زنان و چشم چرانی

زمانی که زن فاقد حشمت و حیا باشد و آن را از دست بدهد به بی حجابی و به بی راهه کشاندن مردان روی می آورد و اسرار زنانگی و جسمانی خود را در معرض دید عموم قرار می دهد و شوخ چشم می شود که این همه دلالت بر کمال زیبایی و ظرافت و متمدن بودن او نمی کند بلکه بیانگر بی حیایی و سبک سری اوست.

قرآن مجید می فرماید: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا»  کسانی که برای (رضایت) ما به تلاش ایستند و در راه (پیروزی دین) ما جهاد کنند، آنان را در راههای منتهی به خود رهنمود (و مشمول حمایت و هدایت خویش) می گردانیم.

زنان در درون خود فقط در برابر یکی از دو چیز تسلیم می شوند: 1- حیاء 2- غریزه جنسی

اگر تابع غریزه خود باشد بی شرم وبی آزرم خواهد بود؟ اگر تابع حیا باشد و در برابر آن کرنش نشان دهد غریزه خود را کنترل کرده باشد که این زن، همان زن واقعی است که سرمایه انسان است و شایسته شوهر و نسل و انتقال اخلاق کریمانه می باشد. زیرا زن نزد اهل فضل و دانش سنگ بنای کانون خانواده، و دارای مقام و حقوق و احترام خاصی است بشرطی که زینت بخش بازار و خیابانها و اماکن عمومی و مرتع چشمان هوس بازان نباشد وگرنه خدای نکرده سمبل تحرک غریزه جنسی و هوس هوس بازان خواهد شد و مقصود و هدف مطلوب شیطان از طریق چنین زنانی تامین می شود که نه شایستگی کانون گرم خانواده و تربیت اولاد را خواهند داشت و نه آن جایگاه ویژه اجتماعی را برای خود حفاظت خواهند کرد.

هر انسان چه زن و چه مرد دارای طبیعتی است که به آن ارزش و بها داده است و تا زمانی که از آن فاصله نگرفته، تمام امور او بر وفق مراد خواهد بود، ولی چون از آن فاصله گیرد نظام امور او مختل می شود و این چیزی جز «فطرت دینی» نیست.

وقتی زن با بی حجابی بیرون آید شیطان به استقبال او می شتابد و نگاههای بیگانگان و هوسبازان را به سوی او متوجه می گرداند و سیل انبوه کنایه ها و متلکها به سوی او سرازیر می شود، چون جسم افسون گر و زیبای زن به تنهایی خود به خود نغمه ها و موسیقیهای خاموشی است که در یک زمان هم گوش از آن لذت می برد و هم چشم از آن لطف اندوز می گردد و عفت و شرف او در معرض خطر قرار می گیرد و حفظ شرف و عزت و کرامت زن و خانواده هدف اصلی ممنوعیت عرض اندام زن است. و زنی که به تماشای مردان و مردان به تماشای او می نشینند زن زندگی و رازداری و مادری برای فرزندان، و فرد سالم و امینی برای آینده نیست؛ زیرا فاقد شرافت و ادب و عفت است؛ بلکه به تعبیری دیگر شوره زاری بیش نبوده که محصولی جز خس نخواهد داشت.

آیا، جمال زن، بمنزله گنجینه ای نیست که قلب را به دزد تبدیل می کند؟ بله، او از این قوه قهر آمیز و تسلط برخوردار است، به مثابه آهن ربایی است که بدون حرکت براده های آهن را به سوی خود جذب می کند. زن بی حجاب این گونه است چنان نیروی جاذبه ای دارد که بدون اراده کارهای با اراده را انجام می دهد که دیدن او اولین کار اوست.

بنابر این زنان از بی حجابی و نمایش زینت و لباس خود به شدت پرهیز کنند زیرا هر چند که قصد فریفتن مردم را نداشته باشند اما این کار بدون اراده هم انجام می شود. و زینت و لباس، جسم و بدن او را، و بدن و لباس به اتفاق هم زن را در معرض نمایش و نگاه دیگران قرار می دهند! آنگاه معرکه گرم می شود.

اسلام توجه و عنایت خاصی به حفظ عفت و شرف زن و خانواده و طهارت جامعه اسلامی از بی بند و باریها یشان داده و اسباب و علل آن را ممنوع قرار داده است تا مساله به جاهای باریک و خطرناک کشیده نشود. ببینیم قرآن برای مردان و زنان بطور مساوی چه دستور داده است: «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم، ذلک ازکی لهم، ان الله خبیر بما یصنعون. و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها، ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن … و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن، و توبوا الی الله جمیعا ایها المونون لعلکم تفلحون»؛ (ای پیغمبر!) به مردان مومن بگو: (آنان موظفند که از نگاه به عورت و زینت نامحرمان) چشمان خود را فرو گیرند، و عورتهای خویش را (با پوشاندن و دوری از پیوند نامشروع) مصون دارند، این برای ایشان زیبنده تر و محرمانه تر است. بیگمان خداوند از آنچه انجام می دهند اگاه است (و سزاوار جزای رفتارشان را می دهد). و به زنان مومنه بگو: چشمان خود را (از نامحرمان) فرو گیرند (و چشم چرانی نکنند) و عورتهای خویشتن را (با پوشاندن و دوری از رابطه نامشروع) مصون دارند و زینت خویش را (همچون سر، سینه، بازو، ساعد، گردن، خلخال، گردنبند، بازوبند) نمایان نسازند، مگر آن مقدار (از جمال خلقت، همچون چهره و پنجه دستها) و آن چیزها (از زینت آلات، همچون لباس و انگشتری و سرمه و خضاب) که (طبیعتا) پیدا می گردد. و چارقد و روسریهای خود را بر یقه ها و گریبانهایشان آویزان کنند (تا گردن و سینه و اندامهایی که احتمالا از لابلای چاک پیراهن نمایان می شود، در معرض دید مردم قرار نگیرد) و زینت خود را نمودار نسازند مگر برای شوهرانشان … و پاهای خود را (به هنگام راه رفتن به زمین) نزنند تا زینتی که پنهانش می دارند (جلب توجه کند و صدای خلخال پاهایشان بگوش مردم برسد و) دانسته شود. ای مومنان! همگی بسوی خدا برگردید (و از مخالفتهایی که در برابر فرمان خدا داشته اید توبه کنید) تا رستگار شوید.

در این آیات سه دستور به مردان داده شده است: 1- حفاظت چشمها و نگاهها «یغضوا من ابصارهم» 2- حفظ عفت و شرمگاه «و یحفظوا فروجهم» 3- توبه و رجوع.

و فلسفه اول دو دستور را چنین بیان کرده است «ذلک ازکی لهم» این برایشان پاکیزه تر است. و به آنان هم هشدار می دهد که بدانند، همانا خداوند به آنچه که آنان انجام می دهند کاملا آگاه و مطلع است تا اینکه اگر کسی به فلسفه  هدف این دو دستور پی نبرد و از آن باز نیامد تهدید و هشدار بعدی او را باز دارد.

اما به زنان شش دستور داده است: 1- حفاظت نگاه و چشمها 2- حفظ عفت و شرمگاه 3- ظاهر نکردن زینت و آرایش 4- پوشیدن چادر و حجاب 5- نکوبیدن پاها 6- توبه و رجوع

و این همه دستورات برای تامین یک هدف است و آن فلاح و رستگاری آنان در دنیا و آخرت.

این کثرت اوامر و تنوع آنان به زنان بیانگر نفوذ پذیری شیطان در آنها و گمراه کردن مردان از طریق آنان می باشد بنا بر این باید زنان و مردان مومن بیش از پیش مواظب باشند.

و چرا مردان و زنان از نگاه ناروا باز داشته شده اند، چون نگاه بزرگترین خائن روانی است که روان انسان را می آزارد چون وقتی ببیند محبت طرف مقابل در دل او جای می گیرد و همیشه در فکر و خیال او به سر می برد لذت طاعت و عبادت را نمی بیند در صدد و فکر رسیدن به مطلوب خود خواهد بود که در این مورد تمام مرزها را در نوردیده و قیود را از هم می گسلد.

اما حفظ فرج چرا؟ سید قطب می نویسد: «حفظ«فرج» پیامد طبیعی فرو خواباندن چشم است و گامی است در استواری اراده و هوشیاری در حفاظت از افتادن در گناه و تسلط بر خواهشهای نفسانی، از این رو بین آن دو در یک آیه جمع کرده، تا نشان دهد یکی حالت سبب و دیگری جایگاه نتیجه را دارد، هر دو گامهایی هستند پی در پی، در صفحه ذهن و صحنه زندگی، نزدیک به نزدیک.»

اسکرول به بالا