هیپنوتیزم چیست؟ وکاربردهای بالینی هیپنوتیزم

هیپنوتیزم چیست؟

سوالات متداول و عقاید خرافی در مورد هیپنوتیزم.

چه اختلالاتی با هیپنوتیزم قابل درمان است؟

 

تاریخچه هیپنوتیزم. 

____________________________

 

هیپنوتیزم چیست؟

تعریف هیپنوتیزم : همان طور که گفته شد هیپنوتیزم یک حالت جسمانی و ذهنی خاصی است که فرد در آن حالت یک احساس متفاوت با واقعیت را تجربه می کند. در این تجربه هیپنوتیزم شونده به کمک درمانگر قادر به دسترسی به هیجانات و احساسات خوشایند و ناخوشایند ضمیر ناخودآگاه و یا ناهوشیار خود شده و با ایجاد احساس مثبت و همچنین کنترل افکار خود توانایی های بالقوه خود را کشف نموده و امکان خلاقیت و ارتقاء توانایی های نهفته در خود را بوجود می آورد. هیپنوتیزم دارای قدرت درمانی فوق الاده  زیادی است که شاید هنوز به قدرت درمانی آن پی برده نشده است.  هیپنوتیزم با خواب طبیعی کاملا متفاوت است. معمولا گاهی اوقات بعضی از افراد ممکن است بعد از هیپنوتیزم احساس کنند که هیپنوتیزم نشدهاند در صورتی که هیپنوتیزم با بهترین کیفیت صورت گرفته باشد. 

 

شرایط هیپنوتیزم درمانی :

 

به طور کلی کسانی می توانند از هیپنوتیزم درمانی برای درمان اختلالات عاطفی و فکری خود استفاده کنند که اول بخواهند کهبهبود یابند و دوم اینکه هیپنوتیزم پذیر باشند. ( تجربه نشان داده است که 5% از افراد هیپنوتیزم پذیر نیستند ) و موارد دیگر زیر:

 

(1) ابتدا باید خلسه هیپنوتیزمی القاء شود و یا به عبارتی مراجعه کننده یا بیمار هیپنوتیزم شود.

 

(2) پس از عمل هیپنوتیزم، کار درمان شروع میشود.

 

(3) مراجع یا بیمار باید انگیزه درمان داشته باشد، یعنی اگر تمایل به درمان نداشته باشد و یا به اجبار برای درمان آمده باشد و یا او را آورده باشند، عمل درمان حتی اگر هم عمل هیپنوتیزم انجام شود، باز هم بی اثر خواهد بود.

 

(4) پیشرفت درمان و میزان بهبود : اگر چه شواهد و تجربیات گذشته نشان می دهد که هیپنوتیزم درمانی در درمان بسیاری از اختلالات عاطفی و روحی و روانی و حتی جسمی مؤثر است و در این مورد هیچ شکی وجود ندارد. با این حال جلسات درمانی مراجعین ما با توجه به پیشرفت و درصد بهبودی که در جلسات گذشته داشته اند ادامه خواهد یافت.

 

(5) زمانی هیپنوتیزم درمانی بیشترین اثر را خواهد داشت که به همراه آن مشاوره و روان درمانی نیز صورت پذیرد.

 

سوالات متداول و عقاید خرافی در مورد هیپنوتیزم:

  • سوالات رایج در مورد هیپنوتیزم:
  • در مورد هیپنوتیزم سوالات زیادی مطرح است که بخشی از آنها ریشه در خرافات وبخشی دیگر ریشه در اطلاعات غلطی است که توسط افراد غیر حرفه ای نوشته شده است.
  • در این بخش سعی می شود به تعدادی از سوالات رایج در مورد هیپنوتیزم وهیپنوتیزم درمانی پاسخ داده شود.
  • بطور کلی هیپنوتیزم را می توان یک خلسه جسمانی وذهنی نامید که در آن حالت فرد تجربه ای متفاوت از حالت هوشیاری را تجربه می کند.و تا زمانی که فرد چنین حالتی را تجربه نکند نمی توان کار هیپنوتیزم درمانی را انجام داد.
  • آیا فرد هیپنوتیزم شده را می توان وادار به هر کاری کرد ؟ خیر . فرد هیپنوتیزم شده را نمی توان خلاف میلش وادار به کاری کرد .

 

  • آیا فرد هیپنوتیزم شده قادر است همه آنچه را که بر او در هنگام هیپنوتیزم گذشته به یاد آورد ؟ بعد از هیپنوتیزم تقریبا” همه آنچه را که بر فرد گذشته می تواند به یاد آورد.
  • آیا می توان بوسیله هیپنوتیزم کسی را و یا چیزی را پیدا کرد ؟ این مسئله اثبات نشده . البته اگر چنین کاری امکان پذیر بود شاید خیلی از مشکلات حل می شد  و البته مشکلات زیادی هم ببار می آورد .

 

  • آیا می توان کسی را وادار به اعتراف کرد ؟ اولا این کار اخلاقی نیست . و دوم اینکه فکر نمی کنم امکان پذیر باشد و اگر هم امکان پذیر باشد من چنین تجربه ای ندارم.

 

  • آیا بوسیله هیپنوتیزم می توان خاطرات گذشته ای برای کسی خوشایند نیست ( مثلا خاطراتی که با معشوقه قبلی داشته و یا خاطرات تلخ دیگر که او را ناراحت می کند ) را پاک کرد ؟ خیر .اما بعضی ها چنین ادعای را می کنند . به اعتقاد من گذشته شمع آینده است نباید فراموش شود باید از آن درس گرفته شود . اما بوسیله هیپنوتیزم می توان احساسات ناخوشایند و اثرات روانی آن خاطرات را کاهش داد . 
  • آیا هیپنوتیزم خواب است؟ هیپنوتیزم یک نوع خواب جهت یافته است و فرد هیپنوتیزم شده احساس می کند که بیدار است. بنابراین هیپنوتیزم مانند خواب طبیعی نیست.

 

 

چه اختلالاتی با هیپنوتیزم قابل درمان است؟

 

 

اختلالات ذکر شده در زیر نمونه ای از اختلالات عاطفی – روانی و جسمانی است که بوسیله هیپنوتیزم درمانی و روان درمانی قابل درمان می باشند .

که مهمترین آنها عبارتند از:

  • استرس و اضطراب
  •  
  • عدم اعتماد به نفس
  •  
  • خجالت و ترس ازجمع
  •  
  • وسواس و افکار مزاحم
  •  
  • پرخاشگری
  •  
  • لکنت زبان
  •  
  • تیکهای عصبی
  •  
  • پانیک اتک و یا حمله هراس
  •  
  • سوشیال فوبیا و یا ترسهای اجتماعی
  •  
  • اختلالات جنسی
  •  
  • ناتوانی جنسی
  •  
  • زودانزالی و دیرانزالی
  • بی میلی جنسی.
  •  
  • بیش فعالی جنسی
  •  
  • سرد مزاجی جنسی
  •  
  • واژینیسم
  •  
  • انحرافات جنسی
  •  
  • سادیسم یا آزار جنسی
  •  
  • مازوخیسم یا خودآزاری جنسی
  •  
  • فیتیشیزم یا شی پرستی
  •  
  • همجنس خواهی ویا همجنس گرایی
  •  
  • خودارضایی
  •  
  • وسواس جنسی
  •  
  • حیوان خواهی
  •  
  • فوبی یا ترس جنسی
  •  
  • بسیاری از اختلالات و انحرافات دیگر
  •  
  • افسردگی
  •  
  • اعتیاد و وابستگی های روانی و عاطفی مضر
  •  
  • دردهای روانی جسمانی(میگرن و..)
  •  
  • ترس و فوبی های مزمن روانی
  •  
  • همچنین هیپنوتیزم در بهبود موارد زیر فوق العاده اثر مثبت دارد: 
  •  
  • هیپنوتیزم و عملکرد ورزشی
  •  
  • هیپنوتیزم و  پیشرفت تحصیلی
  •  
  • هیپنوتیزم و بهبود اعتماد به نفس، 
  •  
  • هیپنوتیزم و تقویت اراده
  •  
  • و غیره
  •  

 

 

1-تاریخچه هیپنوتیزم  ( نظریه درمانگر بطور بسیار مختصر):


هر علمی در روند تکامل خود پستی و بلندی های زیادی را طی می کند. زمانی فلسفه بر علم حکومت می کرد و فلاسفه برای اثبات نظریات خود به استدلال و برهان می پرداختند و اگر کسی برای اثبات نظر خود دست به یک عمل قابل مشاهده می زد، این عمل او خارج از عرف، غیر اخلاقی و حتی برایش مجازات در نظر گرفته می شد. و حتما” اگر اهل مطالعه باشید شاید در تاریخ تکامل علم نام کسانی را شنیده باشید و یا بشنوید که جان خود را از دست دادند. برای مثال گالیله که به دلیل این نظریه که مرکزیت جهان کره زمین نیست مورد محاکمه قرار گرفت و در نهایت مجبور شد علی رغم میل باطنی خود بپزیرد که زمین مرکز جهان است و بدور خورشید نمی گردد. و یا سوزانده شدن جیوردانو برونو بدلیل رد نظریه ارسطو مبنی بر مرکزیت زمین. بهر حال هیپنوتیزم یک روش علمی است که میتوان برای درمان بسیاری از اختلالات عاطفی و روانی در کنار علم روانشناسی مورد استفاده قرار گیرد.اما هنوز این علم راه زیادی را باید بپیماید تا به اوج تکامل خود نزدیک شود، زیرا هنوز حتی بسیاری از تحصیل کرده ها علی رغم شواهد علمی و پژوهشی فراوان و حتی بهبودی بسیاری از بیماران به وجود آن شک دارند و حتی آن را با وجود
 قدرت درمانی زیادش رد می کنند. بنابر این این علم نیز باید برای تکامل خود راه زیادی را بپیماید. هم اکنون در بسیاری از کشورها مخصوصا” کشورهای غربی هیپنوتیزم  در علوم درمانی و در میان مردم جایگاه خاصی را پیدا نموده است و در کشور ما نیز این روند در حال بهبود است اما بسیاری از افراد غیر متخصص به صورت آزمون و خطا این تکنیک را آموخته اند و از آن استفاده می کنند و در نتیجه باعث ترویج عقاید خرافی و بدبینی در میان مردم شده و می شوند.

 

در ادامه بطور مفصلتر یک یا چند مقاله در مورد تاریخچه و روند تکامل هیپنوتیزم از جاهای دیگر برای شما در اینجا آورده می شود.

2-تاریخچه هیپنوتیزم:

با وجود اینکه قدرت هیپنوتیزم برای درمان بسیاری از مشکلات از هزاران سال پیش شناخته شده است، با این حال بسیاری از مردم هنوز درک و فهم قابل توجهی از علم هیپنوتیزم ندارند. در اینجا تاریخچه مختصری از چگونگی استفاده انسان از خلسه، نیایش، مراقبه، و هیپنوتیزم برای درمان بسیاری از آلام ارایه می شود. نوشته های سانسکریت نشان می دهد که چگونه انسان دویست سال قبل از میلاد مسیح از حالت خلسه برای معالجه بیماران استفاده می نموده و این اسناد در سنگ نبشته های دیوارهای معابد هند وجود دارد. 1500 سال بعد از میلاد مسیح “پارسلسوس” کاشف بیماری سیفلیس با استفاده از آهن ربا به درمان بیماری ها می پرداخته است. در قرن نوزدهم فرانس آنتوان مسمر روش معالجه با آهن ربا را به وین آورد.در آن زمان حجامت تنها روش درمان بود. وی حوضی ساخت با تکه هایی از آهن ربا در آن و تصور می کرد که آب مغناطیسی شده می تواند بیماران را شفا دهد. بیماران داخل حوض می شدند و دچار حالت هیجان عصبی می شدند و هنگامی که از آن حالت بیرون می آمدند احساس بهبودی و سلامت می کردند. بعدها صحت علمی روش درمانی وی مورد تردید قرار گرفت و فعالیت خود را متوقف کرد.بعد از مسمر “مارکی پوسیگور” واژه سمنامبولیزم را ابداع کرد که به معنای راه رفتن در خواب است.

در ابتدا عقیده پیشگامان هیپنوتیزم این بود که نیرویی از سمت آنها به سمت بیماران در جریان است ولی بعدها مشخص شد که این چنین نیست بلکه حالت هیپنوتیزم یک مهارت شخصی است.

در زمان اریکسون هیپنوتیزم تکامل پیدا کرد و به صورت یک حرفه مورد احترام جای خود را پیدا نمود و توسط روانشناسان و پزشکان بعنوان یکی از فنون درمانی مورد استفاده قرار گرفت.

 

3-تاریخچه هیپنوتیزم:

اولین شواهد نشان دهنده وجود  هیپنوتیزم عملا به قبل ازتاریخ مکتوب بشری می گردد.درمراسم مذهبی ودرمانی تمام اقوام بدوی روی کره زمین، عناصری دیده می شوند که شباهت زیادی به خلسه هیپنوتیزمی دارند.با مطالعه روی مراسم اقوام بدوی که هنوزهم دراین کره خاکی ،درآفریقاواسترالیا،زندگی می کنند تصورمی شودکه تلقین همراه باآواز موسیقائی،ضربه های کوبه ای یکنواخت،توام با تثبیت چشم وکاتالپسی بدن انجام می گرفته است. 
پدیده هیپنوتیزم چندین هزارسال قبل درمیان مغهای ایرانی وهم اکنون بین یوگی های  هندی دیده شده ومی شود. پاپیروسهای ابه رس(the Ebers Papyrus ) کهن ترین نوشتجات نشان دهنده درمان با هیپنوتیزم هستند که نظریات وروشهای عملی طب مصری رادر15 قرن قبل ازمیلاد مسیح نشان می دهند.دراین پاپیروسها نوعی درمان توصیف شده که طی آن طبیب ،دستهایش راروی سر بیمارگذاشته وبا ادعای اینکه توانائیهای درمانی فوق انسانی دارد شروع به تلقین بیمارکرده وسوژه رادرمان می نموده است. فیروس حاکم مصری (King Pyrrhus of Egypt ) ، وسپاستیان فرانسیس اول شاه فرانسه ودیگر سلاطین فرانسه تا چارلزدهم باهمین شیوه درمان می نمودند.
تصورمی شودکه مصریان قدیم بنیانگذار “معبد خواب” بوده اند. روحانیون مصری دراین محل بیماران خودرابکمک تلقین درمان می کرده اند.این معابد درمصرعمومیت داشت ودرسرتاسر یونان وآسیای صغیر گسترده شده بود.هیپوکرات (بقراط)که بعنوان پدرطب شناخته می شودو قسم نامه پزشکی وی شهره خاص وعام است، پدیده ” ابتلاء جسمانی به بیماری ،ودرمان روان با چشمان بسته”راتوصیف نموده است.رومی ها درمان باخلسه راازیونانی ها فراگرفتند.درعصرامپراتوری بزرگ روم ،بسیاری ازمردان فرهیخته یونانی بعنوان برده به روم منتقل وملزم به آموزش جوانان رومی شدند.درمیان رومی ها،اسکولاپیوس( Aesculapius ) ، غالبادرد بیمارانش راباتلقین آنها به”خواب عمیق” وضربات آرام بادست درمان می نمود.
در1600قبل ازمیلاد ،وونگ تای( Wong Tai) پدرطب چینی ازذکر اوراد همراه باتکان دادن دست جهت درمان استفاده می کرده است.
هرچند که گفته می شود که بسیاری ازمعجزات عیسی مسیح با هیپنوزصورت می گرفته ،اما با گسترش مسیحیت ،استفاده درمانی ازهیپنوز و خلسه ، بشدت روبه افول گذارد. زیرا این روشها ،اعمالی شیطانی خوانده می شدند ودرمان باخلسه اگرهم انجام می گرفته درخفا بوده است. درقرن ده میلادی، ابن سینا پزشک بزرگ ایرانی بیان داشته : تخیلات می تواند جسم انسان رابگونه ای دچارجرح وتعدیل کند که سبب بروزبیماری ویا بهبودی گردد.ازمیانه قرن شانزدهم تئوفراستوس پاراسلسوس (Theophrastus Paracelsus) فرضیه جدیدی برای بیماریها ارائه داد.وی معتقد بود که بسیاری ازاجرام آسمانی بخصوص ستارگان، بررفتارانسان تاثیرمی گذارند. به اعتقاد اوحتی انسانها بریکدیگرتاثیرگذارند.این عقیده امروزه نیزدر”روانشناسی رفتار” مورد بررسی قرارمی گیرد.حدود سال1600،وان هلموت ،ماکسول اسکاتلندی وسانتانلی (Santanelli )ایتالیائی ، بیانات مشابهی داشته ومبانی مانیتیسم حیوانی را که بعدها توسط مسمر(Mesmer) به شهرت رسید، برپانمودند.تقریبا می توان گفت که همه تمدنهای باستانی بگونه ای با هیپنوتیزم آشنا بوده اند.له کرون( LeCron ) نوشته است که دربرخی ازمانتراهای هندی عهد باستان، درفرهنگ مغولها،تبتی ها و چینی هاونیزباتوصیف کامل درشعرحماسی کاله والا( Kalevala)فین ها، به هیپنو تیزم اشاره شده است.

مفاهیم

در ابتدای بحث اصلی هیبنوتیزم به تعریف بعضی از مفاهیم اصلی هیبنوتیزم می پردازیم. دانستن تعریف علمی این مفاهیم شما را در پیگیری بهتر موضوع یاری می دهد. هیبنوتیزم : یک تغبیر گذاری ذهنی است که با تغییر در درک، تصویر سازی ، تلقین پذیری وتمرکز همراه بوده و باتلقین پدید می آید. هیبنوتیزم با پدیده هایی چون انفکاک همراه است. هیبنوتیزور : کسی که اقدام به عمل هیبنوتیزم می کند اما بصورت علمی و حرفه ای به کسی هیبنوتیزور می گویند که بتواند 70% از مردم را با استفاده از تکنیکهای مناسب به خلسه فرو برد. سوژه : کسی که تحت عملیات هیبنوتیزم قرار می گیرد به بیان دیگر کسی که عمل هیبنوتیزم و سیر آن را تجربه می کند (نه آنکه الزاماً به خلسه فرو رود.)

ضمیرآگاه و ضمیر نا خودآگاه : تعاریف بسیار و در عین غیر جامعی از آْنها در دست داریم. واقعیت این است که بسیاری از مفاهیم براحتی قابل تعریف کردن نیستند. از کسانی که در مورد آگاه و ناخودآگاه بحثهای جالب توجهی ارائه و نقش اساسی ایفا کرده اند فروید جایگاهی ویژه دارد. ضمیر آگاه جایگاه دانسته های معمول ماست. تفکر انتزاعی یا همین فکر استدلالی ما مربوط به ضمیر آگاه ماست. اما ضمیر ناخودآگاه جایگاه عظمیمی است که آروزها، امیال، عواطف، احساسات و آن چیزهایی که فراموش شده، سرکوب گردیده و واپس خورده، به انجا سرازیر می شود. تفکر ضمیر ناخودآگاه قیاسی بوده و از این رو زبان صحبت کردن با ضمیر ناخودآگاه ، با زبان متعارف اندکی تفاوت داشته و تابع قواعد خاصی است که رعایت آنها باعث بهتر شدن نتیجه های دلخواه می گردد.

 

مانیتیزم : بنیان آن را به مسمر منتسب می کنند پیروان این تئوری یا مکتب فکری معتقدند که موجودات واجد یک انرژی خاص مغناطیسی هستند که بکمک آن می توانند بر روی موجودات دیگر اثر بگذارند. این اثر می تواند درمانی نیز باشد. در اینکه این عقاید تا چه حد مبنای علمی دارد با افزایش آگاهیها و اطلاعاتتان ،قضاوت نهایی با شما خواهد بود.

قابلیت هیپنوتیزم پذیری : حداکثر عمق خلسه ای که پس ازتجربه چهار تا پنج بار فلسفه هیپنوتیزم، شخص بدان دست می یابد قابلیت هیپنوتیزم پذیری می گویند. معمولاً هیپنوتیزم پذیری یک شخص خصوصیت ثابتی می باشد ولی به طور شایع دیده می شود که فردی چند بار خلسه هیپنوتیزم را تجربه می کند و فرضاً به حالت سبکی فرو می رود ولی در تجربه ای دیگر فرد خلسه عمیقی را تجربه می کند. در اینجا نباید این را به حساب تغییر خصوصیات روانی می بگذاریم بلکه در ابتدا باید به عوامل شایعتر و موثری نظیر تغییر هیپنوتیزور، شرایط محیطی و انگیزه سوژه برای تجربه هیپنوتیزم و … فکر کنیم.

عمق خلسه : برای عمق خلسه هیپنوتیزم تقسیم بندیهای متعددی ارائه شده است .یک تقسیم بندی رایج و عملی این است که خلسه هیپنوتیزم را به شش طبقه مختلف تقسیم کنیم. خلسه سبک 2- خلسه سبک 3- خواب سبک 4- خواب عمیق 5- سومبنابولیسم سبک 6- سومبنامبویسم عمیق. اما درجه بندی مهمتر و علمی تر از این و در عین حال آسان از لحاظ علمی، تقسیم بندی دیویس می باشد. در این تقسیم بندی، خلسه هیبنوتیزم به 30 پله درجه بندی شده است. که خود به 3 پله ده تایی تقسیم شده است.

4-تاریخچه هیپنوتیزم:

هیپنوتیزم حالتی از تغییر طبیعی ذهن است که با تغییر در درک ، تصویر سازی ، تلقین پذیری و تمرکز همراه می باشد. آدمی در شرایطی خاص خودبخود این حالت تغییر ذهنی را می تواند تجربه کند. وقتی آنچنان محو تماشای تصویری می شوید که از اطرافتان غافل می گردید ، وقتی شنیدن نوای موسیقی دلخواهتان باعث میگردد که متوجۀ وقایعی که در اطرافتان می گذرد نمی شوید و حالاتی اینچنینی ، درواقع تجربۀ هیپنوتیزم خودبخودی هستند. در این مورد بعداَ توضیحات بیشتری خواهم داد.

 

در اینجا قصد از بیان این موضوع این بوده که هیپنوتیزم را صرفاَ یک خلسۀ مصنوعی که نیاز به مکان و زمان خاص و وجود فردی به عنوان هیپنوتیزور داشته باشد ، قلمداد نکنید. بنابراین چون هیپنوتیزم ، حالت طبیعی تغییر ذهن می باشد ، قدمت آن بی تردید به هزاران سال قبل می رسد و انسان متفکر حتماَ از زمان های بسیار دور متوجۀ این پدیده شده است.

 

آنچه که از متون کهن و حکایات تاریخی و شواهد موجود به دست می آید ، این عقیده را ثابت می کند که انسانها به شیوه های مختلف در جوامع گوناگون از این پدیدۀ جالب بهره می گرفتند.

ردپای هیپنوتیزم را در مراسم جادوگری ، رقصهای خاص بومیان آفریقایی ، مراسم آیینی سرخپوستان آمریکا ، روشهای خاص شفابخشی مؤبدان زرتشتی ایران در3000 سال قبل ، آیینهای مذهبی و ……   به وضوح می توان مشاهده نمود . مصریها ، ایرانیان و هندیها اقوام پیشرو در استفادۀ علمی از این علم بوده و با توجه به قدمت تاریخ تمدن و سابقۀ درخشان علم و وجود متفکران تیزهوشی که نامشان در تاریخ جاودانه شده ، این اعتقاد تاریخی دور از ذهن نمی باشد. برای مثال می توان از مانی نام برد. مانی آنچنان مهارتی در هیپنوتیزم داشت که یکی از هیپنوتیزورهای آمریکایی ، مانی را بزرگترین هیپنوتیزوری می داند که تاریخ بخود دیده است. بسیاری از کراماتی که از مانی نقل می کنند ، شباهتی عجیب با تکنیکها و پدیده های هیپنوتیزمی دارد که امروزه هم مورد استفاده قرار می گیرد.

خلاصه اینکه هیپنوتیزم در طی تاریخ به شکل های مختلفی جلوه گری می نمود تا اینکه در قرن هیجدهم ، در اروپا ، دکتر فرانس آنتوان مسمر در برخورد با کشیشانی که با آهنربا اقدام به شفابخشی می کردند ، به این اعتقاد رسید که مغناطیس اثر درمانی دارد و این تئوری را مطرح کرد که موجودات واجد یک انرژی مغناطیسی هستند که می تواند بر روی موجودات دیگر اثر بگذارد و این اثر می تواند جنبۀ درمانی نیز داشته باشد و درواقع مسمربنیانگزار مانیتیزم شد.

مسمر پزشکی معروف ، خوشنام و باهوش بود. حوضی ساخت که در آب آن قطعات آهنربا قرار داده بود و به اعتقاد خود ، تصور می کرد که آن آب مغناطیسی شده است. بیمارانش بر لبۀ آن حوض می نشستند و پاهای خود را در آب قرار می دادند. دکتر مسمر با ابهت و وقار خاصی وارد صحنه می شد و عصای آهنربایی خود را ، پس از مدتی انتظار وارد آب می کرد تا آنچنان که خود عنوان می کرد جریان مغناطیس به راه بیافتد و در این زمان اغلب بیمارانی که بر لبۀ حوض نشسته بودند ، دچار حالتی از هیجان عصبی می شدند و در واقع یک فلسفۀ هیجانی را تجربه می کردند و وقتی از آن حالت بیرون می آمدند بسیاری از آنها ، احساس بهبودی می کردند و شاید هم سلامتی خود را باز می یافتند.

وقتی شهرت و آوازۀ مسمر ، در سراسر اروپا پیچید و خیل عظیم بیماران بسوی او هجوم آوردند ، لوئی شانزدهم گروهی را که متشکل از افرادی چون لاوازیه و فرانکلین بوده ، مأمور بررسی روش درمانی مسمر نمود. پس از بررسی دقیق ، آنها بیان داشتند که روش درمانی مسمر در بسیاری از اوقات نتیجه بخش است اما صحت علمی روش درمانی او را مورد تردید قرار داده و تأیید ننمودند و این باعث شد که مسمر از ادامۀ فعالیت باز ماند.

مسمر عقایدی را بنیان نهاد که نمی توان آن عقاید را خیلی مقرون به واقعیت دانست ، اما در هر حال باعث گردید که نگاه ها به سوی این حالت که بعدها هیپنوتیزم نام گرفت ، جلب شود ازاین رو مسمر را می توان باعث و بانی تولد هیپنوتیزم علمی دانست و این نکته هم لازم است ذکر شود که علی رغم اینکه بیش از2000 سال قبل ، صحت علمی تئوریهای مسمر را مردود شمردند که واقعیت هم جز این نبوده  اما هنوز هم عقاید مسمر طرفداران فراوانی دارد.

بعد از مسمر افراد دیگری چون آبه فاریا و لافونتن آمدند و کارهای مسمر را پی گرفتند تا نوبت به دکتر جیمز برید انگلیسی رسید. وی متوجه شد بعضی بیمارانی که نگاهشان به نقطه ای نورانی تثبیت می شود ، دچار تغییر حالتی خاص می شوند. او با مسمر و عقایدش آشنایی داشت. با نظم بخشیدن به مشاهداتش ، متوجه شد که این تغییر حالت درواقع یک خلسه است که سوژه یا فردی که در آن فرو می رود آرامش یافته ولی در عین حال حرف شنوی خاصی در او بروز می کند. جیمز برید نام این خلسه را هیپنوتیزم نهاد که برگرفته از نام « هیپنوز » الهۀ خواب یونان است. برید در همان زمان متوجه شد که استقرار این خلسه ربطی به مغناطیس ندارد و درواقع تغییر در تمرکز سوژه با ثابت کردن نگاه او و حرفهایی که درمانگر بیان می کند باعث استقرار آن می شود و در همان زمان هم بیان کرده بود که این حالت خواب نیست و با خواب معمولی تفاوتهای اساسی دارد و چون نام هیپنوتیزم در شنونده مفهوم « خواب » را تداعی می کند ، متوجه شد که نام مناسبی را انتخاب نکرده است. اما تا بخود بجنبد این نام آنچنان فراگیر شد که فرصت تغییر در آن را از او گرفت.

بعد از جیمز برید که حدود 170 سال قبل ، مبدع نام هیپنوتیزم بود ، بزرگان زیادی در عرصۀ شناسایی علم هیپنوتیزم قدم به میان گذاشتند. از جملۀ اینها می توان از برنهایم ، شارکو ، فروید ، اریکسون و هیلگارد نام برد. برنهایم برای رد هیپنوتیزم دست به آزمایشات و تحقیقاتی زد ، اما نه تنها هیپنوتیزم را رد نکرد ، بلکه آنچنان به هیپنوتیزم معتقد شد که هنوز جملات جانبدارانۀ زیادی از او به یادگار مانده.  برنهایم اعتقاد داشت کسانیکه هیپنوتیزم نمی شوند ، مبتلا به یک نوع اختلال روانی هستند.

شارکو ، متخصص اعصاب معروفی که در کتابهای پزشکی از او بسیار نام برده شده است ،هیپنوتیزم را نشانۀ هیستری می دانست  و دلیل او ، هیپنوتیزم پذیری بیش از حد هیستریک ها بود. بعدها در تعاملاتی که بین این دو پیش آمد ، این نتیجه حاصل شد که « هیپنوتیزم یک تجربۀ ذهنی گذراست که بیش از 90% از مردم طبیعی جامعه قادر به تجربۀ آنند. اما هیپنوتیزم شدن نه نشانۀ سلامت روان است و نه دلیلی برای بیماری روانی ».

فروید هیپنوتیزم را از شارکو آموخت و در این مورد تئوریهایی ارائه داد که از بحث های اثاثی و پایه ای برای توجیه حالتها و پدیده های هیپنوتیزمی می باشد.

دکتر شارکو دستیار دیگری داشت بنام دکتر اعلم الملک که از اولین دانشجویان اعزامی از ایران در دوره قاجاریه بوده و پس از مرگ شارکو ، جانشین وی در بیمارستان روانپزشکی پاریس گردید .

دکتر اعلم الملک پس از روی آوری به علوم  غریبه ، از مقام خویش استعفا داده و به ایران بازگشت و به عنوان پزشک دربار مظفرالدین شاه مشغول به کار شد . او هیپنوتیزم را از شارکو  آموخته بود و برای سرگرمی درباریان در مجلس شاه هیپنوتیزم انجام می داد. در واقع او اولین کسی است که هیپنوتیزم را با این نام به ایران آورده ، به سرزمینی که مردمش از هزاران سال قبل این علم را به خوبی می دانستند و به مقاصد مختلف از آن بهره می بردند .

ناگفته نماند که بسیاری از تکنیکهای موجود در کتابهای جدید هیپنوتیزم که از سوی هیپنوتیزورهای غربی معرفی شده ملهم از روشهائیست که دراویش ایران در صدها سال قبل در مراسم خویش به کار میبردند .و علیرغم اینکه در مکاتب فعلی هیپنوتیزم بین هیپنوتیزورهای علمی و هیپنوتیزورهای سنتی از لحاظ مبانی تئوریک ، گاها تفاوتهای اساسی وجود دارد ولی تکنیکهای موجود و آمار افرادی که به درجات سبک ، متوسط و عمیق هیپنوتیزم فرو میروند و نیز افرادی که هیپنوتیزم نمی شوند همخوانی نزدیکی وجود دارد اما گاهی از افرادی که وارث علوم پر رمز و راز صوفیان ایرانی هستند ، اعمالی عجیب سر می زند و در اینکه این اعمال ، در واقع جلوه های خاص هیپنوتیزم هستند تردیدی نیست اما آمار موجود در کتابها را بشدت زیر سوال می برد . در توجیه این پدیده ها هم کوششهای فراوانی شده و دستاوردهای قابل توجهی هم حاصل گردیده ، اما در بسیاری اوقات بنظر میرسد که اطلاعات ما در توجیه این مسایل اندک  بوده و هنوز راه درازی برای شناخت اسرار این علم در پیش رو داریم .

در قرن بیستم با افزایش آگاهی و نیز روشن شدن تاثیرات هیپنوتیزم در درمان برخی بیماریها ، مراجع رسمی پزشکی در بسیاری از کشورهای مترقی مجاب گردیدند که هیپنوتیزم را به عنوان روش معتبر در طب جایگزین یا آلترناتیو بپذیرند برای مثال در سال 1958 میلادی استفاده از هیپنوتیزم توسط پزشکان در آمریکا مورد قبول قرار گرفته و در کشورهای اروپایی نیز کم کم هیپنوتیزم جایگاه نسبتا” مطلوبی پیدا کرد .

در واقع در بسیاری از مراکز آکادمیک معتبر ، دپارتمانهای تحقیقات هیپنوتیزمی از حدود 50 سال قبل ، شکل گرفته و این موضوع باعث پیشرفت مطالعات و اعتبار بیشتر هیپنوتیزم گردید .

با روشن شدن جنبه های فیزیولوژیک تاثیر هیپنوتیزم ، جایگاه آن ارتقا قابل توجهی یافته به نحوی که افراد معتبری چون سادوک نظرات جالب توجهی ابراز داشتند . دکتر سادوک که از روانپزشکان نامی معاصر می باشد حدود دو دهه  قبل بیان نمود که هینوتیزم یک روش پزشکی است و نباید آن را به دید یک شاخه از طب جایگزین نگریست . در واقع سادوک بین هیپنوتیزم و علومی نظیر طب سوزنی افتراق قائل شده و توصیه نموده بود که پزشکان هیپنوتیزم را بدانند و در درمان از آن بهره گیرند .

تا دو دهه قبل حتی طرفداران متعصب هیپنوتیزم اعتقاد داشتند که هیپنوتیزم در بیماریهای روانی یا روان تنی موثر است . اما با ارائه نتایج تحقیقات متعدد و جامعی که در مورد اثرات هیپنوتیزم صورت گرفته و پیشرفتهایی که در زمینه شناخت واسطه های شیمیایی اعصاب و سیستم ایمنی بدن و نیز ارتباط بین آن دو حاصل گردید ه ، اثر بخشی هیپنوتیزم در درمان بسیاری از بیماریهای جسمی بخصوص بیماریهایی که اختلال در سیستم ایمنی در بروز یا تشدید آن نقش دارد اثبات گردیده است.

 

 

 

 

 

 

پیوست ها :

 

———————————————————————————————————————————————

 

درمان افسردگی ,هیپنوتیزم,مشاوره روانشناسی,افسردگی|درمان اعتیاد,خجات وترس های اجتماعی,کنترل اشتها,درمان استرس,اعتماد به نفس

مقالات زیر متعلق به افراد و سایت های مختلف دیگر می باشد که به منظور اطلاعات بیشتر برای شما فراهم شده و از لحاظ علمی بودن و یا غیره مسئولیتی متوجه این سایت نیست .

اما اگر به منظور درمان مشکل تان به این سایت مراجعه نموده اید و تا کنون با دیگر روشهای درمانی نتیجه ای نگرفته اید موارد سمت راست سایت را مطالعه نمایید . امیدوارم راهنمای خوبی باشد.

هیپنوتیزم چیست؟
کم‌کم چشم‌هایتان سنگین می‌شود. سنگین و سنگین‌تر. با شمارش من به خواب می‌روید. ده، نه، هشت، هفت، …
تقریبا 90 درصد مردم می‌توانند هیپنوتیزم شوند. نمی‌دانم شما جزو این 90 درصد هستید یا نه. اگر هستید، نسبت به بقیه این امتیاز را دارید که می‌توانید از روش‌های درمانی با هیپنوتیزم استفاده کنید.
تعریف هیپنوتیزم از دیدگاه  افراد مختلف:
– ویلیام .اس. کروجر هیپنوتیزم یک واقعیت پزشکی است
– پیررآل:هیپنوتیزم علمی است که به وسیله آن شخصی که موسوم به هیپنوتیزور است بتوانددردیگری به نام معلول یا سوژه خواب مصنوعی ایجاد کند.
– ارنست نولر:هیپنوتیزم  علمی است که به وسیله آن وجدان طبیعی سوژه بر وجدان نهایی و فوق طبیعی تاثیر می گذارد این خاصیت در جمیع اشیاء عالم وجودداردلکن کیفیت آن در شیئی به حسب استعداد او وماده فرق میکند.
 لغت نامه قوانین بلاک: هیپنوتیزم علمی است که در درک ورفتار افراد به کمک دوعامل اثر میگذارد.یکی استفاده از قوانین تلقین پذیری ودیگری رسیدن به حالتی به نام خلسه هیپنوتیزمی.
– دکتر هیلگارد: هیپنوز یک نوع گسست در هوشیاری میباشدیانوعی خیالبافی معطوف به هدف است.
– دکتر کاپلان:هیپنوز حالت یا شرایطی است که شخص می تواند به تلقینات مناسب پاسخ دهد این حالت با تغییراتی  درادراک حافظه و خلق فرد همراه است.
– دکتر هربرت اشپیگل: دردامنه آگاهی بشری اگر حالت آگاهی معلولی در میان یک خط قرار گرفته باشددر یک انتهای این خط حالت اغماء یا بیهوشی کامل ودر انتهای دیگرش هیپنوز یا تمرکز زیاد قرار دارد.حالت خلسه یا ترانس یک باریکه یا نواراز حالت تمرکز وتجمع وضع آگاهی وتوجه انسانی می باشد که بسیاری از محرکات غیر مرتبط محیطی را حذف می کند.
تاریخچه هیپنوتیزم:
هر چند اطلاعات چندانی  درباره نحوه کشف هینوتیزم توسط انسانهای اولیه  نداریم ولی شواهد ومدارک بدست آمده حاکی از کاربرد آن در زمانهای گذشته است. اثر وقایع هیپنوتیزمی  برروی لوحهای سنگی مصرو نیز نوشته های قدیمی و نقاشیهای بدست آمده از دیواره غارها از زمانهای بسیار گذشته دیده می شود حتی در اولین فصل کتاب تورات نیزدر مورد خواب عمیق(هیپنوتیزم) مطالبی بیان شده است. در میان اقوام مختلف نیز این حالت خلسه و جذبه در قالب مراسم گروهی ظاهر شده وپس از هزاران سال هنوز هم به همان صورت تکرار میگردد.
تاریخ هیپنوتیزم نوین با فرانس آنتوان مسمر(1734-1815م)آغاز می شود. وی معتقد بود پدیده های هیپنوتیزمی وابسته به مغناطیس حیوانی هستند.که این جریان مغناطیسی از بدن هیپنوتیزم کننده خارج شده ووارد بدن هیپنوتیزم شونده میشود.بعدها روش وی در درمان بیماریها مسمریسم نامیده شد.
دکتر جیمز برید اولین فردی بود که لغت هیپنوتیزم به معنای خواب را برای این حالت انتخاب کرد. وی ابتدا تصور میکردکه عامل اصلی در هیپنوتیزم نگاه است ولی بعد متوجه شد که هیپنوتیزم جز تلقین شفاهی هیپنوتیزور وتلقین پذیری هیپنوتیزم شونده چیز دیگری نیست. دکتر جیمز اسدیل ودکتر الیوتسون از هیپنوتیزم جهت بیهوشی بیماران ونیز جراحیهای کوچک وبزرگ استفاده نمودند.دکتر شارکو نیز از این پدیده دردرمان بیماران هیستریکی بهره جست.
درطول تاریخ هیپنوتیزم دانشمندان بزرگی مانند فروید شارکو پاولف اریکسون وهیلگارد و… درخشیده وتحقیقات گسترده ای در این زمینه انجام دادندتا اینکه در سال 1957 انجمن هیپنوتیزم بالینی در آمریکا تشکیل شد.
امروزه از بسیاری از جنبه های هیپنوتیزم درپزشکی, روانپزشکی و دندانپزشکی استفاده می شود.پزشکی جدید معتقد است که بیشتر از 80% بیماریهاو بسیاری از ناتوانیها ناشی از استرس وبویژه انقباضات عضلانی هستند وبا ریلاکس کردن عضلات که طبعاً با آرامش روحی همراه است میتوان از بروز آنها پیشگیری نموده ویا آنها را درمان نمائیم.
کاربردهای بالینی هیپنوتیزم :
به طور کلی کاربردهای هیپنوتیزم به دوبخش بالینی وغیر بالینی تقسیم میشود.حیطه بالینی هیپنوتیزم یا هیپنوتراپی بالینی با قدمتی دیرینه درجهت تشخیص وکمک درمان وحتی درمانی به کار گرفته شده است .طب نوین پزشکی هنوز در بسیاری از موارد در شناسایی مکانیسم  و نحوه درمان بیماریها ناتوان است. بهره گیری از توانائی های  شخصی انسان حتی بااینکه هنوز فرایندی ناشناخته داردبسیار قابل توجه وکارآمد می باشد.
هیچگاه نباید از هیپنوتراپی انتظار معجزه داشت هر چند گاهی اوقات نیز بدون اغراق معجزه می کند.در مواردی مانند تروماها واورژانسها که پروسه های روتین پزشکی قابلیت ارزیابی وکارایی دقیق وبا سرعتی را دارا است دیگر استفاده از روشهایی مانند هیپنوتراپی نباید به کار برده شود.
آشنایی با فیزیوپاتولوژی بیماریها موارد احتیاط تداخلات دارویی وغیره در مورد بیماری مورد نظر تنها توسط کادر پزشکی مورد نظر امکان پذیر است واز دخالت افراد سودجو در این زمینه بایدجلوگیری شودامروزه کاربردها ی هیپنوتیزم در حیطه پزشکی ودندانپزشکی بسیار گسترده است وردپای آن تقریباً در تمام بخشهامانند روانپزشکی ،طب اطفال، ایمنی ، پوست ،سرطان ، اندوکرین، رادیولوژی پرستاری ،جراحی و… دیده می شود  ازطرف دیگر آشنایی وتخصص درمانگر در زمان بکارگیری هیپنوتیزم بسیار لازم وضروری میباشد.که این روش  در کنار دانش پزشکی نوین میتوانند به عنوان مکملهای یکدیگر در جهت سلامت و بهداشت مورد استفاده قرار گیرد. امروزه از هیپنوتیزم به صورتی موثر در:
  • اختلالات جنسی
  • سر درد ها
  • کولیت عصبی( (IBS
  • کاهش استرس
  • از بین بردن عادت ها
و همچنین در ترکیب با شناخت درمانی در درمان افسردگی، اختلال دو قطبی، اضطراب ها و بهبودی اعتیاد کاربرد فراوانی دارد.
خود هیپنوتیزم
در واقع تمام هیپنوتیزمها یک خود هیپنوتیزم هستند. البته این یک ایده جدید و نوینی نیست و سالها قبل توسط دکتر میلتون اریکسون (Milton Ericson) پایه‌ریز هیپنوتیزم جدید عنوان گردیده است. مبناء این کلام این است که تا زمانی که فرد خودش پذیرای کلام‌ القایی و القائات حالت ترنس از جانب هیپنوتیزور نباشد هیپنوتیزمی رخ نمی‌دهد. در واقع فرد با تعبیر کلام هیپنوتیزم‌کننده و پذیرش آن برای خودش فرآیند روانی- فیزولوژیکی آن را طی کرده به حالت هیپنوتیزمی فرو می‌رود. به عبارتی خود فرد مهمترین کلید موفقیت برای هیپنوتیزم شدن در جلسه هیپنوتیزمی است. در برنامه‌های خود- هیپنوتیزم فرد می‌آموزد که خودش را بدون نیاز به وجود کس دیگری هیپنوتیزم نموه و امواج مغزی مختلفی را در خود ایجاد نماید. در واقع خودش هم هیپنوتیزم‌کننده و هم هیپنوتیزم‌شونده است.
فوائد خود هیپنوتیزم
  • در این حالات فرد از تنشها، انقباضات و استرسهای جسمانی و روانی به دور است.
  • دارای آرامش و نوعی سکوت و سکون درونی و متمرکز است.
  • دارای توجه و تمرکز بیشتری است.
  • دارای حضور ذهنی و حافظه‌ای نیرومندتر است.
  • به نوعی دستیابی ‌اش به ضمیر نیمه آگاه سریع‌تر و بیشتر صورت می‌گیرد.
  • دارای قدرت تصویرسازی قوی‌تری است.
  • انرژی روانی بیشتری برای آموزش دارد.
کار بردهای خود هیپنوتیزم
از این روش می‌توان در زمینه‌های فوق‌العاده متنوع بهره گرفت. از جمله زمینه‌های متداول می‌توان موارد زیر را نام برد:
  • برنامه‌ریزیهای مدیریتی و کاری که به دقت، سکوت و آرامش نیاز دارد.
  • تعمق در حل یک مسئله پیچیده.
  • مرور درسها و یا مرور کارهای انجام شده در گذشته، یادآوری خاطرات.
  • آموزش شیوه‌های جدید زندگی.
  • آموزش زبانهای خارجی، بخصوص مکالمه در مدت کوتاه.
  • آموزش درسهای اعتماد به نفس و ابراز وجود.
  • آموزش ارتباطات موثر.
  • هنرهای تجسمی و برنامه‌ریزیهای گرافیکی و سایر مهارتهای ذهنی.
  • ایجاد آرامش و تمرکز برتر.
  • درمانهای مختلف روانپزشکی منجمله حساسیت‌زدایی‌ها، شناخت درمانیها و جرات آموزی.
  • فائق آمدن بر عادات مضر و ناپسند.
  • فائق آمدن بر دردها و کنترل شرایط بدنی.
  • فهم و شناخت برخی از تجربیات مرتبط با ادراکات فراحسی.
اسکرول به بالا