنسی، سادیسم جنسی یا دیگر آزاری جنسی، فتیشیزم یا شئ پرستی جنسی (لذت جنسی از پای جنس مخالف و اشیا مرتبط)، حیوان خواهی یا زوفیلیا، کودک آزاری یا پدوفیلیا، مبدل پوشی یا ترنسوتیزم، خود نمایی جنسی یا اگزیبیشنیزم، چشم چرانی یا تماشاگری جنسی یا وویریسم  اسکوپوفیلیا و … .

علل اختلالات و انحرافات جنسی:

بطور کلی علت همه اختلالات و انحرافات جنسی در صورتی که مشکل جسمانی و پزشکی خاصی وجود نداشته باشد بر میگردد به عوامل روانی و تجربیات تلخ و یا شیرین گذشته فردبطور کلی یکی از عوامل مهم اختلالات و حتی انحرافات جنسی عامل افسردگی است (این اظهار نظر با توجه به تجربیات بالینیبسیار زیادی است که تا کنون با افراد مختلفی از این دسته بدست آمده است). به اعتقاد من همانطور که در بخش افسردگی گفته شد افسردگی یک پریشانی روانی است که می تواند هم در رفتار و افکار و احساسات فرد آشکار باشد و یا می تواند بصورت پنهان وجود داشته باشد (مثلا چرا یک فردی که کاملا سرحال و با نشاط است ناگهان میبینیم یکروز بعد خود کشی کرده). بنابراین بسیاری از مشکلات و اختلالات رفتاری و ذهنی در ذهن عامه مردم و حتی شاید بسیاری از متخصصین علوم رفتاری و روانشناسی که  آنرا افسردگی نمی دانند اما در واقع علامتی از افسردگی باشد که فرد آن را دارا می باشد. برای مثال  فردی که دچار افسردگی است این افسردگی حالات بی حوصلگی، بی حالی، لذت نبردن از زندگی و … و همچنین بی میلی و یا مشکلات جنسی (که فرد آنرا افسردگی نمیداند) را بهمراه دارد. دومین عامل اختلالات  و انحرافات جنسی بر می گردد به تجربیات دوران گذشته.تجربیات دوران گذشته در سرنوشت فرد بسیار اثر گذار است. چند مثال برای تفهیم مطلب. پسر بچه چهار ساله ای که در کف اتاق دراز کشیده ناگهان پاهای خواهر خود و ناخن های لاک زده او را می بیند و برایش جذاب و زیبا بنظر می رسد  و آن را می بوسد و یا لیس می زند. این پسر بچه چهار ساله در سن سی سالگی با مشکل فتیشیزم و یا پا پرستی که برایش مشکلات زیادی در ارتباط با جنس مخالف فراهم نموده برای درمان مراجعه می کند که  علایمی  از افسردگی را نیز بهمراه داشت. مردی با همسر خود دچار اختلافات  خانوادگی و نزاع می شود. و پس از مدتی مجددا با هم آشتی می کنند. اما پس از آن بطور کلی تمایل جنسی خود را به همسرش از دست می دهد. جالب اینکه پس از  مدتی با خانمی آشنا میشود و با او ازدواج می کند بدون هیچگونه مشکلی. اما پس از مدتی مجددا بعد  از یک مشاجره و نزاع توان جنسی خود را از دست می دهد. و بسیاری از موارد مشابه دیگر:

پیآمدهای اختلالات و انحرافات جنسی:

پیامدهای این اختلالات با توجه به مسایل فرهنگی و شخصیتی و یا به عبارتی از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از شخصی به شخص دیگر متفاوت می باشد. بطور کلی پیآمدهای اختلالات و انحرافات جنسی باعث افسردگی و حالات روانی مرتبط با آن ، روابط اجتماعی مختل، فرو پاشی کانون گرم خانواده، و مشکلات کاری ویا آینده ای گنگ و تاریک برای آن فرد می گردد.  برای مثال فردی که دارای تمایلات همجنس خواهانه است  ممکن است درفرهنگی دچار افسردگی گردد اما درفرهنگ دیگری دچار چنین اختلال عاطفی نگردد. و همینطور در موارد دیگر.

 

درمان اختلالات و انحرافات جنسی با هیپنوتیزم درمانی(هیپنوتراپی):

تمامی اختلالاتی که منشاء روانی دارند بوسیله هیپنوتیزم یا هیپنوتراپی و مشاوره روانشناسی و روان درمانی قابل درمان میباشند. همچنین همه اختلالات و انحرافات جنسی همچون ناتوانی جنسی، زود انزالی، دیر انزالی و عدم انزال، بی میلی و سرد مزاجی جنسی ،عدم ارگاسم، ترس یا فوبی جنسی، واژنیسم یا درد جنسی، همچنین انحرافات جنسی مانند تمایلات همجنس گرایانه، وسواس جنسی، فتیشیزم جنسی، مازوخیسم جنسی، سادیسم  جنسی، و غیره  که منشاء  روانی دارند نیز قابل درمان هستند. 

 

 

مطالب دیگران

سرد مزاجی زنان

(عوامل روانی و عاطفی بی میلی جنسی) در مـیان عوامل بی میلی زنان به هم‌بستری، عنصر تغذیه و وراثت را نمی‌توان نادیده گرفت ولی عـوامـل روانـی و عاطفی بیش از امور دیگر مؤثر است.

به همین منظور در این بخش، نخست این موضوع را دنبال خواهیم کرد.

نـبـایـد فـرامـوش کـرد کـه زن و مرد در اظهار مشکلات خانوادگی و جنسی خود به یک شیوه رفـتـار نمی‌کنند.

از آنجا که مردان شرم و حیای کمتری دارند مسائل خود را به طور علنی با دوستان و آشنایان مطرح می‌کنند و از یکدیگر راه چاره می‌جویند، ولی زنان اغلب درباره‌ی این قبیل امـور بـه هـیـچ کـس حتی به محارم خود چیزی نمی‌گویند.

بنابراین تنها نشانه‌ای که می‌توان از طـریـق آن بـه خرسندی یا ناخرسندی آنان در موضوعی پی برد رفتار آن‌هاست.

به همین دلیل اگـر شـوهـر کـم تجربه و ساده اندیشی داشته باشند بزودی به مشکل آنان پی نخواهد برد و سال‌ها اندوه و نارضایتی ایشان طول خواهد کشید و شناخته و درمان نخواهد شد.

مـردان زیـرک آن‌هایند که بخشی از اوقات روزانه‌ی خود در این باره می‌اندیشند، یعنی پیرامون رنج‌ها و آرزوهای بجایی که همسرانشان در دل دارند و معمولاً ناگفته در نهان ایشان باقی مانده است.

ما در ذیل به اموری چند اشاره کرده‌ایم که در بی میلی زنان به هم‌بستری فوق‌العاده مؤثر است.

 

کامروا نشدن از هم‌بستری:

ایـن امـر یـکـی از عـوامـل تـمـکـین ناپذیری زنان است.

شاید بیش‌تر مردان متأهل، به خصوص در سال‌های آغاز زندگی، به راحتی نپذیرند که از آیین هم‌بستری اطلاعات ناقصی دارند.

البته بسیاری از این مسائل را نمی‌توان به طور طبیعی در سال‌های نخست زندگی دریافت یا حتی ضمن مطالعه و گفتگو با افراد بدان‌ها دست پیدا کرد.

بر اساس اظهارات بانوان معلوم شده که سبب سرد مزاجی نیمی از آنان همین عامل کامروا نشدن از هم‌بستری است.

آن‌ها به موجب نا آشنایی همسرانشان با اصول زن داری و برقراری روابط جنسی، چـه بسا هیچ مفهومی از این روابط در ذهن نداشته باشند، بلکه آن را عملی حیوانی، غیر بهداشتی و مشمئز کننده بدانند که جز اتلاف وقت ثمری ندارد.

اشـکال اصلی به طرف مقابل آن‌ها یعنی به مرد مربوط می‌شود که باید وظایف خود را بداند، زیرا از زنـان انـتـظـار نمی‌رود که با این قبیل مسائل آشنا باشند و یا در جمع یکدیگر درباره این مسائل پرسش و گفتگو کنند و تجربه بیاموزند.

در حالی که مردان به راحتی می‌توانند در مجالس دوستانه‌ی خود از محرمانه‌ترین مسائل خانوادگی گفتگو کنند و پرسش‌هایشان را مطرح سازند.

گاهی نیز مرد با آنکه با شیوه‌های روابط جنسی آشناست بر اثر فشار شهوت یا خودخواهی، همسر خـود را در کـامـروا شـدن یـاری نمی‌کند و پیش از ارضای او دست از عمل زناشویی می‌کشد.

سردی جنسی خصیصه‌ای نیست که با انسان زاییده شود و تا دم مرگ باقی و برقرار بماند.

فردی کـه احساسات جنسی ندارد ممکن است فقط به این علت باشد که تاکنون با نوع تحریکی که در او عکس‌العمل به وجود می‌آورد، مواجه نشده است.

دکتر استون در کتاب پاسخ به مشکلات جنسی می‌گوید: «اگـر قدرت جنسی مرد ناکافی یا میل جنسی او کم باشد، اگر انزال زود یا به سرعت واقع شود و مـرد خـود را عـقب بکشد، آن وقت است که در زن تنفر و اکراهی در مقابل روابط جنسی به وجود می‌آید. یعنی یا تحریک نشده و یا محرومیت‌های متوالی به تدریج سبب از بین رفتن احساس لذت و از بـیـن رفـتـن میل جنسی او می‌شود. در هر حال اگر به طور متوالی او را محروم نگاه دارند پس از مدتی به هیچ وجه تمکین نخواهد کرد».

بانوی خانه‌داری در ضمن نامه‌ای چنین می‌نویسد: «زنی هستم بیست و هفت ساله. شوهرم مردی است بسیار مهربان و زن و فرزند دوست و صمیمی و صـبـور. در تـمـام مـدت چند سال ازدواج، همیشه مرا مثل بت می‌پرستد و از هیچ کار من عیب نمی‌گیرد. نـه مـشروب می‌خورد و نه قمار می‌کند و نه کارهای دیگر. نزد همه از بچه‌داری و خـانـه‌داری و غـذا پـخـتـن من تعریف می‌کند، فامیل مرا خیلی دوست دارد و احترامشان را نگاه می‌دارد و اگـر گـاهی عصبانی باشم و بد و بیراه بگویم، با صبر و خنده برخورد می‌کند و به من حـق می‌دهد»»

با این همه که بر شمردم من شوهرم را دوست ندارم و هر کاری می‌کنم که دوستش داشته باشم موفق نمی‌شوم …

وی در ادامه می‌افزاید: شوهر من از نظر عمل زناشویی هیچ توجهی به رضایت من ندارد [و لذت جنسی مرا نادیده می‌گیرد.]

آیین اسلام این رفتار را از جفاپیشگی مرد و نادانی او دانسته و آن را سخت نکوهش کرده است.

پـیـامـبـر اکـرم (ص) در همین باره فرموده است: هیچ یک از شما با همسر خود همانند حیوانات نـزدیـکـی نـکند بلکه باید میان زن و شوهر قاصدی باشد.

پرسیدند قاصد چیست؟ فرمود: بوسه و سخن.

و نـیـز فـرمـود: سـه چـیز از ناتوانی است:

یکی آنکه شخص با همسر خود قبل از گفتگو و انس، مـقاربت کند و پیش از آنکه زن ارضا شود خود را ارضا نماید.

مردی پرسید: ای رسول خدا، چگونه چنین کند؟ فرمود: خودداری و درنگ کند تا از هر دو انزال شود.

در ایـن حـدیـث چند نکته حایز اهمیت است.

یکی آنکه مرد چگونه خودداری و درنگ کند؟ دیگر آنـکـه پـیـش از بـرقراری رابطه به چه شیوه‌ای همسرش را آماده سازد؟ سوم آنکه علامت ارضای زن چیست؟ شـایـد بیش‌تر افراد خصوصاً جوانان تصور کنند که پاسخ این سه پرسش را به خوبی می‌دانند و با شـیـوه درسـت آن آشـنـایـند، در حالی که تحقیقات و اظهار نظرها این ادعا را ثابت نمی‌کند.

در حـقـیـقـت گـذشـت دوران زنـدگـی زنـاشـویی است که به افراد می‌فهماند آنچه در هر زمان می‌دانسته‌اند نسبت به تجربه‌های بعدی ناقص بوده است و کمتر کسی را بدون در نظر گرفتن تجربه‌های بعدی می‌توان یافت که به خطایی که مرتکب می‌شود معترف باشد.

بـه هـر تـقـدیـر بـاید پذیرفت که لذت نبردن از آمیزش وقتی برای مدتی طولانی ادامه یابد برای زن اخـلاقـی ثـابـت و ثـانوی به وجود می‌آورد که همان سرد مزاجی است و معمولاً نیز با روش‌های دیـگـر نمی‌توان وی را به آمیزش علاقه‌مند ساخت، زیرا او به واقع از این کار خاطره شیرینی ندارد و تماس تناسلی نیز بدون تحریک و ارضا، نه تنها علاقه ساز نیست که گاهی حتی تنفر آور است.

اسکرول به بالا