Rate this post

* تمرین اول

لبخند دروازه باز موفقعیت در کارها و شکست دادن خجالت است. از دو فروشنده، آنکه لبخند می زند، حتی اگر تجربه چندانی نداشته باشد بیش از دیگری فروش خواهد داشت و در یک جمع، آنکه لبخند می زند، تمام افراد مثبت را به سوی خود جذب خواهد کرد. بنابر این یاد بگیرید که لبخند بزنید.

* تمرین دوم

هنگامی که می خواهید از فردی تقاضائی بکنید، سخنرانی کنید یا به یک ملاقات خیلی رسمی بروید و… و به طور خلاصه، قصد انجام کاری را دارید که معمولاً از آن وحشت داشته یا حتی صرف نظر می کنید، قبل از اقدام به عمل، در ذهن خود انجام آن کار را با آرامش و خونسردی مجسم کنید. سپس ببینید با چه افرادی و یا چه جمعی روبرو هستید. نقاط ضعف و قوت آنها کدام است؟ دقیقاً چه چیزی می-خواهید بگوئید؟ آنچه قصد و نیت آن را دارید، باید در ذهن شما روشن و دقیق باشد. چند تمرین عملی آسان، به شما امکان خواهد داد پیشرفت های خود را مشاهده کنید.

* تمرین سوم

یک عابر را در خیابان متوقف کرده و از او سؤالی بکنید (پرسیدن آدرس یا ساعت) او را وادار سازید، به سؤالات شما پاسخ دهد و سپس صحبت را خاتمه دهید. (باز هم لبخند). صحبت خود را به عنوان مثال با چنین جمله ای خاتمه دهید: متشکرم، خیلی لطف کردید.

* تمرین چهارم

یک فروشگاه یا بوتیک را بر حسب اتفاق انتخاب کرده و وارد شوید و چند مدل از لباس های آن را برای دیدن از فروشنده بخواهید. با دیدن هر مدل، بگوئید که این برای شما مناسب نیست. (عیبی روی لباس نگذارید، بلکه فقط بگوئید از آن خوشتان نمی آید.) سپس بوتیک را بدون خرید و ضمن تشکر از صبر فروشنده ترک کنید. بیشتر از سه مدل را امتحان نکنید. اولاً به دلیل اینکه شما ممکن است بیش از این نتوانید، تأثیر فروشنده های خوب را تحمل کنید، یا اینکه عادت کنید، اصلاً تحت تأثیر آنها قرار نگیرید. ثانیاً، این تمرین با انتخاب سه مدل در سه فروشگاه، تأثیر بیشتری می گذارد تا نُه مدل در یک بوتیک. و سرانجام، به دلیل اینکه فروشنده ها آنجا نیستند تا خجالت شما را درمان کنند! بنابر این، در این کار اغراق نکنید. (یک توصیه: کیف پولتان را همراه نبرید!)

* تمرین پنجم

شما تنها زندگی نمی کنید. قطعاً در بطن یک خانواده یا جمع هستید و به هر حال همسایگان یا همکارانی دارید.

خود را وادار کنید رفتاری صمیمی داشته و با افراد متعددی که تا کنون با آنها برخورد نداشته و فقط به خاطر حفظ ادب با آنها سلامی رد و بدل می کرده-اید، به گفتگو بپردازید. این افراد را بشناسید و خصوصاً بگذارید تا آنها صحبت کنند. در همان حال، نشان دهید که آنچه می گویند مورد توجه شماست و به دقت به حرف های آنها گوش می دهید.

در این هنگام شاید تمایل پیدا کنید که سریعاً از آنها جدا شوید و یا اینکه بر عکس، زندگی خود را به طور کامل برایشان تعریف کنید؛ اما شما باید جلوی خود را بگیرید. به گوش کردن ادامه دهید و سپس این افراد را باز هم با یک لبخند دوستانه ترک کنید.

* تمرین ششم

اگر دشمنی دارید، و اگر روابط تان با کسی تیره شده است، تمرین قبلی را نیز در این مورد به کار ببرد. همیشه گام اول را شما بردارید. از دشمنان خود دوست ساختن، بزرگترین موفقیتی است که می توانید به دست بیاورید. اثبات این مطلب، تثبیت موفقیت ما در این مسیر است.

* تمرین هفتم

در یک کلوپ یا باشگاه ورزشی ثبت نام کنید (در رشته ای که برایتان مناسب تر است) در چنین مکانی، شما با افرادی از طبقات مختلف آشنا خواهید شد و این کاره به شخصیت جدید شما امکان شکوفائی خواهد داد. اگر به هر دلیل ممکن نمی-توانید به چنین محلی بروید، خود با جمع آوری دوستان و همکارانی که نقطه نظرهای مشترکی در یک رشته خاص (ورزش، عکاسی، تآتر و …) دارند، چنین محفلی تشکیل بدهید. از تنهائی بگریزید. سعی کنید تمایل به نزدیک شدن، شناختن و درک بهتر دیگران را در خود ایجاد کنی.

 

 

 

1. عقده حقارت، معلول یکی از علت های زیر است: الف: حقارت جسمی؛ ب: اجبارهای دوران کودکی؛ ج: حقارت های محیطی؛ د: شکست های ایجاد شده.
2. اگر چه در رفتار شخص خجالتی، به نظر می رسد که فرد از حق خود می گذرد ولی در دراز مدت چنین فردی احساس می کند مورد ستم واقع شده و از دیگران عصبانی و به دنیال تلافی کردن است.
3. سه اصل مهم پی ریزی: 1. شناخت دقیق خود؛ 2. تغییر رفتار خود بدون تلاش؛ 3. انجام تمرینات عملی و مؤثر.
4. رفتار جرأت مندانه، رفتار یا مهارتی است که به افراد توانائی می دهد از خودشان در موقعیت های مختلف محافظت و دفاع کنند.
5. راه های کنار آمدن با کم رویی را از تماشای دوستان و آشنایان که کم رو نیستند، یاد بگیرید.
6. اگر ساکت بنشینید، دیده نخواهید شد و تا هنگامی که دیده نشوید تأثیر اندکی بر جمع خواهید گذاشت و احتمال ارتقاء مقام، پیشرفت و اجرای طرح های شما ناچیز خواهد بود.
7. اولین سنگ بنای صراحت بیان، «نه» گفتن است.