خجالت و ترس های اجتماعی(عدم اعتماد به نفس در روابط اجتماعی)

تعریف خجالت و ترسهای اجتماعی:
خجالت یک حالت روانی است که فرد در بیان احساسات و خواسته های خود در بعضی از جمع ها دچار ترس و عدم تعادل روانی و جسمانی می گردد. برای مثال ترس از وارد شدن در جمعی که تعدادی افراد آشنا و یا ناآشنا در آنجا حضور دارند. در واقع میتوان با چنین تعریفی خجالت را مترادف با ترس دانست(در این جا خجالت زیر مجموعه ترس میباشد. در واقع ترس معانی وسیعتری را دارا میباشد.). خجالت را میتوان به نوعی عدم اعتماد به نفس در روابط اجتماعی دانست.
علل خجالت و ترس از جمع:
علت ترس و یا خجالت در جمع و ابراز وجود در آن بر می گردد به تجربیات تلخ گذشته و تربیت دوران کودکی فرد. افرادی که در دوران کودکی والدین خشن و سختگیر داشته اند و آن والدین در تربیت کودکان خود از آداب و معاشرت سختگیرانه استفاده نموده اند مستعد خجالت و ترس در جمع می شوند. البته کودکانی که در کودکی بسیار مودب می باشند و به دلیل مودب بودنشان از ابراز وجود خودداری می نمایند و والدین سختگیر اینگونه رفتارها را جزء ویژگیهای مثبت کودکان خود می نامند نیز ممکن است اینگونه رفتارها را در آینده از خود بروز دهند.
پیامدها و عواقب خجالت و ترس از جمع:
درنتیجه ,خجالت و ترس از جمع باعث از بین رفتن اعتماد به نفس و خود باوری فرد شده در نتیجه باعث توقف پیشرفت اجتماعی او می شود . نام دیگر ترس یا اضطراب اجتماعی ( social phobia ) یا ( social anxiety ) می باشد . افرادی که دارای مشکل خجالت در جمع و یا سوشیال فوبیا هستند با توجه به شخصیت شان علائم متفاوتی را از خود در روابط اجتماعی نشان می دهند . بطور کلی علائم فیزیولوژیکی و روانی زیادی وجود دارد . برای مثال عرق کردن -دل پیچه – لرزش اندام – بی حس شدن – از دست دادن تمرکز حواس – دچار لکنت شدن – گر گرفتن – کلافه شدن و غیره. در نهایت افرادی که دارای خجالت، ترس از جمع و یا عدم اعتماد به نفس در روابط اجتماعی می باشند دچار اختلالات عاطفی و رفتاری گوناگونی چون افسردگی، استرس و اضطراب، اعتیاد و غیره می شوند.

درمان خجالت و ترس از جمع:
بسیاری از افرادی که دارای خجالت و ترس از جمع هستند و یا به عبارتی اعتماد به نفس لازم در ابراز وجود در روابط اجتماعی را ندارند و دچار استرس و اضطراب میگردند . اگر چه فنون درمانی روانشناسی چون شناخت درمانی، رفتار درمانی و روانکاوی میتواند به فرد کمک نماید تا نسبت به مشکلات خویش شناخت پیدا کرده و راهبردهایی را برای کاهش اضطراب خویش بکار گیرد. با اینحال از آنجایی که ریشه این مشکلات در اعماق ذهن ناهشیار نهفته است هیپنوتیزم درمانی به کمک دیگر روشهای روانشناسی میتواند قویترین ابزار درمانی باشد.
پیوستها:
درمان استرس|درمان افسردگی|درمان زود انزالی|درمان انزال زودرس|درمان خجالت|عدم اعتماد به نفس|استرس
مقالات زیر متعلق به افراد و سایت های مختلف دیگر می باشد که به منظور اطلاعات بیشتر برای شما فراهم شده و از لحاظ علمی بودن و یا غیره مسئولیتی متوجه این سایت نیست .
اما اگر به منظور درمان مشکل تان به این سایت مراجعه نموده اید و تا کنون با دیگر روشهای درمانی نتیجه ای نگرفته اید موارد سمت راست سایت را مطالعه نمایید . امیدوارم راهنمای خوبی باشد.
آیا شما در کنار دیگران احساس آرامش نمیکنید؟ اگر پاسخ آری است؛ پس باید گفت این «دیگران» هستند که شما را میترسانند. آیا ترس و هراس شما از دیگران طبیعی است؟ آیا این طبیعی است که یک نگاه، یک لبخند یا یک حرکت دیگران اغلب از سوی شما به بدترین شکل تعبیر و تفسیر شود؟ پاسخ من اینست که: تا حدودی عادی است.
علائم خجالت
– تنگی نفس یا منقبض شدن عضلات
– لرزش لبها و دستها و پاها
– خشک شدن بزاق در دهان
– عرق کردن زیاد از حد

اثرات خجالت
خجالت میتواند زندگی را متزلزل سازد و از رشد زندگی افراد جلوگیری میکند.
– خجالت مانع از تجلیافکار عالیاست، و تلاش افرادی را که میتوانند تا بالاترین مراتب اجتماعی صعود کنند بیاثر میسازد.
– خجالت از پیشرفت افراد باهوش که شایستگی مدیریت و رهبری را دارند جلوگیری میکند
– کمرویی باعث میشود عقاید مطرح نشود.
کمرویی بسیاری از افراد را غمگین میکند. اینگونه افراد گرچه در تمام زندگی رویای معاش و دوست بودن با دیگران را میبینند، ولی با جدا کردن خود از جمع، رویای آنها شکل واقعی به خود نمیگیرد.
اثرات جسمی
ترس مهمترین عامل در خجالت است. گاهی ترس خیلی شدید نیست و فقط یک نوع دلواپس ایجاد میکند. زمانی ترس آشکارتر شده و باعث انقباض در نای یا اطراف قلب میشود.
اشکال در سخن گفتن
افراد کمرو به طور معمول از ناراحتی تنفسی رنج میبرند. این ناراحتی با انقباض قفسه سینه ایجاد میشود، در نتیجه کلمات بصورت ضعیف و بیمارگونه بهگوش میرسد.
انقباضهای عضلانی
افراد خجالتی از انقباض عضلات رنج میبرند و این مانع از تحرک کافی در آنهاست. افزون بر این شخص خجالتی چون میداند یا اعتقاد دارد که به او نگاه میکنند، پاهایش سفت و سخت شده و آنها را بهزحمت روی زمین میکشد، همچنین انگشتان او میلرزد.
خستگی
یک شخص کمرو پس از هر بار احساس «ترس از حضور در جمع» دچار خستگی زیادی می شود که ناشی از حالت کلی انقباض عضلانی است.
کسل شدن
حقیقت اینست که شخص کمرو غیر از چیزی که او را میترساند، از همه چیز غافل است. میزان دقت و هوشیاریش کم می شود. و قدرت ادراک حسی او نیز همپای آن کاهش مییابد. به همین دلیل یک ناطق کمرو آنچه را که درباره یک موضوع عنوان کرده است فراموش میکند.
اختلالهای عروقی
انقباض و انبساط رگهای بدن باعث سرخی یا پریدگی رنگ چهره افراد کمروست و این خود یکی از دلایل ناراحتی آنهاست.
اختلال در غدههای ترشحکننده بدن
با توقف ترشح بزاق؛ دهان و لبهای آدم خجالتی خشک میشوند و دستها و زیر بغل او فوقالعاده عرق میکند.
اثرات روانی
احساس ترس و نگرانی
بطور کلی یک شخص خجالتی فردی لایق و ارزنده است؛ و با ناامیدی احتیاج دارد که دیگران قدر و ارزش او را بدانند. آدم خجالتی از شکست در اجتماع میترسد. او همیشه از اینکه دیگران او را حقیر بشمارند در هراس است.
شخص کمرو حتی زمانی که مقاومت میکند و از فرار کردن دوری میجوید؛ اضطراب و دلهره وحشتناکی او را فرامیگیرد و بر او غلبه میکند.
معمای ذهنی
اگر از یک شخص خجالتی حتی اگر باهوش هم باشد سوال شود ، خاموش میماند و چنان بهنظر برسد که مات و مبهوت شده است. در شرایطی دیگر با صدای بلند میخندد اما جرأت گفتن حتی کلمهای ندارد. پس از این حالت شخص کمرو مغزش از کار میافتد.
بیشتر افراد خجالتی را میتوان در سه حالت زیر مشاهده کرد
– حساس: خیلی راحت آشفته می شود. شخصیت خیلی عاطفی دارد. بالاتر از همه، شخص حساس غیرفعال است.
– عصبانی: خیلی بیثبات، بیاختیار، غیرقابل تغییر و عاطفی است. چنین فردی غیرفعال است.
شجاع و متهور: چنین شخصی تندخو، جاهطلب، خشن و غیرقابل انعطاف. برخلاف دو گروه پیشین فعال است.
افراد حساس، عصبانی و خجالتی را خطر «واخوردگی یا کنار گذاشته شدن»؛ و دوری گزیدن دیگران از آنها تهدید می کند. زیرا این باور را دارند که در سلک شکستخوردگان اجتماع خواهند بود! به همین خاطر است که شخص خجالتی از حضور در جمع دوری میگزیند. در حقیقت آنها خودشان پیشتر از آنکه دیگران آنها را کنار بگذارند، گوشهگیری کردهاند. اشتباه افراد خجالتی درست در همین نقطه است. چرا که با ترس از شکست پیش از آنکه حرکتی را شروع کنند شکست میخورند.
بررسی صفات دیگر افراد خجالتی
شخص خجالتی بهخاطر داشتن احساس عاطفی تا حد زیادی تحتتاثیر حوادث است . او غیرفعال است، از اینرو بجای تلاش برای عمل یا عکسالعمل داشتن، هیجانهای خود را مخفی میدارد. بنابراین یک شخص کمرو وقتی وارد عمل می شود اغلب درمییابد که مشکل او حل شده است.
خجالتیها به جامعه باز میگردند
اشخاص خجالتی از جامعه میترسند، با این حال به جامعه باز میگردند چون:
– نیاز زیادی به محبت دیگران دارند.
– همچنین نیاز دارند به دیگران محبت کنند.
شخص کمرو اغلب فعال نیست به این علت خیلی ناراحت است و ناشیانه عمل میکند. هنگام سخن گفتن تمام نشانههای تمایل به گریختن را از خود نمایان می سازند. شخص باید تسلط بر کلام و بیان آنها را بیاموزد و در حرکات خود دقت کند.
بنابراین تکرار میکنم اجازه ندهید که عواطف بر شما غلبه کنند.
شخص خجالتی آسیبپذیر است
فرد خجالتی بخاطر آسیبپذیر بودن هنگام حمله بیدفاع است و قادر به عکسالعمل سریع نیست. بخاطر غیرفعال بودن، فاقد هر نوع وسیله دفاعی است.
همیشه احساس میکند مورد تهدید است حتی زمانی که کسی قصد سوئی نسبت به او دارد.
شخص خجالتیاز اینکه مرکز توجه و علاقه باشد رنج میبرد. از سویی دیگر از بیتفاوتی متنفر است. در مجموع شخص خجالتی از سر و کار داشتن با دیگران خشنود نیست اما انتظار دارد که دیگران در برخورد با او ادب و نزاکت را رعایت کنند.
شخص خجالتی همیشه در جمع مراقب است که دیگران چه میگویند. او سادهترین تغییرات را در صدا، خنده و نگاه افراد بهخاطر میسپارد. این فرد تصور میکند با پنهان شدن در لاک دفاعیخود می تواند خود را حمایت کند، در حالیکه به این ترتیب فقط غذای فکری او تامین خواهد شد و بجای حمایت صدمه خواهد دید.
فصل دوم: علائم و مظاهر خجالت
ترس از حضور در جمع
ترس از حضور در جمع را میتوان به عنوان حمله شدید خجالت تلقی کرد. حمله ترس از حضور در جمع را میتوان از راههای زیر برطرف کرد:
– با شروع کاری این حمله نابود میشود یا شخص گرفتار حمله ناگهانی، کاری را که شروع کرده است متوقف سازد.
-ترس از حضور در جمع عموما دو نوع حالت روانی نیز در افراد ایجاد میکند:
– شخص خجالتی آنچه را که به هنگام ترس از حضور در جمع رخ داده است، اصلا بهیاد نمیآورد
– هنگام ترس، او ناخودآگاه و خودکار عمل میکند
خجالت جنسی
این نوع خجالت در جوانان رایج و عادی است. دوره بلوغ و نوجوانی باعث تحریک استعدادهای عاطفی است. کمرویی در دوره بلوغ بیشتر از دخترها در پسرها رایج است. ملاحظه می شود که مقررات بیموردی بین پسران و دختران وجود دارد:
– پسرها ناشیگری و بیتجربگی خود را بصورت رفتارهای مخالف با زنان بروز میدهند.
– دخترها نیز خجالت خود را با رفتاری حاکی از تمسخر و ناز کردن پنهان میکنند.
اگر حالت دوران جوانی و بلوغ طولانی شود چه اتفاقی رخ میدهد؟ در تمام مراحل زندگی فرد تاثیر خواهد گذاشت.
خجالت موقتی
اگر شما خجالتی هستید، بهاین دلیل نیست که با محیط سازگاریندارید. بلکه بطور یقین برای خود مانعی ایجاد کردهاید. برای در امان بودن از شر خجالت باید خیلی سریع خود را با تمام شرایط هماهنگ سازید. از بین رفتن خجالت موقت بستگی به عادت کردن شخصی با محیط دارد.
آیا خجالت یک بیماری است؟
بیتردید بله. خجالت به هر میزان که باشد در اکثر موارد بیماری است. این حاالت، همچنین علامتی است برای بیماری روانی. فراموش نکنید که خجالت واقعی اگر بهخاطر بیم از ناتوانی و سستی روانی باشد عذاب دائمی را بهدنبال خواهد داشت. افرادی که بطور حقیقی خجالتی هستند مدام در حالت ترس زندگی می کنند. این ترسی مبهم است که نمیتوان از آن رهایی یافت. از همین نوع ترس میتوان از دلواپسی و نگرانی نام برد.
کمرویی و شرم
کمرویر و شرم دو عارضه مهم هستند که شخص خجالتی را آزار می دهند. گاهی شرم ا سرخ شدن صورت ظاهر می شود و همیشه با سردگمی همراه است. اشخاص خجالتی اغلب درباره خود قضاوت میکنند. اهمیت زیادی برای دیگران قائل می شوند، دیگرانی که عملا شایستگی آنرا ندارند.
شخص کمرو بهاین دلیل احساس شرمساری دارد که خود را از دید دیگران بیارزش می داند.
روی دیگر سکه خجالت
دسته بزرگی از افراد هستند که بهنظر میرسند خجالت روی صورت آنها نقاب کشیده شده است. کسانی که لاف میزنند، غوغا بپا میکنند تا بهاین ترتیب کمرویی خود را پنهان کنند.
معنای جبران چیست؟
وقتی انسانی مجبور شد حقارت را احساس کند. تلاش میکند بر خود مسلط شود. او انسانی است که خواری دیده و سعی میکند که دیگران را پست و خوار سازد. اما با عجله نباید داوریکرد، باید دریابیم که تغییر در این موازنه مفید یا اینکه زیانآور بوده است.
جبران بیولوژیکی
این تلافی یکی از وسایلی است که بوسیله طبیعت برای درمان یک نقص سیستم بهکار میآید؛ همچنین میتواند تعادل عادی را برقرار سازد. اگر مردی یک پایش کوتاه است، بهشکلی که باید به سوی دیگر بدنش متمایل شود ستون فقراتش با خم شدن میتواند آنرا جبران کند.
تعریف جبران با واژههای روانشناسی
شخصی که احساس حقارت میکند به هر دلیل به دو شکل واکنش نشان میدهد:
1- از هر چیزی که او را بترساند، دوری خواهد گزید. این حالتی است که آن را «کمبود جبران» میگویند.
2- او میتواند عکسالعمل مثبتی داشته باشد ولی در عمل زیادهروی می کند. همان حالتی که فوق جبران نامیده میشود، البته این یک جریان دفاعی است.
در زندگی اجتماعی
شخص خجالتی از دیگران میترسد و میتواند دیگران را بترساند. اعتمادبهنفس او یک نقاب است یک نقاب مقوایی نه آهنی! باطن او همچون ظاهرش استوار نیست. و به عبارت دیگر از درون حمایت نمیشود. شخص خجالتی و مغرور همواره نگران کنار رفتن نقاب از مقابل چهره خویش است. این ترس باعث تشدید دلهره است.
عاطفی کیست؟
همه هستند. در سرشت همه ما عاطفه وجود دارد و شدت و ضعف آن بطور قابل ملاحظهای به خصلتها و شرایط محیط بستگی دارد.
عاطفه چیست؟
عاطفه اصلیترین خصوصیت بشر است. این ویژگی انسان را به پذیرش پسندیدهها و گریز از ناپسندیدهها وامیدارد.
حد قابل قبولی که همه باید به آن دست یابند
کمال مطلوب اینست که بدون کمرویی یا تهاجم بتوانیم بر عواطف خود غلبه کنیم.
مغز
منبع اصلی عاطفه، در مهمترین مرکز عصبی بدن انسان یعنیمغز قرار دارد. مغز بعنوان مهمترین عضو بدن دو قسمت اصلی دارد: قسمت تحتانی و قسمت فوقانی
قسمت تحتانی: این قسمت ویژه عواطف، غرایز، عادات، خاطرات از یاد رفته و حالات انسان است.
قسمت فوقانی: این قسمت، لایه رویی و تیره مغز است که آن را قشر مخچه مینامند. خودآگاهی و اراده بستگی به کارکرد منظم مخچه دارد.
این قسمتها از طریق کانالهای عصبی در ارتباط دائم هستند. ار قشر مخچهای ضعیف شود، قسمت تحتانیغلبه میکند و نتیجه آن: تشدید عاطفه، عصبانیت، هیجان و غیره میباشد. اثرات این عواطف بدون خواست شما آشکار میشوند. چرا که دستگاه کنترل طبیعی شما (مخچه) ضعیف شده است. مغز شما نیز مانند دیگر اعضا بدن از مراقبت کافی باید برخوردار باشد.
آیا شما شدیدا عاطفی هستید؟
عاطفه عادیاست. اما چه وقت؟ هنگامیکه شدت و دوام آن، با شرایطی که آن را ایجاد کرده است متناسب باشد.
عاطفه زیادی
وقتی شخص عاطفی، احساسات عاطفی در درونش به غلیان میآیند؛ و روی ارگانیسم بدن او اثر میگذارند. با اختلال در کار مغز قشر مخچه نیز از وظیفه باز میماند. پس از آن تشنجهایی که از ناحیه تحتانی مغز نشأت میگیرند، شروع میشوند. عوارض این حالت ترس از حضور در جمع افراد و هراس است و فرد خجالتیبرای رها شدن از چنگال ترس میگریزد. اما… ترسی که وجودش را احاطه کرده بود، در ضمیر ناخودآگاه او جایگزین میشود. اگر این شخص بار دیگر به محل یاد شده باز گردد، این بار به خاطر وجود سابقه ذهنی بد، حالت بحرانی شدیدتر خواهد شد.
افراد فوق عاطفی دو صفت ویژه و مهم دارند که عبارتند از:
حالت شک و تردید دائمی و نداشتن قاطعیت در تصمیمگیری
ترس
بین ترس عادی و ترس ناشی از بیماریروانی تفاوت قائل شد. پس باید گفت ترس دو سطح دارد؛ یکی اضطراب و نگرانی و دیگری ترس به مفهوم واقعیکلمه.
اضطراب
اضطراب یک حالت روانی است. شخصی که دستخوش اضطراب است احساس می کند که همیشه خطریاو را تهدید میکند. او غیر از بلای بزرگی که احساس میکند او را تهدید میکند به چیز دیگری نمیاندیشد. بنابراین روز به روز افکارش پریشانتر میشود.
هنگامیکه اضطراب نفوذ کرد و جاگیر شد. در جسم انسان پدیدههایی ظاهر میشوند که نشانههای ترس هستند:
– تنگی نفس
– نوسان شدید در ضربان قلب
– انقباض عضلات
همینطور شخصی که دچار اضطراب یا ترس میشود، نمیتواند خود را با اجتماع پیرامونش هماهنگ سازد.
فصل سوم: علتها و معلولها
در بحث کلی، حالت ناراحتی و بیمار بودن در جمع را، خجالت مینامیم. همچنین عوامل دیگری نیز وجود دارند که عبارتند از عاطفه،ترس و ناسازگاری.
میخواهیم بدانیم اصولا چرا احساس هراس، گناه، رانده شدن از اجتماع وجود دارد. در حالیکه شخص میخواهد به اجتماع خود وابسته باشد
احساس حقارت
رایجترین نوع احساس است. احساس حقارت،به شخص خجالتی این باور را القا میکند که نسبت به دیگران حقیرتر است.
آیا احساس حقارت چیزی غیرعادی است؟ احساس حقارت در کودک طبیعی و عادیاست. احساس حقارت در مقابل دفاع شخصیت، ناپدید میشود. پس هر امری که شخصیت جوان را تحتالشعاع قرار دهد و از دفاع بازدارد؛ احساس حقارت را در وجود او افزوده است. تحت تاثیر عوامل محیطی، تربیت و مذهب میتوانند احساس حقارت را در ذهن یک کودک نقش بندند و آثار آن تتها در دوران بلوغ و جوانی بماند. اثر نامطلوب این احساس در زندگی شخص منشاء ناکامیها، ترس و خجالت خواهد شد. این حالت مکانیسمهای گوناگون دفاعی از جمله پرخاشگری را ایجاد خواهد کرد.
قدردانی
مهمترین و نیرومندترین عامل حرکت و بر انگیخته شدن در بسیاری از افراد را مورد تحسین و تشویق قرار گرفتن است.
خودبینی
احساس تواناییانسان در مقابله با مشکلات و حل مسائل مربوطه افزایش میدهد. می دانیم که در زندگی اجتماعی آگاهی فرد از میزان توانایی خودش چقدر اهمیت دارد. اگر در شرایطی این آگاهی کاهش یابد، در زندگیاو مشکلات فراوانی بروز خواهند کرد؛ که از جمله آنها خجالت است.
چه عواملی عقیده شما را نسبت به خودتان تعیین میکند؟
دو عامل اساسی را در این رابطه میتوان نام برد:
– مشکلات انجام وظیفه
– میزان رشد و بلوغ فکری شخص: سن عقلیمشا با سن جسمی شما هماهنگ باشد.
چگونه احساس حقارت را بشناسیم؟
با آزمایش زیر:
– حرکات بدن
– حالت نگاهداری سر
– سبک سخن گفتن
– طرز راه رفتن
افراد خجالتی بدن خود را غیر عادی راست نگاهمیدارند و حرکات کوتاه و سریعی دارند. اینگونه افراد هنگام سخن گفتن انگشتانشان را جمع میکنند. حرکات و اشارات آنها ناشیانه، بیلطافت و خشک است.
بیشتر اوقات ما فکر میکنیم که احساس حقارت شخص چیزی سطحی است،اما اینطور نیست. این موضوع تمام شخصیت فرد را ضایع میکند و در هر یک از اعمال شخص نیز انعکاس دارد. حضور کامل این احساس را در اختلالات روانی، تخلفها،اعتیاد به داروهایمخدر و انحرافات جنسی میتوان دید.
فصل چهارم: فرار
آیا میتوان بجای کمرویی یا پرخاشگری در همه حالتها آسوده خاطر و متعادل بود؟
پرش از هر چیز باید بهخاطر داشته باشیم:
برای اصلاح شخصیت، باید در تلاشی پیگیر، برای شناخت عواملی باشیم که خجالت و احساس حقارت را بهوجود میآورند. عقاید نامربوط و اشتباه را باید نخست شناسایی کنیم و سپس در اصلاح آن بکوشیم.
خود را بشناس
بدون شناخت واقعی خودمان هرگز نمی توانیم خجالت، ترس یا احساس خودکمبینی را از خود دور کنیم. برای مبارزه با خجالت باید ابتدا شخصیت را بشناسیم و متعادل کنیم. چرا که خجالت ناشی از شخصیت است. اگر شما میخواهید بر خجالت غلبه کنید، باید از خود بپرسید که : «شخصیت واقعی من چیست و به چه صورت است؟»
باید این اصل را مورد نظر داشته باشیم، که برای تمام افراد خجالتی اقدام کردن مشکل است و آنها هنگام عمل کردن ناتوان و ضعیف هستند. بیشتر افراد خجالتی در حمایت از خود و قبولاندن حقایق خود به دیگران ناتوان هستند و جز در بعضی از موارد اینکار را با بدگمانی و پرخاشگری انجام میدهند.
گوشهگیری
شخص کمرو بخاطر خجالت است که احساس میکند میل دارد تنها و جدا از اجتماع باشد اما بهجای اینکه خود را مقصر بداند سعی دارد گناه این گوشهگیری را به گردن دیگران بگذارد.
شخص خجالتی باید به خاطر داشته باشد که :خجالت او از هر چیزی مایه گرفته باشد نباید انسانیت را مقصر بداند. اگر در پرورش او اشتباهی رخ داده که باعث بروز کمرویی او شده است بدان معنا نیست که تمام افراد مانند مربیان او دچار اشتباه می شوند. بنابراین افراد گوشهگیر باید زمان حال را مورد توجه قرار دهند و گذشته را فراموش کنند.
در بهشتی که احمقها برای خود ساختهاند زندگی نکنید!
بسیاری از افراد خجالتی به انزوای خود نوعی مباهات میکنند. آنها تظاهر میکنند که این شیوه زندگی کردن برای آنها راحت است و کمترین زحمتی ندارد اما آنها خود از این زندگی راحت نیستند. و این نکته آشکار است که زندگی کردن خارج از اجتماع زندگی بدون عشق است و زندگی بدون عشق را هم نمیتوان زندگی دانست. بنابراین گوشهگیران باید:
– یا در انزوای خود باقی بمانند و رنجهای حاصل از آن را تحمل کنند.
– یا بپذیرند که باید گوشهگیری را کنار گذاشته و به اجتماع بازگردند
– در انجام چنین کاری آنها باید یاد بگیرند که چگونه روش و رفتاری را که به عادت تبدیل شده است، از میان بردارند.
فراگیری
اجازه دهید بپردازیم به موانعی که شخص کمرو باید با آنها روبرو شود
کاه و کوه
شخص کمرو بهسادگی آسیبپذیر خواهد شد. کمترین حمله یا انتقاد به او صدمه خواهد زد. مایل است اینطور فکر کند که فقط اوست که رنج میبرد. در حالیکه باید بداند چقدر در اشتباه است.
شما باید عادت کنید از خود بپرسید: «آیا این حمله در حقیقت متوجه من است؟ آیا من در حالت عاطفیهستم و از کاه کوهی می سازم؟»
از لحظهای که او شروع کند و واقعیت را از دروغ جدا سازد. کمکم قدرت او را در افکارش غوطهور کند. کمکم قدرت او برای غلبه بر این حالت افزایش خواهد داشت. اما بهیاد داشته باشید که این تمرین نباید در خلال لحظههای بحرانی یا همزمان با این لحظهها شروع شود.
یاد بگیرید به دیگران نگاه کنید
به خود بیاموزید که نترسید در عوض بطور مستقیم به چشمان کسی که با شما صحبت می کند، نگاه کنید. یا به نقطهای بسیار نزدیک به چشمان او، خیره شوید.
پس یاد بگیرید چگونه آرامش خود را حفظ کنید. سعی کنید تا حد امکان کمتر چشمهای خود را باز و بسته کنید. سعی کنید افکار و واکنشهایتان قیافه شما را تغییر ندهند.
مقاومت در برابر «به فکر فرو رفتن»
اگر شمل عادت دارید که در فکر فرو غوطهور شوید. بدانید که یک ضربه کوچک میتواند به آسیب دائمی تبدیل شود. درمان این نوع «بهفکر فرو رفتن» بدو صورت امکانپذیر است:
یکی فراگیری «بهموقع و به جا عمل کردن» و دیگری تمرین «به موقع آرام بودن» باید بیاموزند که «خود» را فراموش کنند و ذهن خود را از چیزهایی که باعث «به فکر فرو رفتن» می شود، دور کنند. تنها راه تامین آرامش تمرین تدریجی و طولانی است.
چگونه می توانیم آرامش ذهنی به دست بیاوریم؟
صدایی را که بیشترین تنفر را از آن دارید انتخاب کنید. سعیکنید با ظاهری آرام و خونسرد با آن برخورد کنید و هرچه سریعتر آرامش خود را حفظ کنید.
اما توصیه میشود که این عمل را زیاد تکرار نکنید
جاهطلبی
بیشتر افراد خجالتی در اصل جاهطلب هستند. در همین نکته یک دوگانگی آشکار می توان یافت:
– شخص خجالتی جاهطلب است
– برای رسیدن بهاین آرزو، باید از حقوق خود دفاع کند
بسیاری از افراد خجالتی آرمانهای بزرگی دارند و سعی میکنند که خواستهای خود را عملی سازند ولی اینکار از روی یک انگیزه آنی و بدون استدلال است. او از انجام عمل منصرف و از آن رویگردان میشود. اینجاست که عقده حقارت فعال میشود.
شخص خجالتی خیلیمایل است که شکستهایش را بزرگ جلوه دهد. اصرار او در هر کاری که آغاز کرد، همیشه اینست که نخستین بار موفق شود. این احساس او ناشی از خود کمبینی است. او گامبهگام باید با این امیال مبارزه کند و بداند هر شکست میتواند تجربهای تجربهای برای پیروزی در آینده باشد.
فصل پنجم: خود را بشناس
برخورد یک بعدی با مشکل
فرد خجالتی مشکل را از یک بعد یا جهت آن میبیند و باور میکند که حل مشکل به این جنبه وابسته است.
علتها
پشت همه احساسهایواقعی خجالت «چیز دیگری» پنهان است.
اما علتهای اصلی خجالت کدامند؟
در نتیجه خجالت و ضعف اتکاءبهنفس، در اثر نداشتن سازش با جامعه بوجود میآید. این حالت به شرایط محیط و در سطحی بالاتر به واکنش درونی شخص به اوضاع و شرایط وابسته است.
محدودیتهای بزرگ در اجتماع کدامند؟
سه عامل بزرگ که در صورت عدم برخورد صحیح میتوانند باعث آسیب شوند عبارتند از:
– زندگی خانوادگی و تحصیل
– مذهب، در صورتیکه برداشت درستی از آن نداشته باشیم.
– جنسیت، هنگامیکه درباره آن بدآموزی شود یا تعبیر نادرستی در کار باشد.
بطور یقین میتوان گفت که زمینه رشد بالقوه خجالت ناشی از این سه عامل است و 90% از عقدههای حقارت به یکی از این سه عامل یا مجموع آنها بستگی دارد.
روش تربیت و خجالت
علت بنیادی انواع خجالت را میتوان در سختگیریهای نابجای پدر و مادر و معلمانی ردیابی کرد که قدرت ذهنی کودک را درک نکردهاند.
بعضی از افراد تصور میکنند که اعمال یک کودک، همان مفاهیم اخلاقی اعمال بزرگترها را داراست. آنها نمیدانند که بسیاری از کارهای یک کودک در اصل بیاهمیت است.
امنیت دادن
یک کودک، بالاتر از هر چیز، به احساس امنیت نیاز دارد. اگر اولیاء سختگیر به فرزند خود ضربه میزنند، پدر و مادر بیش از اندازه نگران نیز به روح فرزند خود آزار بیشتری میرسانند. بسیاری از افراد کمرو و ترسو هستند تنها به این خاطر که در جوی از نگرانی و اضطراب پرورش یافتهاند.
برداشت نادرست از مذهب
بسیاری از تعالیم مذهب بر پایه ترس از اعمال خطا و مجازات و پاداش در دنیا و آخرت عنوان می شود. بسیاری از پدر و مادرها خداوند و شیطان را برایفرزندان خود بعنوان چیزی ترسناک و همیشه حاضر تصویر میکنند. این اشتباه است. ما باید برای کوک یا نوجوان خود حالت ذهنیای ایجاد کنیم که هنگام گناه بداند خدا ناظر است و بهخود آید و دوریکند.
درک صحیح و برداشت درست از مذهب باید این شجاعت را در ما افزایش دهد که خود را آنطور که هستیم، مشاهده کنیم. این برداشت باید به عنوان نقطه شروع و الهامبخش ما باشد تا عشق و غرور را جایگزین شرم سازیم.
فصل ششم: درمان خجالت
خجالت درمان قطعی دارد در صورتیکه به منشاء آن حمله کنیم و آنرا ریشهکن سازیم.
درمان جسمی
این درمان بیشتر برای غلبه بر حالت فوق عاطفه صورت میگیرد. دقت در کارهایی که باعث تقویت اعصاب میشوند. استراحت، استفاده درست از دارو، مراقبتهای پزشکی و تمرکز حواس همگی به عنوان درمان شخصی فوق عاطفی به کار میرود.
درمان روانی
روان درمانی از دو راه عملی است.
– بوسیله خوددرمانی
– یا با کمک روانپزشک
در خودیاری برای درمان، شخص باید وجود خود را بررسی کند یعنی به درونکاوی بپردازد. همچنین باید بتواند جسورانه با آشفتگی و اندوه که دوریناپذیر است برخورد کند.
خجالتی انسانی است که آشفتگیهای عاطفی را تحمل میکند. اما 90% این آشفتگیها به ضمیر ناخودآگاه انسان باز میگردند.
درمان خجالت فقط با بررسی دقیق و کامل زندگی روحی و درونی بیمار امکانپذیر است. شما باید رویدادهای جزئی زندگی روزانه خود را، بطور دقیق بررسی کنید. همچنین روابط خود را با کسانی که ملاقات می کنید، مورد مطالعه قرار دهید.
این بررسی به شما فرصت میدهد :موجود ناشناختهای را که در درون شماست شناسایی کنید. باید از صمیم قلب، و با وجدان آگاه، در این راه گام برداریم؛ و به هنگام کشف حقایق بیم به خود راه ندهیم.
مهمترین مساله برای موفقیت در این راه بیباکی و پایداری است. بعد از سپری کردن این مرحله، ما خود را آنطور که هستیم میبینیم.
چگونه شخصیکه خجالتیاست میتواند خود را تجزیه و تحلیل کند؟ ابتدا باید بپذیرد که خجالت یک علامت و نشانه است. در گام بعد باید جوانب گوناگون زندگی خود را بررسی کند و تلاش کند سرچشمه مشکلات خود را در ناسازگاری با محیط پیدا کند.
از راه دیگر مشکلات بزرگی که در راه خودشناسی باید خیلی حساب شده با آن برخورد کرد، مقاومت درونی است که شخص با آن مواجه میشود.
انسانهای خجالتی که خود را تجزیه و تحلیل میکند، باید خود را عادت دهد از کنار تمام احساساتی که داشته است، بیتفاوت بگذرد.
اگر خجالت از آسیبهای ناخودآگاه سرچشمه میگیرد، با پیدایش خودآگاهی و در اثر هشیاری شخص ناپدید خواهد شد.
برای خود درمانی، دروننگری دقیق لازم و ضروریست . در پشت صحنه روان انسان مسائلی است. که فقط یک متخصص میتواند با استفاده از روشهای ویژه روانکاوی آنها را درک کند و بفهمد. روانپزشک زاویههای صحیح را برای حمله به بیماری مییابد و به بیمار کمک میکند که مشکلات خود را از همان زاویهها و همانطور که هستند ببیند، نه آنطور که خویشتن خجالتی غیرواقعی میبیند.
مواردی که باید دوری کرد:
– ناراحت شدن و بهخاطر سپردن مطالبی که نتیجه مهمی ندارند.
– بدون اندیشه و با تحریک شدن یکباره اقدام کردن
– با کوچکترین صدا از جا برخاستن
– زود عصبانی شدن
– تغییر حالت سریع از شادی به غم
– برای انجام کارهای گوناگون تلاش سریع کردن
– سطحی اندیشیدن
مطالبی را که باید همیشه در نظر داشته باشید
– فقط مطالب جدی را، جدی بگیرید.
– فقط بعد از یک واکنش آرام، عمل کنید
– به هوش باشید که شاید نظر دیگران زیانآور نباشد.
– خصلت مناسب را حفظ کنید.
– با اندیشه و فکر قضاوت کنید
– قاطع و سریع عمل کنید.
– کارها را یکی، یکی قبول کنید و به انجام برسانید.
– طوری رفتار کنید که از کار خود لذت ببرید.
– به علتهای اساسی و مهم توجه کنید.